تبليغاتX
کمیته دفاع از مقاومت اسلامی لبنان

آن گاه که اولین شراره­های جنگ در تاریخ 13/4/1975 شعله کشید امام موسی صدر همه مساعی وتلاش خویش را در همه زمینه­ها به کار گرفت تا آتش جنگ را خاموش کند. او که با نگرشی عمیق و تیزبین خود عمق توطئه را می­­دید، در تاریخ 15/4/1975 در یک پیام عمومی مردم را از گرفتار شدن در دام توطئه­های دشمن صهیونیستی و افتادن در مرداب فتنه بر حذر داشت و در همین حادثه بود که شخصیت جهانی و نفوذ او نمایان گردید، زیرا هر دو جنگ با ابتکار عمل و تلاش­های شخصی امام صدر همچون اعتکاف در مسجد و دیدار با سران کشور­ها پایان گرفت.دوره اول جنگ 1975 آغاز شد و تا دی ماه همان سال به نفع فالانژیست­ها ادامه یافت ودر حالی که تمام رهبران ملی و مسلملنان حاضر در کنفرانس عرمون از دخالت سوریه نا­امید شده بودند، امام صدر به دمشق رفت و حافظ اسد را برای دخالت نظامی در لبنان متقاعد نمود. روز بعد نیروهای سوریه در قالب ارتش آزادی بخش فلسطین وارد لبنان شدند و به دنبال چند ساعت نبرد فالانژیست­ها تسلیم ودور اول جنگ پایان یافت.

دور دوم جنگ که در سال 1976 مطابق با اردیبهشت تا مهر سال 1355 ادامه داشت، قطعأ یکی از تلخ­ترین مقاطع تاریخی لبنان به شمار می­رود. در این دوره از جنگ، گروه­های فلسطینی و احزاب چپی لبنانی که از سوی برخی از کشور­ها من­جمله مصر حمایت می­شدند با نیروهای سوری درگیر شدند، متعاقب آن فالانژِست­ها با سوء استفاده از برادرکشی و غفلت جبهه اسلامی، مناطق مسلمان نشین و اردوگاه­های فلسطینی را مورد تاخت و تاز قرار دادند. امام صدر با میانجی­گری میان حافظ اسد و انور سادات موفق گردید تا این دو تن را به همراه دیگر رهبران لبنان، سازمان مقاومت قلسطین، عربستان سعودی، و کویت در قالب کنفرانس محدود سران کشورهای عربی در ریاض و قاهره گردهم آورد و بدین­ترتیب به اختلافات مصر وسوریه پایان دهد. در نتیجه، جنگ داخلی دوساله لبنان با دخالت نیروهای حافظ صلح عربی رسمأ خاتمه یافت.

امام صدر تاریخ 11/5/1977 اعلامیه­هایی را مبنی بر عمل به یک سلسله پیشنهادات اصلاحی سیاسی و اجتماعی و مبادی بنیادین جهت ساختن یک لبنان جدید در چهارچوب زندگی باحسن تفاهم و مسالمت­آمیز فرقه­های مختلف مذهبی منتشر ساخت. وی در اعلامیه مذبور، قرارداد جدید را به­جای قرداد قاهره در مسیر تنظیم روابط دولت لبنان و مقاومت فلسطین ضروری خواند. با توجه به عدم ورود نیروهای حافظ صلح به جنوب لبنان و رنج ومحنتی که در اثر درگیری­­ها و تجاوزات اسرائیل به جنوب لبنان وارد می­آمد، امام صدر در سخنرانی­ها ومصاحبه­های مطبوعاتی نسبت به فاجعه­ای که در جنوب لبنلن شرف وقوع بود، خطر توطئه توطئه­گران و اشغال این منطقه از طرف دولت غاصب و متجاوز اسرائیل را به شدت هشدار می­داد و اعلام خطر می­نمود. وی خواهان تحقق صلح در منطقه جنوب ابنان و بازگشت سلطه و نفوذ دولت مرکزی به آن سامان بود.

