

شهید مصطفی مازح
شهيد مصطفي مازج در سومين روز از ماه محرم 1347 هجري شمسي در شهر (كوناكري) پايتخت كشور آفريقايي گينه و در خانواده اي محروم و مستضعف ديده به جهان گشود. از ميان 5 پسر و 12 دختر خانواده ، مصطفي كوچكترين فرزند پسر بود و و در ابتداي نوجواني به دليل اوضاع نه چندان مناسب اقتصادي به همراه خانواده مجبور به ترك دئيار و مهاجرت به شهر (آبي جان) پايتخت كشور ساحل آج شده و در آنجا سكني گزيدند .هرچند كه در محيطي آكنده از كفر و فساد زندگي مي كرد اما عنايت و رحمت خداوند چنان بركتي به وجود خانواده و جمعي از اطرافيان مؤمن وي عطا فرمود كه از اوان كودكي با عقايد واحكام اسلامي آشنا گشته و از آلودگيها و پستي هاي موجود در جامعه مبرا گشت. نزديكانش از از مهرباني – تخلق به اخلاق اسلامي ، جهد در تبليغ تفكر و علاقه عجيبش به حضرت امام خميني (ره) و اشتياق وصف ناشدني و فراوانش در پيوستن به لشكريان بسيجي خاطرات فراواني به ياد دارند . شهيد مازح در سال 1362 به لبنان سفر مي كند كشوري كه در آن زمان حدود يكسال از اشغال نظامي بخشهاي عمده اي از آن توسط اشغالگران صهيونيست مي گذشت . شهيد مازح كه از نزديك شاهد جنايات دد منشانه متجاوزين اسراييلي بود و دردها ، رنجها و مصائب وارد بر مظلومين مسلمان لبناني و فلسطيني را در هاله اي از خون و آتش درك مي كرد به وضوح ابعاد مختلف سخنان حضرت امام خميني (ره) در مورد آثار سوء و ذلت بار مهجور قرار دادن امانات گرانبهاي خاتم الانبياء (ص) و علي الخصوص ترك جهاد در راه خدا را مي ديد در پي درك همين واقعيات بود كه تحصيل درس را در دوره متوسطه رها كرده و براي فرا گرفتن علوم و معارف اسلامي به آموزش دروس حوزوي روي آورد و با فرا گرفتن زبان عربي هر روز بيش از پيش با قرآن و احاديث نوراني چهارده معصوم (ع) انس مي گرفت .همان سخنان حيات بخش كه جلوه همه جانبه عمل به آن را در قالب پيامها – رهنمودها و سيره زندگي حضر امام خميني (ره) تبلور مي يافت. شهيد مازح پس از صدور حكم تاريخي حضرت امام خميني (ره) در مورد واجب القتل بودن نويسنده مرتد و ناشرين كتاب موهن آيات شيطاني شخصاً كمر به اجراي آن بسته و پس از تهيه مقدمات لازم با همسر ، خانواده و بستگان خويش وداع و به لندن مهاجرت مي كند . عدم شباهت چهره اي شهيد عزيز يه ساكنان منطقه خاورميانه و تشابه ظاهري به غربي ها و نيز تسلط كامل به زبان انگليسي دو عامل اصلي فريب خوردن مزدوران آموزش ديده دستگاه عريض و طويل امنيتي انگليس مي گردد و نهايتاً مصطفي مازح در دومين روز از ماه محرم سال 1368 هجري شمسي به طبقه دوم ساختمان محل اختفاي سلمان رشدي مرتد نفوذ مي كند. با توجه به اينكه رشدي در طبقه سوم ساختمان مزبور مخفي بود بهترين و سريعترين راهكار ممكن براي عبور از آخرين حلقه امنيتي توسط مصطفي انتخاب مي گردد . بدين ترتيب كه مقادير قابل توجهي از ماده شديد الانفجار C4 را بر خود بسته و روي آنها لباس معمولي خويش را بر تن مي كند . پس از مطمئن شدن از درست كار گذاشتن چاشني انفجاري و رابط مربوطه به سمت طبقه سوم عازم مي شود . اما گرماي موجود در ساختمان و حرارت ناشي از پوشش و تحرك زياد شهيد موجب عمل كردن زودتر از موعد چاشني و انفجار زود هنگام مواد منفجره قبل از رسيدن به رشدي مرتد مي گردد و هر چند كه بظاهر افتخار نابود شدن عنصر خبيث دست پرورده صهيونيست نصيب (مصطفي مازح ) نشد اما خداوند بهترين و كاملترين مزد و پاداش وعده داده شده خود يعني شهادت را به وي عطا فرمود . بقاياي مطهر پيكر پاكش ، هشت ماه در انگلستان باقي ماند تا سرانجام به جنوب لبنان منتقل و در دوم رمضان 1369 هجري شمسي در يكي از روستاهاي جنوب لبنان دفن شد.
وصیت نامه شهید مصطفی مازح
بسم الله الرحمن الرحيم
تسليت عرض مي كنم به اسلام. به رزمندگان اسلام . به مردم مظلوم مستضعف . به مجاهدان در ايران و افغانستان در لبنان و فلسطين و به هر انساني كه در راه حق الهي مجاهدت مي كند .
تسليت عرض مي كنم به زنان و مردان و كودكان . آنان كه بزرگترين خسارت تاريخ بر آنها وارد شده ، خسارت عظيمي است . خسارتي پر از اندوه و حسرت . خسارتي كه از زمان دوازده امام نوشته شده است .
صبر پيامبران رفت … اين انسان مومن ، شجاع، مخلص براي اسلام خود ، مخلص براي مردم خود و كسي كه به ضمير خود وفادار بود .
آري پدر؛ اين انقلاب از افتخارات او بود . اين امام دوست داشتني . خميني بزرگ رحمت و رضوان خدا بر او باد …
آري ؛ آسمان هنوز براي اين رهبر مخلص اشك مي ريزد . ملائكه در سوگ اين امام ضجه و فرياد مي كنند … هرگز تو را فراموش نخواهيم كرد … همانا خورشيد در آن روز خجالت زده شد و طلوع نكرد و ماه نيز ذوب خواهد شد … مردگان راه را براي تو باز خواهند كرد .
هيچ كس زندگي نخواهد كرد … هر گز هيچ كس نخواهد خنديد … و هر گز هيچ كس تو را تنها نخواهد گذاشت … هرگز روزهاي مقدس زندگي با تو را فراموش نخواهيم كرد … فرمايشات تو را در هر زمان و مكان اجرا خواهيم كرد… شجاعت تو را در هر زمان در برابر دشمنان به ياد خواهيم آورد . در روز برگزاري نماز در قدس شريف ، تو را به ياد جهانيان خواهيم آورد .
با ياد تو هر دولت و مرامي را كه مقابل اسلام بايستد ،نابود خواهيم كرد . سعادتمندند كساني كه تو را شناختند … سعادتمندند كساني كه از راه تو پيروي كردند .سعادتمندند كساني كه به كلام تو گوش فرا دادند . و سعادتمندند كساني كه به نام جمهوري اسلامي شما پرچم اسلام را برافراشتند . اي امام عزيز … همانا من با تو پيمان مي بندم كه هميشه در راه روشن تو خواهم بود و تحت اوامر نائب بر حقت سيد علي خامنه اي ، بر اين راه روشن باقي خواهم ماند .
فرمايشات او فرمايشات تو خواهد بود . فكر و انديشه او همان فكر و انديشه تو و نظرات او همان نظرات تو خواهد بود . به درستي كه تو شجاعت را به او آموختي و ما الان سرباز او هستيم ،همانگونه كه امر فرمودي . باقي خواهيم ماند بر اين جمهوري اسلامي ، جمهوري اسلامي والايي كه براي حضرت مهدي (عج) ولي عصر زمان است . اي امام مهدي … آه اي آقاي من ،اي فريادرس و نجات دهنده من . آيا نمي بيني كه چه حوادثي رخ مي دهد … شهدايي كه بر زمين مي افتند .
همانا دشمنانمان در حال آماده باش كامل هستند و نفرين خدايي زياد شده است . و خسارت بزرگي كه گمان مي كرديم . تا چه زماني اي آقاي من . تا چه زماني مي توانيم در برابر دشمن ستمگر بايستيم .
العجل … العجل… اي نجات دهنده ما … بر ما رحم نما و به فريادمان رس.
… بيا براي نجات ما …
به نام اين رهبر روحاني سفر كرده … به نام شهدا … به نام مجاهدين اسلام …
+ نوشته شده توسط در سه شنبه 16 مهر1387 و ساعت
|
حزب الله لبنان با پیروزی در جنگ 33 روزه نشان داد که علاوه بر قدرت نظامی از عناصر معنوی همچون توکل بر خدا و روحیه و اراده قوی برخوردار است. و این همان نیرویی است که قدرت پوشالی رژیمصهیونیستی را از بین برد و ادعای شکستناپذیری این ارتش را به گور ابدی فرستاد. نظامیان اسرائیلی با اید ادعا که در حمله به جنوب لبنان با دهقانان مسلح روبهرو هستند که میتوان در جنگی چند روزه آنها را از صحنه سیاسی لبنان حذف کرد و یک قدم به طرح خاورمیانه بزرگ آمریکایی نزدیک شد. گذشت زمان خلاف این ادعا را ثابت کرد چرا که جنگه سه یا چهار روزه، 33 روز به طول انجامید، و نشان داد ارتش اسرائیل با گروهی از مجاهدان روبهرو است که با تکیه بر عملیات چریکی و ضربتی باعث درماندگی آنها در تجاوز به جنوب لبنان شده است. حزب الله از همان روزهای آغازین جنگ با موشکباران مناطق شمالی سرزمینهای اشغالی ودر ادامه مناطق دورتر از شمال اسرائیل، توانایی ایستادن در مقابل اسرائیل حتی تا چندین ماه را نشان داد. حزب الله در طول جنگ 33 روزه بیش از 4000 موشک را به سرزمین های اشغالی شلیک کرد. به طور میانگین روزانه در حدود 150 موشک و در 13 آگوست، روز آخر جنگ بیش از 300 راکت به مناطق یهودی نشین پرتاب کرد. راکت های حزب الله دارای طیف گستردهای از نظر برد و قدرت هستند، که می توانند سراسر سرزمین های اشغالی را مورد هدف قرار دهند.

کاتیوشا (رعد1 و رعد2)
راکتهای 107 و 102 میلیمتری با برد بیش از 20 کیلومتر و سر جنگی 30 کیلوگرمی. این موشک ها دارای لانچر متحرک هستند ودرتمام طول مدت جنگ به مناطق شمالی سرزمینهای اسرائیلی شلیک میشدند.

فجر3 و فجر5
این موشکها دارای قطر240و330 میلیمتر با برد 45 و75 کیلومتر و سرجنگی 45 کیلوگرمی از هفته دوم جنگ به کار گرفته شدند و شهرهای حیفا، طبریا و ناصره را مورد هدف خود قرار دادند. لانچر این موشکها قابلیت این را دارد که در هر دقیقه هشت موشک را شلیک کند.

زلزال
موشکهای زلزال هیچ وقت در طول مدت جنگ به کار گرفته نشدند اما قادر هستند تل آویو پایتخت اسرائیل را با 3 میلیون جمعیت و نیروگاه اتمی دیمونا را مورد هدف خود قرار دهند .