در تاریخ 14/3/1978 مرز­های جنوب لبنان توسط نیروهای اشغالگر قدس اشغال گردید. در این هنگام امام موسی صدر دور جدید از فعالیت­های خود را آغاز کرد او در ملاقات­های خود با سران وروسای کشورهای عربی واقعیت اسفبار جنوب لبنان را بر شمرد. وی بدین منظور از کشور­های سوریه، اردن، پادشاهی سعودی و الجزایر دیدار کرد. در همین راستا در تاریخ25/8/1978 وارد کشورلیبی شد و هرگز از آن­جا خارج نشد.

+ نوشته شده توسط در شنبه 23 شهریور1387 و ساعت |

امام موسی صدر در راستای اهداف بلند خود علاوه بر فعالیت گسترده در لبنان وتماس مداوم با علمای قم ونجف ( خصوصأ حضرت امام خمینی ) و سفر به کشور های حاشیه خلیج فارس و مراوده مستمر با مصر، الجزایر، لیبی در سال 1967 م بنا به دعوت لبنانی های ساکن آفریقا امام موسی صدر به یک مسافرت پنج ماهه اقدام کرد و از کشور های نیجریه، غنا، ساحل عاج، لیبریا، سیرالئون، سنگال و گامبیا دیدن نمود. که در همه این کشور ها ملاقاتی با شخصیت های برجسته به عمل آورد. امام موسی صدر با تجربیات به دست آمده از شیوه عملکرد مصلحانی همچون سید جمال الدین اسد آبادی محور فعالیت خود را فقط متوجه سران نکرده بلکه علاوه بر ارتباط گسترده و دایم با سران کشور های مختلف و دیدار های مکرر با جمال عبد الناصر و انور السادات، حافظ اسد، فهد و امیر عبد الله وسران کشور های ساحل خلیج فارس، محمد رضا پهلوی، بومدین وهمچنین پذیرفتن و دیدار با سفرای کشور های اروپایی و آمریکایی رابطه خود را با مردم حفظ نمود و زیربنای تمام حرکت و فعالیت های خود را مردم می دانست و به صورت بسیار گسترده با مردم در ارتباط بود و این رمز جاودانگی و موفقیت امام موسی صدر در عرصه پر آشوب لبنان بود. وی در سفر به آفریقا در طی جلسات سخنرانی زمینه ارتباط شیعیان و فعالیت های اجتماعی و دینی آتی را مساعد نمود.

+ نوشته شده توسط در شنبه 23 شهریور1387 و ساعت |

امام موسی صدر پس از سالها کوشش و فعالیت در راستای اهداف اسلامی و همچنین سفر به کشور های عربی، اسلامی، آفریقایی واروپایی و شرکت در کنفرانس ها وکنگره های اسلامی که در سطح جهانی تشکیل می گردید و تماس با مردم و رجال و بزرگان و اندیشمندان و مصلحان سراسر جهان و تحقق و پژوهش پیرامون مظاهر حیات اروپایی و زندگی غربی و ایجاد ارتباط با مراکز فرهنگی، نهضت های انسانی، اجتماعی وفرهنگی تجربیات با ارزشی را کسب نمود و با وقوف کامل بر اوضاع واحوال «طایفه شیعه» و امکانات بالفعل و بالقوه آنان و همچنین قوانین جاری لبنان، ضرورت تأسیس یک تشکیلات مادر که همه شئون شیعیان را زیر نظر داشته باشد پی برد. از آن پس تمامی مساعی خود را در این مسیر به کار گرفت تا یک بار و برای همیشه مشکل جامعه شیعه را از طریق قانون حل و فصل نموده، دولت را در این مهم دخالت دهد تا در پناه آن، شئون وموقعیت شیعیان حفظ گردد. وی در ابتدا با برخی از رجال سیاسی شیعه و غیر شیعه تماس گرفت و منظور خود را با آنها در میان گذاشت. این تماس ها و ملاقات ها سالها به طول انجامید و علی رغم کارشکنی ها و دشمنی ها و موانع گوناگون که سر راه وی به وجود می آوردند از پای ننشست .

البته این مخالفت ها وکارشکنی ها امری طبیعی به شمار می رفت چرا که امام موسی صدر علاوه بر مبارزه با جبهه خارجی و استیفای حق عمومی شیعیان به منافع افراد سود جو لطمه فراوانی وارد آورده و به سلطه فئودال ها خاتمه بخشیده بود و لذا هر دو در مقابل امام موسی صدر به جبهع آرایی پرداختند ولی نتوانستند او را ازعزم آهنین خود باز داشته بلکه او با گام های استوار به سوی هدف مقدس خود پیش می رفت و در تاریخ 15/8/1966 در یک مصاحبه مفصل مطبوعاتی که در بیروت تشکیل شد آلام و درد ها و رنج های شیعیان را برشمرده و بر اساس آمار و ارقام به طریق علمی ومحققانه و گویا، در معرض افکار عمومی قرار دارد و انگیزه ها وموجبات نیاز به یک مجلس را به اثبات رسانید و به طور صریح هشدار داد که این مطلب مسئله­ای ساده نبوده. و به زودی به شکل یک درخواست عمومی و مربوط به همه شیعیان در سطح جامعه جلوه خواهد کرد. بالاخره کوششهای امام موسی صدر به نتیجه رسید و نمایندگان شیعیان در مجلس یک طرح را تقدیم مجلس شورای ملی لبنان کردند و در تاریخ 16/5/1967 به امضا رئیس جمهور لبنان رسید. و بدین ترتیب شیعیان امکان یافتند تا مجلسی را تحت عنوان «المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی» پایه گذاری نمایند تا بدین وسیله شئون طایفه شیعه را رهبری کرده، از حقوق حقه آنها که سالها مورد تجاوز قرار گرفته بود دفاع نمایند ودر تاریخ 23/5/1969 امام موسی صدر به عنوان نخستین رئیس مجلس اعلای شیعیان برگزیده شد و بر طبق قانون تأسیس مجلس، مدت این ریاست 6 سال بود اما بعد نظر به این که ریاست مجلس طایفه های مذهبی مادام العمر مقرر گردیده بود، در تاریخ 59/3/1975 به اتفاق آرای هیئت رئیسه، ریاست مجلس تا سن 65 سالگی به امام موسی صدر واگذار گردید.

+ نوشته شده توسط در شنبه 23 شهریور1387 و ساعت |

همان گونه که اشاره شد امام موسی صدر برای نخستین بار در سال 1955 م به لبنان مسافرت کرد، با اقوام خود در صور و شحور و معرکه آشنا شد. آن زمان هنوز زعیم بزرگ شیعه آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین در قید حیاط بود و توسط آن مرحوم نبوغ و مزایا و قدرت رهبری او برای شیعیان آن زمان در مجالس و محافل مختلف بازگو گردید و بر عام وخاص معلوم گشت که فقط موسی صدر شایستگی و قابلیت زعامت شیعیان لبنان را پس از وفات آیت الله شرف الدین خواهد داشت. در اواخر سال 1959 م بعد از وفات زعیم مصلح و عظیم الشأن آیت الله سید عبد الحسین شرف الدین طبق وصیت ایشان و به دعوت شیعیان لبنان که با ارسال نامه ای، از سید موسی صدر در خواست نمودند، به آن دیار هجرت نماید و زعامت شیعیان را به عهده بگیرد و این دعوت با تأیید و تأکید آیت الله العظمی بروجردی همراه شد، امام موسی صدر به لبنان قدم نهاد و در شهر صور رحل اقامت افکند وبی درنگ بعد از ورود و از همان روز های نخستین فعالیت های همه جانبه خود را آغاز کرد و این فعالیت ها آنقدر دامنه­اش گسترده شد که حیات سیاسی، اجتماعی واقتصادی جنوب لبنان وشیعیان راتحت تأثیر عمیق خود قرار داد به گونه ای که به جرأت می توان لبنان را به دو برهه تاریخی تقسیم نمود: بخش اول قبل از ورود امام موسی صدر و بخش دوم بعد از آمدن ایشان. کما اینکه کاردینال فرانس کونیگ (اسقف اعظم اتریش) به امام چنین گفت: « عالی جناب! من راجع به شما زیا شنیده ام! ایمان دارم که می­توان تاریخ لبنان را به دو دوره کاملأ مجزا تقسیم نمود: دوران قبل از موسی صدر ودوران موسی صدر».