زلزال1 : طول 8.3 متر، برد 150 کیلومتر، سرجنگی 600 کیلو گرمی و وزن آن هنگام پرتاب 5.5 تن است.
زلزال2 : برد 250 کیلومتر سرجنگی 600 کیلوگرمی و وزن آن هنگام پرتاب 5.5 تن است.
موشک ضد ناو (c-802)
این موشک با سر جنگی 156 کیلوگرمی و برد 120 کیلوگرم توانست در چهاردهم جولای ناوچه هانیت را به اعماق در یا بفرستد. این ناوچه که از نوع ناوچههای آمرکایی ساعر5 است، حامل هلیکوپتر و موشکهای زیردریایی وضد هوایی است. این ناوچه دارای سیستم «بریری ماسکر» که به آن امکان می دهد تا موتورهای کشتی را بدون هیچ فرکانس حرکتی، روشن نگه دارد. این امتیاز موجب عدم کشف و شناسایی آن میگردد. این کشتی دارای هشت موشک «هارپون» ساخت ایالات متحده آمریکا و موشکهای اسرائیلی «باراک» است که قادراست هر موشک مهاجمی را منهدم سازد. طول این ناوچه 86 متر با وزن 1200تن و64 سرباز نیروی دریایی اسرائیل بهاضافه 10 نفر برای بهکارگیری هلیکوپتر بر روی آن مستقر هستند. این ناوچه توانایی طی مسیر در حدود 7600 کیلومتر بر روی آب را دارد . همچنین دارای رادار با قدرت کنترل کوچکترین حرکات وتشخیص جزئیات و پردازش و مقایسه اطلاعات را دارد.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 16 مهر1387 و ساعت
|
+ نوشته شده توسط در دوشنبه 15 مهر1387 و ساعت
|
مسوول حزب الله در جنوب لبنان تاکید کرد مقاومت حزب الله به حمایت خود از فلسطینیها تا آزادی آنان و مناطق فلسطینی از اشغالگران اسراییل ادامه میدهد.
شیخ نبیل قاووق این موضوع را روز چهارشنبه در دیدار یک هیات از اتحادیههای کارگری یونان با وی درجنوب لبنان اعلام کرد.
وی همچنین با اشاره به تلاش آمریکا و اسراییل برای خلع سلاح حزب الله افزود آمریکا بخواهد و یا نخواهد سلاح مقاومت عامل قدرت و پایداری لبنانی ها است.
قاووق افزود حزب الله خواهان برقراری آشتی ملی بین لبنانیها است و بر آن اصرار دارد و آشتی کنونی در لبنان موجب تقویت حزب الله در مقابله با دشمن خواهد شد.
جرج مافرویکاس رییس اتحادیه کارگری یونان نیز با ستایش از نقش مقاومت در لبنان گفت مردم لبنان با حمایت و تلاش مقاومت توانست اسراییل را از خاک خود بیرون کند.
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 11 مهر1387 و ساعت
|
دولتهای متنوعى در این شصت سالى که از تاسیس اسرائیل مىگذرد، روى کار آمدهاند ولى به نظر نمىرسد هیچ کدام از این دولتها همانند حکومت اولمرت که بالاخره بعد از دو سال و نه ماه حکومتدارى، به پایان خود رسید، شایسته احراز لقب «بدترین حکومت در تاریخ اسرائیل»باشد.
اولمرت، به هیچ وجه براى این منصب انتخاب نشد و از طریق انتخابات روى کار نیامد؛ بلکه بعد از اینکه ارییل شارون مریض شد وى به عنوان رییس حزب کادیما انتخاب شده و به نخستوزیرى رسید. در حقیقت حزب کادیما که آمیختهاى از افراد ریزش کرده از احزاب لیکود و کار است او را به اینجا رساند و توانست سهمیه یک ربعى از نمایندگان را به دست بیاورد. این سهمیه به اندازهاى بود که وی بتواند یک حکومت ائتلافى بوجود آورد و اولمرت نیز با همین افراد دست به یک حکومت ائتلافى زد که همه اشتباهات تاریخ اسرائیل را در خود انباشته کرده بود. پستهاى قبلی اولمرت نیز جلب توجه مىکند. وى در حکومت ابراهام هیرشیزون، وزیر دارایی بود و در حکومت عمیر پریتس، وزیر دفاع و در حکومت حاییم رامون وزیر دادگسترى بود.
عملکرد این حکومتها نیز به ترتیب به این گونه بود که هیرشیزون به اتهام فساد مجبور به استعفا شد، پیرتس کسى بود که بعنوان وزیر دفاع در جنگ دوم لبنان شکست خورد و ریاست حزب کار را از دست داد، حاییم رامون نیز بخاطر انجام اعمال منافى عفت با یک سرباز زن در هنگام انجام وظیفه با دادگسترى درگیر شد و بالاخره مجبور به استعفا شد، البته بعد از اینکه اولمرت روى کار آمد، وى ارتقاى رتبه یافته و بخاطر سوء سابقه بعنوان مشاور اول نخستوزیر انتخاب شد. وى هنگامى که وزیر دادگسترى بود، پرفسور دانییل فریدمان را انتخاب کرد که علیه صلاحیتهاى دادگسترى فعالیت کرد. خسارتهایى که اولمرت در زمینههاى سیاسى و امنیتى به اسرائیل وارد کرد در حقیقت نتیجه انباشت اشتباهها و خطاهایى بود که شصت سال در اسرائیل به نحوى از آن طفره مىرفتند، ولى بدون شک وى نقش زیادى در ایجاد شرایط عدم اطمینان به دستگاه قضائى و قوه مقننه و قانونمدارى را برعهده دارد.
اولمرت با حمایت وزراى خود و با نقشه از پیش تعیین شدهای تصمیم گرفتند که در مقابل عملیات اسارت دو سرباز اسرائیلى دست به جنگ کینهجویانهاى علیه لبنان بزنند که بعدها دو گزارش کمیته وینوگراد هم در بخش تصمیمگیرى و مدیریت جنگ هم در بخش آمادگى نظامى ارتشیان و جبهه داخلى، بیشتر تقصیر را به گردن اولمرت و وزرایش انداخت. با این حال اولمرت با پر رویی به کار خود در نخستوزیری ادامه داده و از اعتراف به شکست و قصور خود خوددارى نمود. حتى بعد از اینکه عمیر پرتس وزیر دفاع و دان حالوتس رییس ستاد ارتش نیز استعفا دادند، باز وى دست از این منصب خود برنداشت.
در موضوع فلسطین وى علیرغم همه تماسهایى که با محمود عباس داشت، بسیار با تردید و کورکورانه عمل کرد. علیرغم اظهارات وى مبنى بر پیشرفتهایى در طرح صلح بعدها مشخص شد که همه این تماسها، مذاکرات و اظهارات سخنانی پوچ و توخالى بوده و اولمرت از ایجاد وفاق بین اجزاى متضاد و متناقض جامعه و از ایجاد وفاق بین بافتهاى متعصب و تندرو و بافتهاى لائیک و مادى عاجز است. در مقابل اولمرت به منظور کسب فرصت بهترى براى انجام عملیات گسترده علیه غزه و به بهانه دادن فرصتى براى آزادى گلعاد شالیت اسیر اسرائیلى نزد حماس، دست به معاهده آتشبس با حماس زد. در مذاکرات با سوریه وى نتوانست این تماسهاى غیر مستقیم را به مذاکرات حقیقى تبدیل کند، وى نخستوزیرى خود را پایان برد در حالى که به هیچ وجه به صلح نزدیک نشدهایم.
ولى بزرگترین شکست وى در حقیقت به اتهاماتى بر مىگردد که منجر به برکنارى وى شد و شامل جرایم خطرناکى همانند رشوه، کلاهبردارى، پولشوئى و تجاوزهاى قانونى متنوعى است که نشاندهنده روحیه طمعکار وى است. اولمرت که ادعا مىکرد نخستوزیرى محل کار وى است، نشان داد که چنین نیست و هنوز هم مشخص نیست که جانشین وى تا چه حدودى نسبت به چالشهایى که اسرائیل را به لرزش درآورده، آگاه است و مشخص نیست که جانشین وى این پست نخستوزیرى را منصبى براى خدمت به مردم مىداند یا اینکه آن را منصبى براى بهرهبرداریهاى سیاسى و حزبى تلقی میکند؟!
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 10 مهر1387 و ساعت
|
روز دوازدهم سپتامبر سال 1997 سه تن از رزمندگان حزبالله در حمله به یکی از مواضع ارتش اسرائیل در نزدیکی پایگاه صهیونیستها در جنوب لبنان به شهادت رسیده و پیکر آنان به دست نیروهای اسرائیلی افتاد و به سرعت مشخص شد که یکی از این سه تن، هادی، فرزند سید حسن نصرالله است.
سحرگاه سرد روز چهار شنبه نوزدهم ژانویه سال 1979 در روستای بازوریه، پدر، اولین فرزند خود را گرم در آغوش میگیرد و در گوش او اذان اقامه میکند: «حی علی الفلاح، حی علی خیر العمل».
از بدن نوزاد، شبنم میتراود و بوی عطرآگین او با نسیم سحر درهم میآمیزد و در بلندترین قله «جبل الرفیع» مسکن میگزیند. این رایحه بهشتی، روح «سید محمدهادی نصرالله» است که 17 سال بعد به آسمان هفتم عروج میکند.
زندگینامه
از آغازین روزهای کودکی، نشانههای نبوغ، تیزهوشی، ثبات شخصیت، خوشرویی، مهربانی، خدمتگزاری و فروتنی در سیمای محمدهادی هویدا بود. او همواره برای برادرانش محمد جواد و محمد علی و یگانه خواهرش زینب، برادری مهربان ودوستی وفادار بود.
محمدهادی در سن چهارسالگی وارد مدرسه «الناصر» و سپس مدرسه «الرسول الاعظم(ص)» در شهر بعلبک در منطقه بقاع شد. پس از انتقال خانواده به بیروت، سید هادی تحصیلات خود را در مجتمع آموزشی «المصطفی» ادامه داد. این مجتمع بزرگ آموزشی زیر نظر حزبالله اداره میشود.
در سال سوم متوسطه و در حالی که بیش از 15 سال نداشت، با موافقت پدر، به طور موقت ترک تحصیل کرد تا به صفوف رزمندگان مقاومت اسلامی بپیوندد.
* حضور در صفوف مقاومت
عضویت در تشکیلات حزب الله مستلزم طی مراحل شدید گزینش امنیتی بود که این کار در مورد افرادی مانند هادی نصرالله (پسر سیدحسن نصرالله) در زمان ورودش به حزب الله نیز انجام شد.
مسئولان حفاظت اطلاعات حزب الله او را خواستند و درمورد او تحقیق کردند. او با لبخند پاسخ داد: «من پسر سیدحسن نصرالله هستم.» در جوابش گفته شد: «مهم نیست. اطلاعات شخصی ات را بنویس.»
هادی نصرالله پیش پدر خود می رود و به او می گوید: «پدر شما دستور دادید که من را اذیت کنند و اجازه ورود به گروه را به من ندهند.» سیدحسن نصرالله در پاسخ گفت: «سیستم مقاومت این گونه است باید جوابگو باشید.»
و به این ترتیب سید هادی نصرالله مجبور شده بود 14 صفحه در مورد خود بنویسد.
حضور در صفوف مقاومت و میدانهای رزم، همه توجه و تلاش محمدهادی را به خود معطوف کرده بود و بسیاری از روزهای عمر خود را در جبهههای جهاد و قهرمانی سپری کرد و با ارتفاعات «جبل صافی» و «اللویزه» و «ملیتا» انس گرفت. هرگاه به شهر و خانه باز میگشت، بیش از دو یا سه روز در خانه نمیماند. زیرا تاب دوری از دوستان همرزم خود را نداشت و دوری از آنها را با راز و نیاز با پروردگار و دعا و تلاوت قرآن جبران میکرد.
محمدهادی در روز چهارم آوریل سال 1997 با دختر شیخ علی خاتون، پیمان زناشوئی بست. او در دوران نامزدی تلاش کرد از همسرش بانویی نمونه بسازد.
سید محمدهادی نصرالله که یکی از رزمندگان مقاومت اسلامی بود و هر لحظه امکان داشت به فیض شهادت نایل شود، کوشید همسرش را برای چنین روزی آماده کند و سرانجام تلاشهای او به ثمر رسید.
* آخرین وداع
آخرین خداحافظیهادی با خداحافظیهای پیشین متفاوت بود. مادر میگوید، "«هادی در آخرین خداحافظی بسیار آرام بود و لبخندی پنهان درچهرهاش دیده میشد، انگار میخواست چیزی را از من پنهان کند. هنگامی که به من اطلاع دادند هادی همراه سه رزمنده دیگر مفقود شدهاند، تسلیم اراده خدا شدم. به خدا توکل و همه چیز را به او واگذار کردم.»
او در واکنش به اسارت پیکر فرزندش سیدهادی توسط نظامیان صهیونیست میگوید: «این پیکر هم مانند اجساد سایر شهیدان مقاومت است، تفاوتی میان آنان نیست. من نیز مادری چون مادر سایر شهیدان هستم. در اخبار شنیدهام که دشمن پیشنهاد مبادله پیکر فرزندم با اجساد نظامیان صهیونیست را کرده که در جریان عملیات ناکام انصاریه در لبنان ماندهاند. او کورخوانده است و باید پیکر همه شهیدان را بدهد و اسیران را آزاد کند. تنها یک پیکر را قبول نداریم و تسلیم پیشنهادات وقیحانه اشغالگران نمیشویم.»
* شهادت
روز دوازدهم سپتامبر سال 1997 سه تن از رزمندگان حزبالله در حمله به یکی از مواضع ارتش اسرائیل در نزدیکی پایگاه صهیونیستها در محور «سجد» در «جبل الرفیع» در منطقه اشغالی «اقلیم التفاح» در جنوب لبنان به شهادت رسیده و پیکر آنان به دست نیروهای اسرائیلی افتاد. تلویزیون اسرائیل بدون اطلاع از هویت این سه نفر، تصویر خونآلود آنان را به نمایش گذاشت، به سرعت مشخص شد که یکی از این سه تن، سید هادی، فرزند سید حسن نصرالله، دبیر کل حزبالله است.
انتشار این خبر همانند بمبی در جامعه لبنان صدا کرد و تحول بسیار مهمی در پی داشت. در تاریخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلی و چه در مقابله با تجاوز نظامی اسرائیل، هیچگاه دیده نشد که فرزند یکی از رهبران گروهای سیاسی و یا شبه نظامیان در راه مبارزه کشته شده باشد.
این واقعه، موجی از احساسات جوشان همدردی، احترام و شیفتگی را نسبت به دبیر کل حزبالله در میان همه طوایف مذهبی لبنان در پی داشت، به گونهای که همه آحاد ملت لبنان از هر دین و مذهبی، تحت تأثیر شدید این واقعه قرار گرفتند. رهبران سیاسی لبنان نیز یکی پس از دیگری به دیدار سید حسن نصرالله رفته و ضمن گفتن تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت سید هادی نسبت به شخصیت مبارز و صادق دبیر کل حزبالله، مراتب قدردانی و احترام خود را ابراز داشتند. این ابراز همدردی و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادی چون امیر عبدالله، ولیعهد عربستان نیز برای نخستین بار در تاریخ حزبالله، با ارسال پیام تسلیت برای دبیر کل حزبالله، حمایت خود را از مقاومت اسلامی اعلام کرد.
* بازگشت پیکر ...
شنبه شب مورخ 27 ژوئن سال 1998، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در دفتر کارش، منتظر ورود کاروان پیکرهای شهدای لبنانی بود که در پی مذاکرات غیرمستقیم و موفقیت آمیز میان حزبالله و اسرائیل، به میهن باز میگشتند. پیکرها کفن پوش و در پرچم سرخ رنگ لبنان پیچیده شده بودند.
آقای دبیرکل چهره آرام رهبر چهل سالهای را داشت که ظاهری ساده و آراسته و محاسن سیاه و انبوهش که مرزی بین عمامه سیاه و محاسن او دیده نمیشد، چشم همگان را خیره میکرد.
او منتظر رسیدن پیکر فرزند خود، سید هادی بود که یک سال قبل در نبرد با صهیونیستها در منطقه اشغالی «سجد» در نوار امنیتی جنوب لبنان به شهادت رسیده بود.
درک احساس سید حسن نصرالله درباره بازگشت پیکر فرزندش چندان دشوار نبود، اما سخن درباره تحصیلات، نوجوانی، همسالان، داوطلب شدن سید هادی برای حضور در میدان رزم، آخرین ملاقات او با پدر و واکنش مادر دادغدیده، بسیار دشوار بود.
در میان سخنان سید حسن، این نکته توجه همه را جلب کرد. او گفت که خبر شهادت فرزندش سید هادی و سه نفر از همرزمان او را روز جمعهای به او اطلاع دادند که فردای آن روز قرار بود مراسم پرشوری با حضور توده مردم به منظور همبستگی با مقاومت برگزار شود.
سید حسن نصرالله گفته بود: «سعی کردم با لغو مجلس عزاداری، برنامه مراسم را تغییر دهم تا برخی از افراد تصور نکنند که به خاطر هادی و همرزمان او ترتیب داده شده است. این شیوه مناسبی برای استقبال از پیکرهای شهدا نیست. بر شهید نباید گریست. شهید الگو و اسوه و مایه عزت و سربلندی امت است. طبق برنامه قرار بود که بعد از مراسم عزاداری سخنرانی کنم. هنگامی که پشت تریبون قرار گرفتم با دهها دوربین تلویزیونی با نورافکنهای قوی روبرو شدم. گرما فوقالعاده طاقت فرسا بود. به ویژه این که نورافکنها حرارت زیادی تولید میکردند و به چشم انسان آسیب میرساندند مخصوصا برای کسانی مثل من که از عینک استفاده میکنند، خیلی دشوار است.
سخنرانی را مثل همیشه شروع کردم و لحظاتی بعد احساس کردم چیزی را نمیبینم. از شدت گرما، عرق از سر و صورتم سرازیر شده و شیشههای عینکم را پوشانده بود. خواستم دستم را دراز کنم و از روی میز تریبون دستمال کاغذی بردارم و عرق روی چشم و صورتم و دست کم شیشههای عینکم را تمیز کنم. اما در یک لحظه به فکرم رسید که برخی از دوربینهای تلویزیونی ممکن است برنامه تولیدی خود را به اسرائیل بفروشند و همه گمان کنند که من برای فرزندم گریه و اشکهایم را پاک میکنم، بنابراین ترجیح دادم صورتم خیس بماند، ولی به دست دشمن بهانه ندهم که بگوید پدر داغدیده، پشت تریبون ایستاده بود و برای جوان ارشد خود گریه میکرد و در عین حال دیگران را به شهادت در راه خدا فرا میخواند. من یکی از خانوادههای شهدا بیش نیستم».
پیکر چهل شهید را زیر یکی از سولههای فرودگاه بینالمللی بیروت، کنار یکدیگر چیده بودند. دسته موزیک گارد ریاست جمهوری برای نواختن مارش عزا وارد فرودگاه شد تا به شهدای راه آزادی میهن ادای احترام کند. سید حسن نصرالله نیز با یکایک پیکرهای شهدا خداحافظی کرد تا به پیگر فرزند خود سید هادی نزدیک شد و در گوش عزیزش کلماتی را زمزمه کرد. سپس بر پیکر همه شهدا نماز اقامه و با همه آنان خداحافظی کرد و مانند سایر خانوادههای شهدا به سراغ کار خود رفت، با این تفاوت که او رهبر و مسئول کاروانیان آزاد سازی لبنان است.
* مراسمی ویژه برای تشییع تازه داماد
پرچمهای زرد رنگ، حزبالله و پلاکاردهای تبریک و تسلیت شهادت بر در و دیوار ورودی حسینیه حضرت زینب(س) آویخته شده بودند. مادر و بازماندگان شهید آرزو داشتند مراسم عروسی سید هادی را در این حسینیه برگزار کنند و به زودی از آنجا به خانه زناشویی برود. در جایگاهی در صدر مجلس، دسته گل بزرگی به چشم میخورد و عکس شهید، میان گلها قرار داده شده بود. قاریان به ترتیب، آیههای قرآن را تلاوت میکردند. دختران نیز داوطلبانه شیرینی و حلوا میان عزاداران توزیع میکردند. پلاکاردهای تبریک شهادت سیدهادی نصرالله به امام زمان(عج) و امام خمینی (ره) و سید حسن نصرالله، دیوار حسینیه را پوشانده و روی یکی از این پلاکاردها نوشته شده بود که وعده پیروزی ما بر اسرائیل، در کنار گذرگاههای مرزی فلسطین اشغالی است.
درصدر مجلس مادر شهید و در سمت راست او، نامزد شهید، دوشیزه بتول شیخ علی خاتون و نزدیک او زینب نصرالله خواهر دوازده ساله شهید و در سمت چپ فاطمه یاسین، مادر بزرگهای پدری و مادری شهید نشستهاند.
«خدا به شما پاداش نیک بدهد» و «شهادت برشما مبارک باشد» از جمله عباراتی بودند که پیوسته به گوش بانو فاطمه یاسین، همسر سید حسن نصرالله، میرسید. چشمان گریان برخی از تسلیتگویان و سخنانی نظیر همه ما به شهادت ایمان داریم، اما توان تحمل چنین لحظاتی را نداریم، مادر شهید را آزار میدهند. عبارات تحریکآمیز برخی از زنان هرگز خللی در صبر و شکیبایی مادر شهید به وجود نمیآورد. بانویی به مادر شهید گفت، «در تلویزیون همسرتان را آرام دیدم. انتظار نداشتم شما را هم این قدر آرام و شکیبا ببینم، زیرا شما مادر هستید».
فاطمه یاسین با افتخار بیان میکند: «گمان میکنم درتربیت فرزندم موفق بودهام. با شهادت او بهرهمند شدم. زیان نکردهام و بیتردید روز قیامت، نزد اهل بیت(ع) از من شفاعت خواهد کرد. این دنیا گذرگاه آخرت است و هادی راه را کوتاه کرد.»