+ نوشته شده توسط در شنبه 23 شهریور1387 و ساعت |

 امام موسی صدر جزو اولین اندیشمندانی بود که با توجه به رویکرد و تحولات اجتماعی و تأثیر آن بر روی جوانان، به نقش حیاطی و ارزنده علوم جدید پی برد و در همین راستا در اقدامی متهورانه دست به تاسیس مدرسه­ای به سبک جدید زد، تا جوانان علاوه بر کسب دانش روز از تربیت درست نیز برخوردار گردند، چرا که اکثر خانواده های متدین خصوصأ در شهر قم به واسطه جو آن زمان و ترس از آلوده شدن فرزندانشان به گرایش های غیر مذهبی دست به مبارزه منفی زده، فرزندان خود را به مدارس دولتی نمی فرستادند و در برخی از خانواده ها این موافقت حد اکثر تا پایان دورع دبستان بود. در این شرایط امام موسی صدر با همکاری فرهنگیان متدین وخدمتگذار، امتیاز یک دبیرستان ملی را از وزارت فرهنگ گرفت و دبیرستان صدر تحت مدیریت ایشان شروع به فعالیت نمود و بعد از هجرت ایشان به لبنان مدیریت مدرسه را به شخص دیگری واگذار نمود.

البته ناگفته نماند شهید دکتر بهشتی دوست همراه وهمفکر و هم مباحثه ایشان نیز دبیرستان دیگری به نام دین و دانش را تأسیس کرده بود که ضمن آموزش جوانان به علوم و فنون روز آموزش های مذهبی را نیز در برنامه درسی خود در نظر گرفته بود.

+ نوشته شده توسط در شنبه 23 شهریور1387 و ساعت |

سید موسی صدر در اوایل زمستان سال 1377ش عراق را به قصد ایران ترک کرد و مجددا به حوزه علمیه قم مراجعت و تلاش و مبارزه جدیدی را آغاز نمود او سالها پیش با دوستان وهمفکران خود در حوزه علمیه قم در مورد اصلاحات حوزه و نشر یک مجله حوزوی مذاکراتی داشت و در حقیقت انتشار چنین مجله ای در حوزه جزو آرمان های او و سایر دانشمندان حوزه بود ولی از آنجایی که زمینه این گونه فعالیت ها آن روز ها در حوزه فراهم نبود وجو غالب­ بر خلاف این نوع اندیشه ها وحرکت ها بود انتشار مجله ای از طرف حوزه در چنین شرایطی غیر ممکن به نظر می رسید. آیت الله سید موسی صدر وقتی که از نجف به قم مراجعت نمود زمینه انتشار آن مجله حوزوی را فراهم شده یافت ولذا با همکاری جمعی از فضلای بنام حوزه و با عده­ای از تجار متدین تهران کار خود را آغاز نمود و با توکل به خداوند متعال و پشتیبانی یکی از مراجع وقت در آذر ماه 1337 ش نخستین مجله حوزه به نام مکتب اسلام انتشار یافت و نور امید را در دلهای دین باوران فروزان کرد.

چند شماره از آن منتشر شده بود که مورد توجه زعیم عالیقدر شیعه آیت الله بروجردی قرار گرفت و علی رقم انتقادات و ارسال نامه های اعتراض آمیز که از ایشان درخواست شده بود تا از انتشار مجله مکتب اسلام جلوگیری به عمل آورند ایشان با ژرف نگری خاصی که داشت در مقابل همه آنها ایستاد و تا آخر عمر از آن پشتیبانی کرد.

سید موسی صدر به خاطر ویژگی هایی که داشت عهده دار مدیریت مجله بود و همه مقالات را پس از بررسی هیئت تحریریه مورد مطالعه دقیق قرار می داد و از نقطه نظر عبارات و محتوا آنها را ارزیابی می کرد تا مطالب مندرج در مجله با کیفیتی عالی و مناسب با شأن حوزه منتشر شود.

عنوان بحث خود امام موسی صدر در مجله، «اقتصاد در مکتب اسلام» بود که در این سلسله مقالات با قلمی روان و شیوا و با نظری بلند ودیدی آگاهانه مباحثی از مسایل اقتصادی را مورد ارزیابی و دقت قرار می داد و در آخر، سیستم اقتصاد اسلام را با سایر مکتب های اقتصادی جهان مقایسه می نمود. این مقالات از شماره سوم تا دوازدهم از بهمن سال 1337 تا آذر 1338 طی ده شماره ادامه داشت و بعد ها در مجموعه ای گرد آوری و چاپ گردید.   

 

+ نوشته شده توسط در شنبه 23 شهریور1387 و ساعت |