* شهادت سید هادی از نگاه پدر
سید حسن نصرالله اینگونه شهادت فرزند خویش را روایت می کند: گاهی عملیاتی در داخل مناطق اشغالی داشتیم. شهید هادی در برخی از این رشته عملیات شرکت می کرد. در یکی از آن رشته عملیات در منطقه اقلیم التفاح ایشان با تعدادی از برادران رزمنده با گروهی از نظامیان صهیونیست برخورد کرد و در درگیری با این گروه، هادی و دو تن از برادران شهید شدند. بعد از آن بین رزمنده های ما و صهیونیست ها درگیری گسترده ای رخ داد و کار به جایی رسید که تعدادی از سربازان و افسران ارتش لبنان نیز در کنار رزمندگان ما علیه صهیونیست ها وارد عمل شدند و جنگنده های دشمن منطقه را به شدت بمباران کردند و تعدادی از ارتشی های لبنان را هم به شهادت رساندند.
این حادثه خیلی مهم بود چرا که برای اولین بار تعدادی از نیروهای ارتش در کنار رزمندگان مقاومت به شهادت رسیدند.
شاید حضور هادی میان شهدا، این حادثه را برای مردم پررنگ تر و برجسته تر نشان داد و از نظر سیاسی و رسانه ای خیلی مهم جلوه کرد، اما از نظر بنده هادی که پسر من است مثل دیگر شهداست و هیچ ارزش فوق العادهای در قیاس با دیگر شهدا ندارد. او هم مثل دیگر شهدا و رزمندگان است که در میدان شرف و عزت به شهادت رسیده اند.
شهادت پسر من حالت خاصی در حزب الله نیست. در جنک اخیر (جنگ 33روزه) و سال های طولانی مقاومت سران و فرماندهان حزب الله همگی فرزندانشان در خطوط مقدم نبرد با صهیونیست ها بوده اند. حتی در جنگ اخیر تعدادی از بچه های فرماندهان حزب الله در خط مقدم با دشمن می جنگیدند. نمی گوییم بچه فلان شخص، فلان جا می جنگد. اینها در حزب الله طبیعی است. هادی هم در مقاومت بود و در خطوط مقدم خدمت می کرد و چون شهید شد همه فهمیدند که در خط اول نبرد با دشمن بوده است.
این را با تاکید عرض می کنم که بچه های فرماندهان و سران حزب الله در طول سال های مقاومت و جنگ اخیر همگی در خطوط مقدم بوده اند.
چیزی که رخ داده مخصوص شخص من و پسر بنده نیست که در خطوط مقدم باشد و شهید شود.
* وصیت نامه شهید سید هادی نصرالله
بسم الله القاصم الجبارین
«رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی»
شهادت میدهم که هیچ خدایی جز «الله» نیست و او واحد است و شریکی ندارد و شهادت میدهم که گذر زمان حق است و در ساعات آینده نیز هیچ شک و تردیدی نیست.
درود و سلام بر اشرف مخلوقات خدا، محمد و خاندان مطهرش. سلام برتمامی انبیاء و فرستادگان و راستگویان و اوصیاء خدا
سلام بر بانوی بزرگوارم حضرت فاطمه زهرا
سلام بر آقا و سرورم اباعبدالله و بر روح مطهر فرزندان و یارانش
سلام بر حضرت قائم، حجت منتظر (عج)
سلام بر روح مقدس امام خمینی
سلام بر امام و رهبر بزرگ، سید علی خامنهای
سلام بر رهبر امت حزب الله
سلام بر سید شهیدان مقاومت اسلامی، سید عباس موسوی و شیخ شهیدان مقاومت، شیخ راغب حرب
سلام بر شهدای اسلام و شهیدان مقاومت اسلامی
سلام بر مجاهدین و رزمندگان دلیر
سلام بر اهالی پایدار و مقاوم جنوب و بقاع غربی لبنان
سلام و رحمت خداوند و برکات او بر همه شما
حمد و ستایش خداوند که ما را بر دینش هدایت کرد و از شیعیان امیرالمؤمنین علی بنابیطالب(ع) و از دوستداران بانوی کوثر، فاطمه زهرا که برترین درودها و سلامها بر او باد و از پیروان و دوستداران قلبی رسولخدا (ص) و امام حسن و امام حسین(ع)، جوانان اهل بهشت قرار داد.
ازخداوند مسئلت دارم که آنان را شفیع ما و همه مسلمانان در روز قیامت قراردهد.
پس از سلام و درود، وصیت نامه خویش را برای شما مینویسم:
به لطف و یاری پروردگار، اکنون یکی از مجاهدین مقاومت اسلامی هستم و با هدف آزادی و دفاع از دین خداوند متعال و حفظ حرمت دین، بهاین جمع پیوستهام. از خداوند طلب میکنم که شهادت در راهش را روزِی منگرداند.
ستایش خدایی که مرا موفق گردانید تا پس از کسب رضایت پدرم مبنیبر ترک درس و تحصیل، برای پیوستن به واحدهای مجاهدین مقاومتاسلامی به این سعادت دست پیدا کنم و یکی از رزمندگان و جهاد کنندگان امت حزب الله باشم. خدا را شاکرم که مرا پذیرفت تا به این سعادت نائل شوم که در ارتفاعات و کوههای عظیم «ملیتا»، «صافی»، «عقماته» و «لویزه» از پرچم دین و ولایت و امت مسلمان و از کودکان و پیران و همه مردم مظلوم دفاع کنم و بتوانم در برابر دشمنان خدا و مردم، این جرثومه فساد (رژیم صهیونیستی) به قیام واجب برخیزم و از دو راه پیروزیِ با عزت و شهادت در راه خدا، به یکینائل شوم.
پدر عزیزم!
آقا و سرورم، مولا و امینم، رهبر، استاد و مرشدم!
سلام بر تو که هم پدرم بودی، هم سرورم، هم رهبرم و هم امینم. سلامی از صمیم قلب بر شما میفرستم.
سلام بر تو از آن هنگام که زاده شدی، رشد کردی، قیام کردی و آن هنگام که مینشینی و آن هنگام که قرائت میکنی، هنگامی که سخنمیگویی و خطبه میخوانی، هنگامی که میخوابی و هنگامی که برمیخیزی.
سلامی از اعماق وجودم بر تو باد. سلام و اشتیاق قلبیام بر تو که عطر پیامبر از وجودت به مشام میرسد.
پدرم!
همانا تو مرا تربیت کردی، آموختی و ارشادم کردی و ان شاء الله با حسن ظن تو، در آینده نیز همین گونه خواهم بود.
پدرم!
شما را فقط به دعا سفارش میکنم و از شما درخواست دارم که روز قیامت شفیع من باشی؛ روزی که انسان از پدرش، صاحب و فرزندش فرار میکند.
ملتمسانه و خاضعانه از شما خواهش دارم و برایتان دعا میکنم. دعابرای حفظ رهبری مقاومت اسلامی و امت حزب الله. این دعای خاص برای مجاهدین مقاومت اسلامی، بر پا دارندگان مجد و عظمت و پیروزی، برای این است که خداوند جهاد در راهش را توفیقشان داده. همه آنان را سفارش میکنم و خواهش دارم و التماس دعا دارم؛ دعایی خالصانه برای ولی امرمسلمین حضرت آیت الله خامنهای و سفارش میکنم که همچنان از او حمایت و پشتیبانی معنوی، روحی و جانی داشته باشید که این حمایت، نه نیاز او، که برای خودتان است.
پدر عزیزم!
از تو خواهش میکنم که مرا ببخشی و حلالم کنی. همچنان التماسمیکنم که حلالم کن، حلالم کن، حلالم کن!
ای مولا و سرورم.
مادر عزیزم! سلام و درود خداوند باریتعالی بر تو باد.
ای کسی که سرپرستم هستی و هر روز صبح برای توفیقم دعا میکنی! و مرا ثبات قدم و ادب آموختی. از تو خواهش میکنم که مرا حلال کنی و به هیچوجه در سوگم لباس سیاه بر تن نکنی و محزون و غمناک نشوی، بلکه برای تمامی شهدای اسلام سیاه بپوشی. به شما وصیت میکنم که صبور باشید و مهر و شکیبایی خویش را از یاد نبرید همان گونه که شما را به صله رحموصیت میکنم.
خواهر و برادران عزیزم!
جواد، زینب و محمد علی. سلام و رحمت و برکات خداوند بر شماعزیزان.
شما را به تقوای الهی در کارهایتان سفارش میکنم و اینکه سعی کنیدکه بیش از پیش به خداوند نزدیک شوید و به اولیاء خدا و ائمه اطهارش ـ کهبرترین و بالاترین درودها بر آنان باد ـ توسل جوئید.
از شما عزیزان میخواهم که خالصانه برای خدا دعا کنید که معاصی،گناهان و اعمال غیر صالحتان را ببخشد و قلوبتان را مطهر گرداند و در قلبتان عشق خدا و تقوا را بکارد. همگی شما را هم به مداومت بر تلاوت قرآن مجید، و زیاد خواندن زیارت نامه انبیاء و پرهیزکاران و همچنین خواندن زیارت وارث وصیت میکنم. بخصوص زیارت عاشورا را هر روز بخوانید که در آن منافع بسیاری نهفته است. زیارت عاشورا را بخوانید و ثواب آن را به ارواح شهدای اسلام و مقاومت اسلامی هدیه کنید.
برای آزادی اسرای اسلام و پیروزی و رستگاری مستضعفین روی زمین و اعتلای کلمه حق که «لا اله الاالله، محمد رسول الله، علی ولی الله» است، دعاکنید.
از خداوند مسئلت دارم که پدر همواره از شما راضی باشد و اعمال شما نیز در جهت کسب رضایت او باشد، خدای نا کرده او را ناراحت و عصبانینکنید که پدرمان نزد امام قائد سید علی خامنهای و امام منتظر حضرت قائم(عج)، جایگاهی عظیم، شأنی برجسته و درجهای بسیار عالی دارد.
در آخر همگی تان را به عمل صالح با نیّتی خالص برای پروردگار توصیه می کنم.
آشنایان عزیزم!
سلام و رحمت و برکات الهی بر شما باد. این وصیت نامه را با هدف حلالیتطلبی و عذر خواهی از شما مینویسم.
شما را به صبر و پرهیز از محرّمات الهی وصیت میکنم و اینکه در تمامی مراحل و زمینههای زندگی، فقط به خدا متکی باشید.
همگی را به دعا برای مجاهدین مقاومت اسلامی و پشتیبانی از آنان سفارش میکنم؛ چرا که آنان در برابر استکبار متجاوز جهانی قد علم کرده و سینه سپر ساخته و ایستادهاند.
به همهتان سفارش میکنم که هر روز زیارت اباعبدالله الحسین (ع) را بخوانید و همچنین سفارش میکنم که مجالس عزا را برای روح اباعبداللهالحسین در خانههایتان برگزار کنید و اینکه لباس سیاه بر تن نکنید و غمگین نشوید و به هیچ وجه در سوگ من اشک نریزید و اگر گریستید، اشکهایتان فقط برای مصائب اهل بیت (ع) و مصائب حضرت زهرا(س) باشد و بس.
بسیار ذکر خداوند را بجای آورید و بر اولیاء و ائمهاش توسل جوئید و کلام مقدس آنان را قرائت کنید. برای مجاهدان مقاومت اسلامی، این مردانعظیم عصر، این حاملان پرچم قمر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع)، اینان که وارثان شجاعت امیرالمؤمنین علی(ع) و مشتهای حسینی،پیشانیهای بلند و چشمهای پاک با کلمات حق و روحیات عالی همچون اهلبیت(ع) هستند.
در آخر دستهای مطهرتان را میبوسم و از شما خواهش دارم که مرا حلال کنید و هر آنچه را که از جانب من بر شما بدی رفته است ببخشید و از من با خوبی، عمل صالح و نیکی یاد کنید.
برادران مجاهدم در مقاومت اسلامی!
برادران مجاهد؛ بسیار زیاد از خداوند تمنا و خواهش کردم که بتوانم درکنار شما و در خدمتتان باشم. در خدمت شما مردان الهی.
سلام بر شما دلیر مردان، روزی که زاده شدید و روزی که شهید میشوید.
سلام بر خاک مقدسی که قدمهای مبارک شما بر آنجا نهاده شد و از خونتان سیراب گشت؛ همچون خاک تشنه کربلا که از خون اباعبداللهالحسین(ع) سیراب شد و دائماً ندا میدهد: «این زمین از خون حسین و یارانش بود که مقدس و رستگار شد.»
ای مردان، مردان سازنده مجد، عزت و کرامت امت، امت محمد بنعبدالله، امت علی و زهرا و ای برپا دارندگان پرچم عزت و پیروزی و پرچم حق و عَلَمِ اسلام ناب محمدی. فجر با صوت گلولههای شما و صبح با ندای خون حسینیِ شما طلوع میکند و زمین از خون شما سیراب خواهد شد.
نورانیت خورشید، تلالوی شماست و زیبایی طبیعت از جمال وزیباییتان.
سلام بر ارواح مطهرتان که به سوی آسمان و ملکوت اعلی عروج میکند.
سلام بر ارواح مطهرتان که همچون اهل بیت پیامبر، عاشق شهادتید.
ای برپا دارندگان مجد و پیروزی امت محمد و علی. ای حاملان پرچماسلام، بیرق اباالفضل العباس. ای پیروان حیدر، و ای فرزندان علی و حاملانذوالفقار.
ای دلیر مردان!
به شما میگویم که راه ما طریق پر خطر و خار و خاشاکی است. پر است ازسختی و مشکلات. هیچ ناراحت و نگران نشوید و کم نیاورید که شما برترینهستید. از شما خواهش میکنم بر آنچه خداوند متعال به امت ارزانی داشته و آن عمل صالح است، پایدار بمانید و دین امت را زنده گردانید، که این امت، دشمن اسرائیل و برپا دارندگان پرچم حق و درهم کوبندگان و خوار کنندگانپرچم ذلت، ننگ و ظلم و استکبار هستند.
همچنان با روحیهای عالی پیش بروید و همواره صالحانه راه را ادامه بدهید و دشمنان غاصب و متجاوز را خوار گردانید؛ دشمنی که به کوچک وبزرگ رحم نمیکند. بر عمل جهادی و مبارزه خویش پایدار بمانید که با ایناعمال، روحیات شما بالا میرود و معنویت و اخلاق را برای مردم و صبر واستقامت را همچون کوهها برایشان به ارمغان میآورد.
برزمید و استوار باشید و در قلههای افتخار بر مواضع دشمن صهیونیستی هجوم ببرید. نکند قدرت سلاحشان شما را بترساند و مرعوبتان سازد؛ چرا که شما سلاح «الله اکبر» دارید و قدرت ذوالفقار در کفتان است.
از شما عزیزان میخواهم که با وجود تمامی مشکلات و سختیها، اینطریق الهی را ترک نکنید و خدای ناکرده با دیدن مصائب و مشکلات، از اینکار حسینی دوری بجوئید.
همگی شما برادران مجاهد را به صبر و بردباری سفارش میکنم. شماخوب میدانید که اگر شما سختی میکشید، همه برادرانتان این درد را میکشند، پس دستهایتان را ملتمسانه رو به آسمان بالا برید و فریاد زنید: «یافاطمه الزهرا».
ای برادران!
با وجودی که این راه بسیار صعب و پر خطر است، ابداً آن را ترک نکنید و همواره از کودکان، پیران و همه مظلومان دفاع کنید. به شما توصیه میکنم که سخنان و کلام رهبر حزب الله را به خوبی گوش کرده و به آن عمل کنید و از تکلیفی که حضرت امام خامنهای و دبیر کل حزب الله لبنان جناب سیدحسن نصرالله بر دوشتان گذاشتهاند، به خوبی مراقبت و حمایت کنید، که اطاعت شما از آنان، اطاعت از امام حجت مهدی منتظر است.
شما را به مداومت در عمل صالح و خالصانه برای خداوند سفارش میکنم و اینکه با توسل به او یا ائمه اطهار مخصوصاً حضرت زهرا(س) به آن نزدیکشوید.
به شما سفارش میکنم که زیارت عاشورا، زیارت وارث و بعضی آیات خاص قرآن را هر روز و یا در حد توان خود بخوانید و ثواب آن را به روح شهدا بفرستید، آنانی که دوستشان داشتید و یاران این راه بودند. آنانی که هیچگاه قلبهایمان فراموششان نخواهد کرد؛ حتی با گذر ایام و حتی اگر سختیها ودوران سیاه بر شما فائق آید.
از شما خواهش دارم که مرا حلال کنید و عذر میخواهم و التماس دارم که در دعاهای خویش، مرا فراموش نکنید.
ابوحسن
سید هادی نصرالله
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 10 مهر1387 و ساعت
|
شهید "عماد مغنیه" معروف به "حاج رضوان" که بیشترین تعداد عملیات علیه رژیم صهیونیستی را در جهان به نام خود ثبت کرده است، در ماه جولای سال 1962 میلادی در شهر صور دیده به جهان گشود.
خانواده شهید مغنیه که متشکل از پدرش، آیتالله شیخ "جواد مغنیه" از علمای برجسته شیعه لبنان، مادر و "جهاد" و "فؤاد" دو برادر وی بود که بعدها به شهادت رسیدند، پس از مدتی از صور به ضاحیه جنوبی بیروت نقل مکان کردند و در این منطقه بود که شهید مغنیه، تحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را گذراند و پس از آن در جوانی، وارد دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB) شد.
شهید مغنیه در اوایل دهه هشتاد میلادی به "نیروی 17" شاخه نظامی جنبش آزادیبخش فلسطین پیوست که نیرویی ویژه بود که برای حفاظت از مبارزانی مانند ابوعمار، ابو جهاد و ابود ایاد تشکیل شده بود. او از همان زمان، در عملیات انتقال سلاح از جنبش آزادیبخش فلسطین برای مقاومت اسلامی لبنان که در حزبالله و جنبش امل نمود دارد نقش اساسی داشت اما در پی اشغال لبنان در سال 1982 میلادی از سوی رژیم صهیونیستی، مبارزان جنبش آزادیبخش فلسطین مجبور به ترک لبنان شدند.
محاصره بیروت، سه ماه به طول انجامید و با خروج مبارزان فلسطینی و سازمان آزادیبخش از لبنان، عماد مغنیه نیز به صفوف رزمندگان افواج مقاومت اسلامی (جنبش امل) پیوست که از سوی امام موسی صدر و شهید مصطفی چمران تأسیس شده بود اما شهید مغنیه در ادامه و همزمان با انتقال سید حسن نصرالله از امل، به حزب تازهتأسیس حزبالله پیوست.
شهید مغنیه پس از اجرای موفقیتآمیز چند عملیات به عنوان فرمانده گارد حفاظت مقامات بلندپایه حزبالله منصوب شد و پس از آن به عنوان مسؤول عملیات ویژه حزبالله انتخاب شد.
رژیم صهیونیستی همچنین مدعی شده است عملیات ربودن دو تن از نظامیان اسرائیلی در تابستان دو سال پیش که به آغاز جنگ این رژیم علیه لبنان انجامید، از سوی عماد مغنیه هدایت شده است.
روزنامه انگلیسی "ساندیتلگراف" درباره شهید مغنیه نوشت: او یک انقلابی مجاهد است که با امام خمینی(ره) بیعت کرده که در راه انقلاب اسلامی از جان خویشتن نیز بگذرد.
تصاویری که تا کنون از شهید "عماد مغنیه" منتشر شده است بسیار اندک است بهگونهای که پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی) مدعی شد وی دو بار اقدام به جراحی پلاستیک بر روی صورت خود کرده است تا شناسایی نشود.
شهید عماد مغنیه که به دوری از رسانهها شهرت داشت به "مرد سایه" در مقاومت اسلامی شهرت داشت و بسیاری او را مغز متفکر حزبالله قلمداد میکنند.
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 10 مهر1387 و ساعت
|
رژیم صهیونیستی طی هشت سال انتفاضه تاکنون پنج هزار ۳۸۹فلسطینی را شهید و ۳۲هزار و ۷۲۰نفر را زخمی کرده است .
این موضوع را موسسههای کمیتههای عمل بهداشتی و حق در نشست خبری در رام الله با عنوان هشت سال از انتفاضه الاقصی و استقلال بیان کردند.
در این نشست خانم شذی عوده مدیرکل موسسه کمیتههای عمل بهداشتی گفت:
در مدت هشت سال انتفاضه الاقصی اسراییل زیر ساختارهای مردم فلسطین را نابود و در آمدهای مالیاتی مردم فلسطین را توقیف کرد و به عملیات کشتار، ترور، محاصره و دزدی زمینهای کشاوران فلسطینی به بهانه مسایل امنیتی و ساخت دیوار حایل ادامه داد.
وی افزود: اسراییل پنج هزار و ۳۸۹فلسطینی را در کرانه باختری، قدس، غزه و سرزمینهای اشغالی ۱۹۴۸به شهادت رساند که در میان آنان ۱۹۴زن و ۹۹۵کودک وجود داد و ۱۳۵شهروند بیمار فلسطینی نیز در پستها ی بازرسی جان باختند.
شذی افزود: از ۳۲هزار و ۷۲۰زخمی فلسطینی، سه هزار و ۵۳۰نفر آنان به دلیل جراحتهای وارده برای همیشه کارافتاده شدند و محاصره غزه طی دو سال گذشته منجر به جان باختن ۲۲۰بیمار شد که نتوانستند برای درمان خود به خارج از باریکه غزه مسافرت کنند.
مسوول موسسه کمیتههای عمل بهداشتی اظهار داشت: پس از کنفرانس آناپولیس روند شهرکسازی اسراییل در مناطق فلسطینی به میزان ۳۰درصد افزایش یافت و هفت هزار و ۹۳۴باب منزل فلسطینی را ویران کرد.
شذی گفت: اسراییل تاکنون ۴۵۰کیلومتر از ساخت دیوار حایل را کامل کرده است که زمینه را برای مصادره ۴۵درصد از زمینهای کرانه باختری هموار کرد.
شعوان جبارین مدیر کل موسسه حق نیز گفت: اسراییل منطقه جلگهای در کرانه باختری را از بقیه مناطق فلسطینی جدا کرده است و اکنون بیش از ۲۷ هزار منزل فلسطینیها در شهر قدس در معرض ویرانی توسط اسراییل قرار دارد.
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 7 مهر1387 و ساعت
|
مسوول فرهنگی حزب الله در استان بقاع شرق لبنان تاکید کرد، پیروزیهای به دست آمده در راه مقاومت برای آزادسازی فلسطین، از زمان اعلام روز جهانی قدس و از برکتهای این روز و امام خمینی (ره) است که به احیای آن دعوت کرد.
فیصل شکر در آیین گرامیداشت روز جهانی قدس که در شهرک اللبوه شرق لبنان برگزار شد ضمن اعلام این موضوع بر ادامه راه مقاومت و جهاد برای آزادسازی قدس تاکید کرد.
محمد یاغی مسوول حزب الله در استان بقاع نیز به مشارکت فعال در آیینهای احیای روز جهانی قدس فراخواند و اظهار
داشت، این روز مناسبتی برای خیزش امت در مقابله با اشغالگران است.
وی افزود، شواهد نشان داده که دشمن، قدس را جز با مقاومت ترک نخواهد کرد و این چیزی است که امام خمینی سالها پیش به آن اشاره و به مقاومت در لبنان دعوت کرد.
حزب الله لبنان به مناسبت روز جهانی قدس، آیینها، همایشها و راهپیماییهایی را در شهرکها و شهرهای شرق لبنان ترتیب داده است .
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 7 مهر1387 و ساعت
|
سید حسن نصرالله دبیرکل حزبالله در سخنانی به مناسبت روز جهانی قدس گفت: «ما در لبنان و فلسطین و جهان عرب و اسلام معتقدیم که این نسل کنونی است که بازگشت امت اسلام به قدس عزیز را بدون حضور صهیونیستها مشاهده خواهد کرد».
دبیرکل حزبالله جمعه شب سخنانی را به مناسبت روز جهانی قدس در حسینیه سیدالشهداء واقع در حومه جنوبی بیروت ایراد کرد. متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:
خدا را شکر که نسل ما را موفق کرد تا با چشم خود شکست صهیونیستها را به دست مجاهدین در لبنان و فلسطین مشاهده کند.
سی سال پس از تعیین آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز قدس توسط امام خمینی هنوز این روز مانند اولین سال است. به لطف اراده جانشین برحق آنها و اراده و عزم ملت، روز قدس از ابتدا تا کنون هدفی عالی و معنی والا داشته که همان احیا و زنده نگاه داشتن آرمان قدس و فلسطین بوده است. آرمان قدس هنوز هنوز هم در معرض خطر داد و ستد و فراموشی است. بسیاری گمان میکنند که آرمان قدس ملت را در تنگنا قرار داده است ولی روز قدس به همه یادآوری میکند که این آرمان نباید فراموش شود و قدس متعلق به نسلهای آینده است.
قدس و فلسطین متعلق به ملت فلسطین، اعراب و مسلمانان است و هیچکس این اختیار را ندارد که ذرهای از این خاک را مورد معامله قرار دهد چرا که خاک و سنگ و کوچهها و زیتون و انجیر این سرزمین مقدس است و هیچکس حق ندارد از امور مقدس خود چشمپوشی کند. این سرزمین مقدس باید به صاحبان حقیقی آن بازگردد.
از دیگر مفاهیمی که در روز قدس مورد تاکید قرار میگیرد، تصحیح یک مفهوم است. این باور که اسراییل یا آمریکا میتوانند بر جهان حکومت کنند غلط است و امام خمینی سعی کرد تا این باور غلط را در هم بشکند. اسراییل یک کیان قلابی و متجاوز است که انگلستان سعی کرد آن را به وجود بیاورد. اسراییل ماموریتی در این منطقه دارد که در چارچوب طرح استعماری آمریکا و غرب جای میگیرد. آنها قصد دارند منطقه و خاک و آرمان ما را در اختیار بگیرند و اسراییل نوک پیکان این طرح است.
هنگامی که متوجه این حقیقت باشیم، دقت خواهیم کرد تا سرزمین خود را تسلیم طرحهای آمریکا و غرب تحت عنوان «خاورمیانه جدید» نکنیم که البته این طرح توسط لبنانیها در تابستان 2006 شکست خورد. ملتهای منطقه باید بدانند که قدرت اراده آنها بسیار بیشتر از این کیان قلابی است.
نکته دیگر نهفته در مفهوم روز قدس این است که اسراییل تنها دشمن فلسطین نیست بلکه همانطور که امام خمینی فرمودند غدهای سرطانی است که برای تمام اطرافیان خود ضرر دارد.
امروز همانند گذشته در روز قدس و از منبر مقاومت و تجربه تاکید میکنیم که تنها و تنها راه باز پس گرفتن سرزمین و مقدسات ما، مقاومت ملتهای منطقه است. این هدف هنوز بیش از هر زمان دیگری امکانپذیر بوده و رویا نیست چرا که زمان رویاهای صهیونیستها سپری شده و دیگر زمان تحقق آرمانها و آرزوهای ما فرا رسیده و این امر را در موقعیتهای زیادی مشاهده کردیم.
پس از سال 2000 و پیروزی تاریخی در جنوب لبنان، انتفاضه الاقصی به عنوان تجربهای گرانبها و طلایی شروع شد تا این آرزوها تحقق یابند. متاسفانه امت اسلام به شکل مناسب در کنار ملت فلسطین ایستادگی نکرد، هرچند که ملت فلسطین فداکاریهای زیادی کرد. امروز هنوز این فرصت از بین نرفته و افق حل و فصل کماکان بسته است.
ملت فلسطین هنوز در قلب مشکلات و رنجها قرار دارند. غزه در محاصره است و هر روز فلسطینیها کشته میشوند. ملت فلسطین هنوز اسلحه و اراده خود را کنار نگذاشته است.
امروز و با توجه به تمام احتمالات موجود در منطقه، ملت فلسطین هنوز بر دستیابی به حقوق خود پافشاری میکند و برای دستیابی به این اهداف باید مسئولیت بزرگ خود را درک کند.
هیچ کشور عربی هنوز نپذیرفته که ارتش خود را برای مبارزه با اسراییل ارسال کند، ولی راههای دیگری برای کمک وجود دارد. امروز خانوادههای عربی و فلسطینی در قدس شرقی مورد بیشترین ظلم قرار میگیرند. باید به این خانوادهها کمک کرد تا در قدس باقی بمانند. در قدس مقاومت وجود دارد. وجود این خانوادهها و تنها خوابیدن آنها در این منطقه نوعی مقاومت و از شرافتمندانهترین مقاومت است که باید مورد حمایت قرار گیرد. اعراب که میلیاردها دلار پول در اختیار دارند باید از این اعراب حمایت کنند تا از قدس مهاجرت نکنند.
در کرانه باختری روند مهاجرت اجباری وجود دارد چرا که زندگی فلسطینیان در این منطقه با مشکل و سختی مواجه است. نوار غزه هنوز در محاصره است و ما میتوانیم به آنها کمک کنیم. مسئولیت امت اسلام این است که این محاصره را در هم بشکند. امروز ملت فلسطین چشم به امت عریض و طویل اسلام دارد تا محاصره را در هم بشکند ولی متاسفانه ما تنها شاهد هستیم که برخی افراد خارجی خطر را به جان خریده و با قایق، محاصره غزه را میشکنند. من به شما میگویم که به عنوان یک لبنانی، عرب و مسلمان احساس خجالت زیادی میکنم. یک میلیارد مسلمان به غزه نگاه میکنند و کاری انجام نمیدهند.
از مهمترین مسئولیتهای امت اسلام این است که تمام تلاش خود را به کار گیرد تا از بروز فتنه میان فلسطینیان جلوگیری کند. متاسفانه برخی از اعراب از درگیری میان فلسطینیان استفاده کرده و برای خود بهانهای تراشیدند تا خود را کنار بکشند.
من معتقدم که با توجه به تحولات جاری و امکانات ملت فلسطین، اگر امت اسلام به بخشی از مسئولیتهای خود عمل کند؛ تحقق هدف بزرگ ما در باز پس گیری فلسطین و قدس در آینده نزدیک امکانپذیر میشود.
روز قدس امسال همزمان با مجموعهای از تحولات شده است.
ایهود اولمرت به عنوان آخرین بازمانده رهبران اسراییل از زمان جنگ تابستان 2006 سقوط کرد. وی قاعدتا باید پس از صدور گزارش وینوگراد سقوط میکرد ولی آمریکاییها مانع از کنار زدن وی شدند چرا که این امر در زمره موفقیتهای مقاوت قرار میگرفت. اسراییل پس از جنگ تابستان 2006 دچار بحران نظامی و سیاسی شده است.
اولمرت به شکل واضح اعتراف کرد که آرزوی قدیمی مبنی بر تشکیل «اسراییل بزرگ» خاتمه یافته است. اسراییل همچنین در تعامل با پرونده هستهای ایران دچار بحران شده است. ملت این کیان نسبت به آینده خود در سایه دولت و ارتش اسراییل شک کردهاند.
آمارگیریهای منتشر شده در اسراییل بیانگر این است که دو سوم ملت اسراییل خود را در «منطقهای کثیف» میدانند چرا که دیگر احساس اطمینان نمیکنند. صهیونیستها به فلسطین آمدند و گمان میکردند که وارد سرزمین عسل و آرامش و اطمینانخاطر شدهاند و دولت آنها از آنها حمایت میکند و این دولت میکشد و کشته نمیشود، تجاوز میکند و پاسخی نمیبیند. امروز و پس از سالها مقاومت، طبیعی است که دو سوم این ملت احساس کنند که این منطقه، سرزمین رویاهای آنها نیست.
از دیگر تحولات اخیر بسته شدن افق هرگونه توافق با فلسطینیان پس از آناپولیس است. در سطح منطقه یکی از تحولات مهم، عبور مقاومت در منطقه و فلسطین از «مرحله خطر وجودی» است. دیگر چیزی وجود ندارد که بتواند وجود مقاومت در لبنان و فلسطین را تهدید کند چرا که از این مرحله عبور کردهایم.
از دیگر تحولات شکست دادن توطئهها توسط ایران و سوریه است. همچنین باید به شکست طرح آمریکا در منطقه اشاره کرد. عوامل یاد شده بر قدرت منطقه و ملتهای ما میافزاید.
در سطح بینالمللی نیز بحران گرجستان و شکست محور آمریکا و اسراییل و همچنین بحران مالی خطرناک آمریکا است. دنیا به سمت وضعیت چند قطبی در حال حرکت است. تمامی این امور افق را در برابر ملتهای منطقه باز میکند و جلوی سیاستهای استکباری آمریکا و اسراییل میگیرد.
در مرحله کنونی ما شاهد پایداری بیشتری در موضعگیریها و اراده خود هستیم و پیروزیهای بیشتری کسب خواهیم کرد.
در سخن از شرایط لبنان، قصد دارد در مورد دو موضوع فلسطین و لبنان سخن بگویم.
در مورد فلسطین باید بگویم که دولت و ملت و گروههای لبنانی وظیفه دارند تا در کنار ملت فلسطین بایستند تا این ملت حق بازگشت خود به سرزمینش را از دست ندهد. حمایت کلامی کافی نیست و باید دست به فعالیتهایی در سطح جهان بزنیم.
لبنان به شکل قاطع با وطنگزینی فلسطینیان مخالفت میکند. گروه سیاسی ما در میزگرد گفتگوهای ملی پیشنهاد تصحیح بندی را در قانون اساسی داد تا هرگونه تغییر در حق بازگشت فلسطینیان نیاز به موافقت مجلس نمایندگان داشته باشد که البته با مخالفت گروه مقابل روبرو شد. آنها البته پس از چندی این پیشنهاد را خود مطرح کردند و من امروز اعلام میکنم که با هرگونه طرحی که لبنان را در برابر خطر وطنگزینی تقویت کند موافق هستیم چرا که این طرح از طرف آمریکا و اسراییل پیگیری میشود.
در هر حال اسراییل هنوز در لبنان به صورتهای مختلف حضور دارد و همواره تلاش دارد تا در میان فلسطینیان و لبنانیها فتنهافکنی کند. لبنان مسئولیت دارد تا از فلسطینیان مراقبت کرده و شرایط زندگی انسانی آنها را بهبود بخشد و جلوی بروز اختلاف و درگیری میان آنها را بگیرد.
من از موضعگیری گروههای فلسطینی حاضر در لبنان در اعلام بیطرفی در قبال اختلافات سیاسی لبنان تقدیر میکنم.
در مورد لبنان باید بگویم که ما همواره آرزو داریم تا کشورمان قوی و قدرتمند و امن باشد. در هرگونه بحث داخلی میگوییم که ما خواستار سلطه بر لبنان و در اختیار گرفتن دولت نیستیم. ما ایمان داریم که منافع ما در لبنان و مصلحت کشور این است که همه با هم کار کنیم و با هم متحد باشیم تا بتوانیم در برابر چالشهای ایستادگی کنیم.
بر این اساس ما در برابر دشمن لبنان و خود ایستادگی کردیم و هنوز در این موقعیت هستیم. بر همین اساس نیز ما در گفتگوهای ملی شرکت کردیم تا بدین ترتیب با هموطنان خود برای ایجاد لبنانی قدرتمند همکاری کنیم.
امروز در رسانهها میشنویم که اسراییل با آمریکا برای ارسال سلاح برای ارتش لبنان مخالفت کرده است. آیا امکان ایجاد ارتشی قدرتمند برای دفاع از لبنان با این راه وجود دارد؟ آیا این موضوع عقلانی است که در انتظار اجازه اسراییل و آمریکا باشیم تا اجازه تقویت ارتش لبنان را داشته باشیم؟
در مورد مقاومت باید بگویم که این مقاومت آنها را در تنگنا قرار داده چرا که از هیچکس برای مبارزه با اسراییل اجازه نگرفته و سلاح خود را مخفی میکند و این مخفی نگاه داشتن سلاح است که باعث قوت آن شده است.
در مورد دولت وحدت ملی باید بگویم که نیاز به تصمیمگیری شجاعانهای داریم. ما در لبنان میخواهیم ارتش خود را تقویت کنیم و نیاز به اجازه کسی نداریم. ما گروه وزارتی تشکیل میدهیم که پول لازم را فراهم کرده و بازاری نیز بیابد تا ارتش حتی از طریق بازار سیاه (به مانند مقاومت) تقویت شود. اگر بخواهیم منتظر اجازه خانم کاندولیزا رایس باشیم چیزی بیشتر از چند کامیون به دست نخواهیم آورد.
قدرت ملی با اجازه خارجی ایجاد نمیشود بلکه عزم و ارادهای ملی و میهنی میخواهد.
ما همواره بر صلح داخلی و زندگی مسالمتآمیز به شکل متحد اصرار داشتیم و داریم. به همین دلیل من خطاب به تحلیلگران میگویم که به دنبال مشکلات ما در صلح و آشتی نگردید چرا که هیچ مشکلی در این زمینه نداریم. هنگامی که برای دستیابی به دولت وحدت ملی دست به تحصن زدیم و حتی پس از جنگ تابستان 2006 که من همه را دعوت به اتحاد کردم، ریشه مردمی ما نیز خواستار همین بود و فشرده شدن دستها در این زمینه چیزی جز برآورده شدن آرزوی این پایگاه مردمی نیست و ما فقط به همین دلیل به سمت آشتی حرکت کردیم.
آشتی تنها به اراده یک طرف صورت نمیگیرد بلکه اراده هر دو طرف را میطلبد. ما در آشتی جدی و با اراده هستیم. جزئیات مهم نیست ولی ما آماده هستیم تا هر آنچه ملت لبنان به خصوص بیروت به عنوان پایتخت عزیزمان برای اطمینان خاطر نیاز دارد را فراهم کنیم.
ما از موقعیت سیاسی خود در کنار همپیمانان خود ایستادهایم. آشتیها به معنی تغییر همپیمانیها نیست بلکه تنها هدف از این آشتیها ایجاد فضای مثبت و آرامشبخش و توقف تحریک مذهبی و طائفهای است تا بسیاری از پروندههای راکد در کشور حل شود و سپس وارد رقابتی مسالمتجویانه و متمدنانه در انتخابات پارلمانی آینده شویم. ما نیز معتقدیم که این انتخابات بیانگر خیلی امور خواهد بود. ما همیشه گفتیم که بیایید به مردم و رای مردم تکیه کنیم ولی متهم به بدعتگذاری شدیم. ما همه وظیفه داریم تا در لبنان فضایی ایجاد کنیم تا رقابتی شرافتمندانه برگزار شود تا در نهایت سلطهای جدید در لبنان بر روی کار آید.
من از امروز به شما میگویم اگر گروه اپوزیسیون توانست اکثریت پارلمانی را بر عهده گیرد، حزبالله حتما خواستار تشکیل دولت وحدت ملی میشود تا گروه دیگر نیز قادر به مشارکت در ساخت کشور باشد. ما خواستار انتخاباتی نیستیم که در آن یک گروه، گروه دیگر را کنار بگذارد.
حوادث گذشته از یک قرن پیش تا کنون باید به ما یاد بدهد که در لبنان یک اکثریت نمیتواند بر اقلیت حکومت کند چرا که لبنان کشوری خاص و ویژه است. امکان ندارد بتوان با ذهنیت و فکر اکثریت و اقلیت، پروندههای ملی مهم را در لبنان حل و فصل کرد. واقعیت کشور ما چیزی جز این نیست ولی متاسفانه ما عقبگرد داشتیم. ما میگوییم که بیایید با واقعیت کشور خود تعامل کنیم و به مردم و رای آنها تکیه کنیم. مجلس جدید تشکیل داده و فراکسیونهای پارلمانی و اکثریت و اقلیت ایجاد کنیم ولی نه به این شکل که اکثریت بر اقلیت حکومت کند چرا که بدین طریق نمیتوانیم با چالشها مقابله کنیم.
آنچه که تاکنون از آشتیها روی داده و در آینده رخ خواهد داد، فضای مسالمت و آرامش را تقویت میکند و شرایط را برای دولت و گروههای سیاسی فراهم میکند تا برخی از بحرانها را پشت سر بگذاریم.
ما در لبنان دیگر مفهوم فقیر و غنی نداریم بلکه دو سوم مردم لبنان مشغول دست و پنجه نرم کردن با مشکلات هستند. بیایید کشور را از سخنان آتشین نجات دهیم چرا که در حال حاضر دولت وحدت ملی، میزگرد گفتگوهای ملی و مجلسی فعال داریم. آینده سیاسی در راه صحیح خود قرار گرفته و انتخابات پارلمانی نیز در موعد مقرر آن برگزار خواهد شد.
طبیعی است که هنگامیکه از لبنان سخن میگوییم نگاهی هم به جنوب لبنان و مرزهای آن داشته باشیم. من در روز قدس تاکید میکنم که ما در مقاومت در کنار برادران خود در ارتش لبنان هیچ چالشی در مرزها را نادیده نمیگیریم.
امروز شنیدیم که برخی از تحلیلگران اسراییلی گفتهاند که ظرف امسال و سال آینده انتظار جنگ با لبنان را ندارند. این موضوع بسیار خوب است ولی دلیل آن چیست؟ ظرف مدت اخیر از رهبران اسراییل چیزی جز تهدید نشنیدیم. اگر آنها سخنان خود را تعدیل کردند اجازه میخواهم تا من نیز تعدیلی ایجاد کنم.
مقاومت، طرح جنگ نیست. ملت فلسطین خود توانایی مبارزه دارد و ما تنها مسئولیت حمایت از فلسطینیان را داریم ولی اگر قرار باشد به لبنان تجاوز شود، ما دست بسته نخواهیم نشست.
باراک تعدیل دیگری در سخنان خود داد. وی گفته بود پنج گروه آماده مبارزه با لبنان در اختیار دارد ولی بعدتر گفت که ما هشت گروه در اختیار داریم.
من بار دیگر به باراک تاکید میکنم که تمامی گروههای تو در بلندیها، پستیها، روستاها، شهرها و زیر پای مجاهدان ما از بین خواهند رفت.
من به باراک عکس این را میگویم. سخن گفتن از هشت گروه بهتر از پنج گروه است. با توجه به طبیعت میدان جنگ، من میفهمم که در صورت بروز چنین جنگی و با از بین رفتن پنج یا هشت گروه جنگی اسراییل دیگر ارتشی باقی نمیماند و فلسطینیان قادر به پیروزی میشوند. اگر باراک از من بپرسد که پنج گروه را به میدان جنگ بیاورد یا نه گروه را من به او خواهم گفت نه گروه را به جنگ بیاور.
همه میدانند که این گونه سخن گفتن دیگر متعلق به زمان شکست اعراب نیست بلکه در زمان پیروزی اعراب بر زبان میآید.
هنگامی که دیگران مشغول تنشها و مبارزات داخلی در لبنان بودند، مردانی در حزبالله و در راس آنها حاج عماد مغنیه شب و روز بیدار بودند و هستند و برای تحقق این وعده تلاش میکنند.
در روز قدس هنگامی که عزم و اراده و روحیه در اختیار داشته باشیم، قدرتمند هستیم و قادر به پس گرفتن کرامتها و مقدسات خود هستیم. ما در لبنان و فلسطین و جهان عرب و اسلام معتقدیم که به قدس و مسجدالاقصی بیش از هر زمان دیگری نزدیک هستیم. نسل کنونی است که بازگشت امت اسلام به قدس عزیز را بدون حضور صهیونیستها مشاهده خواهد کرد.
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 7 مهر1387 و ساعت
|
آیتالله امام موسی صدر در 14 خرداد ماه سال 1307 ش در شهر مذهبی قم دیده به جهان گشود و دروس ابتدایی را در دبستان حیات قم گذراند. سپس وارد دبیرستان سنایی شهر قم شد و همزمان با دوره دبیرستان به تحصیل علوم اسلامی در حوزه علمیه قم مشغول گردید و از اساتید بزرگواری همچون آیتالله بروجردی، آیتالله محقق داماد، آیتالله سید احمد خوانساری، آیتالله سید محمد حجت کوه کمره ای، حضرت امام خمینی، آیتالله علامه سید محمد حسین طباطبایی و آیتالله سلطانی طباطبایی، کمال استفاده را برد و به موازات تحصیلات حوزوی در دانشگاه حقوق تهران در رشته اقتصاد به تحصیل پرداخت و جزو معدود کسانی بود که علاوه بر تحصیلات حوزوی به کسب مدارج عالی دانشگاه نیز نایل آمد. وی ضمن آشنایی با زبان عربی، زبان های انگلیسی وفرانسه را آموخت و مدتی نگذشت که در صف اساتید اساتید حوزه علمیه قم وارد شد وبه تدریس فقه، اصول، منطق و فلسفه پرداخت و جزو بهترین و سرآمد ترین اساتید حوزه علمیه گشت و هوگان آینده روشن را برای وی پیش بینی کردند و او را جزو نوادر دوران و امیدی برای جهان تشیع و اسلام میدانستند و به او دل بسته بودند. او تنها در این زمان که از همان ابتدای ورود به حوزه مورد توجه بزرگان حوزه قرار گرفت چرا که علاوه بر امتیازات خانوادگی، خود نیز مستجمع کمالات بی شماری از لحاظ جسمی وفکری بود.
+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1 مهر1387 و ساعت
|
كشتههاى اين جنگ شامل نيروهاى "تيپ گولانى"، "تيپ ناحال"، "تيپ چتربازان"، "واحد ويژه ماگلان"، "تيپ 401 زرهى"، "نيروى دريايى" و "تيپ 269 سايرت ماتكال"بودند. واحدهاى نامبرده، برجستهترين و مشهورترين يگانهاى رزمى ارتش رژيم صهيونيستى هستند
در تمام ايام جنگ 33 روزه لبنان ارتش صهيونيستى به هيچوجه در وضعيتى قرار نگرفت كه بتواند خسارات خود را با طرف لبنانى مقايسه كند. در حالى كه تلفات نظاميان صهيونيست در نبردهاى زمينى، روزبهروز توسط رسانههاى صهيونيستى و همچنين شبكه تلويزيونى "المنار" (ارگان حزبالله لبنان) به سراسر جهان مخابره مىشد، هيچ آمار دقيق و قابل اعتمادى از تلفات وارده به رزمندگان مقاومت اسلامى وجود نداشت. حزبالله تنها در چند مورد انگشتشمار به شهداى مقاومت اسلامى اشاره كرده بود و اسراييل هم هيچ دليل و مدركى براى دعاوى عجيب و غريب خود مبنى بر كشته شدن صدها چريك مقاومت (تا مرز 500 و 600 نفر) ارائه نمىكرد و همين نشان مىداد كه آمار ارائه شده از سوى رسانهها و واحدهاى جنگ روانى صهيونيستى از چه ميزانى از صحت و سقم برخوردار است.ارتش صهيونيستي با پخش اعلاميه هايي كه با بي سليقه گي كاملي طراحي شده بودند ، بار ها ليست هاي عريض و طويلي از اسامي فرماندهان كشته شده حزب الله را در روستا هاي جنوب لبنان پخش مي كرد كه تنها باعث خنده مردم مي شد چرا كه صاحبان اكثر آن اسامي در طول جنگ بارها به زادگاه خود و ديگر روستاهاي جنوب تردد مي كردند و دروغ هاي شاخداري را كه براي انتشار آن ها از اسكادران هاي هوايي ارتش صهيونيستي استفاده مي شد برملا مي نمودند.
در حالى كه دوربينهاى تلويزيونى، تصاوير منحصر به فرد انهدام تانكهاى "مركاوا"، سقوط هلىكوپترهاى "آپاچى"، انتقال مجروحان غرق در خون اسراييلى به بيمارستانهاى "حيفا"، "صفد" و "طبريه" و تشييع و دفن اجساد سربازان اسراييلى را همه روزه به سراسر جهان مخابره مىكردند، حتى يك عكس يا چند ثانيه فيلم از چريكهاى در حال رزم حزبالله وجود نداشت، هيچ گزارشى از آنان پخش نمىشد و حتى شبكه تلويزيونى "المنار" هم فيلمى از نيروهاى در حال رزم خود پخش نمىكرد. آنچه رسانههاى بينالمللى از لبنان منتشر مىكردند، تنها به خاك و خون كشيده شدن غيرنظاميان (اعم از كودكان و زنان و سالخوردگان) و آوارگى و خرابى خانه و كاشانه شيعيان "ضاحيه" و "جنوب لبنان" بود.. از سوى ديگر روزنامهها و تلويزيونها نيز پر بود از تصاوير و فيلمهاى همرزمان و همقطاران آنان كه روى برانكارد و داخل آمبولانسها از درد ناله مىكردند و در مقابل، دريغ از حتى يك تصوير از جنازه يا مجروحى كه متعلق به نيروهاى حزبالله باشد. اين توازن به قدرى مضحك بود كه اسارت سه نيروى عادى حزبالله به دست صهيونيستها و نمايش عكس و فيلمهاى آن هم، كمكى به بهبود اوضاع نكرد.
پس از برقراري آتش بس و پايان جنگ 33 روزه، باز هم هيچ آماري از شهداي حزب الله در جنگ ارائه نشد و اين موضوع براي رژيم صهيونيستي بسيار گران تمام شد زيرا كه هيچ سندي براي اثبات دعاوي اين رژيم درباره تلفات حزب الله را در اختيار تحليلگران و كارشناسان صهيونيست قرار نمي داد.حتي شمارش تابوت هايي كه پس از پايان جنگ در روستاهاي جنوب لبنان تشييع مي شد كمكي به صهيونيست ها نكرد زيرا به هيچ وجه قابل تشخيص نبود كه تشييع شده گان جزو مقتولين در صحنه نبرد رويارو هستند يا در جريان بمباران هاي هوايي جان داده اند.امروز با گذشت دو سال از پايان جنگ 33 روزه، هنوز هم هيچ آمار مشخصي از اعضاي رسمي حزب الله كه در جنگ هاي زميني به شهادت رسيده اند وجود ندارد اما آمار آن ها چيزي در حدود 100 نفر تخمين زده مي شود. با احتساب آن دسته از كادر هاي حزب الله كه هنگام حضور در خانه هاي خود يا در دفاتر محلي حزب الله بر اثر بمباران هوايي به شهادت رسيدند، اين آمار به حدود 200 تا 250 نفر ارتقا پيدا مي كند. در مقابل وزارت جنگ رژيم صهيونيستي آماري را از نظاميان كشته شده خود را منتشر كرده است كه گرچه با توجه به سوابق عدم صداقت دستگاه هاي رسمي اين رژيم و همچنين شدت و حدت جنگ هاي زميني لبنان دور از واقعيت به نظر مي آيد اما در هر حال تنها آمار رسمي منتشر شده مي باشد. متن كامل اين ليست به شرح زير است:
در مقابل وزارت جنگ رژيم صهيونيستي آماري را از نظاميان كشته شده خود را منتشر كرده است كه گرچه با توجه به سوابق عدم صداقت دستگاه هاي رسمي اين رژيم و همچنين شدت و حدت جنگ هاي زميني لبنان دور از واقعيت به نظر مي آيد اما در هر حال تنها آمار رسمي منتشر شده مي باشد. متن كامل اين ليست به شرح زير است:
بر اساس اين آمار از سوى پايگاه اينترنتى وزارت امور خارجه رژيم صهيونيستى منتشر شده است ،117نظامى صهيونيست در جريان نبرد با چريكهاى مقاومت اسلامى به قتل رسيدند. از اين تلفات به ترتيب:
هشت نفر در 21 تير (روزآغاز جنگ)،
*4 نفر در 23 تير،
*2 نفر در 28 تير،
*6 نفر در 29 تير،
*4 نفر در 2 مرداد،
*9 نفر در 4 مرداد،
*3 نفر در 10 مرداد ،
*يك نفر در 11 مرداد،
*4 نفر در 12 مرداد،
*3 نفر در 13 مرداد،
*2 نفر در 14 مرداد،
*12 نفر در 15 مرداد،
* 5 نفر در 16 مرداد،
*2 نفر در 17 مرداد،
*16 نفر در 18 مرداد،
* 3 نفر در 19 مرداد،
* 24 نفر در 21 مرداد (سىامبن روز جنگ)،
* 9 نفر در 22 مرداد و
*يك نفر در 27 مرداد (سه روز پس از آتش بس) به هلاكت رسيدهاند(اين كشته، از افسران تيپ "269 سايرت ماتكال" بود كه طى يك عمليات "هلى برن" ناموفق به دست حزبالله كشته شد.)
به اين ترتيب سىامين روز جنگ، پرتلفاتترين مقطع براى ارتش صهيونيستى بود و تنها سه روز بعد مقامات صهيونيست آتش بس را پذيرفتند. كشتههاى اين جنگ شامل نيروهاى "تيپ گولانى"، "تيپ ناحال"، "تيپ چتربازان"، "واحد ويژه ماگلان"، "تيپ 401 زرهى"، "نيروى دريايى" و "تيپ 269 سايرت ماتكال"بودند. واحدهاى نامبرده، برجستهترين و مشهورترين يگانهاى رزمى ارتش رژيم صهيونيستى هستند كه هر كدام در تاريخ جنگ هاي اعراب و اسراييل كارنامه عريض و طويلي دارند.البته آمار هاي ديگري نيز از طريق برخي پايگاه هاي اطلاع رساني غربي منتشر شده است كه آن ها هم به دليل بالا بودن آمار زياد قابل اعتنا نمي باشد اما تجربه نشان داده است كه بايد آمار ارائه شده از سوي صهيونيست ها را حد اقل در 2 ضرب كرد.
+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1 مهر1387 و ساعت
|
دو سال و چند روز از عمليات به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائيلي گذشت ولي كسي خارج از دائره بسته فرماندهي حزب الله و نيز افرادي كه در اجراي عمليات اسير گيري در نزديكي «عيتا» مشاركت داشتند، نتوانستند از جزئيات اين كار اطلاعاتي كسب كنند.
در بازگشتي به حوادث شب و صبح اجراي «عمليات وعده صادق»،به يك منابعي آگاه برخورد مي كنيم كه بر كشته شدن يكي از دو سرباز اسراييلي در جريان عمليات تاكيد ميورزند، با اين حال اين منابع از وضعيت سرباز ديگر كاملا اظهار بي اطلاعي مي كنند و در عين حال عنوان مي نمايند كه سرويس اطلاعاتي اسرائيل بر كشته شدن هر دو سرباز اصرار ميكند.
پس از اتمام عمليات، عكاسان خبرگزاري ها، عكس هايي از ماشين «همر» سوخته اسرائيلي گرفته و هنگام انتشار ، در ذيل عكس ها نوشته شد كه اين «همر» در اجراي همان حمله سوخته است و ادعا شد كه بتسليحات به كار گرفته شده از سوي رزمندگان مقاومت منجر به سوختگي كامل اين خودرو نظامي شده است
همان منابع آگاه پيشين مي گويند: «يگان عملياتي«وعده صادق» از چند گروه تشكيل شده بود كه «گروه حمله مستقيم موشكي» و «گروه آتشبار سبك و نيمه سنگين» و «گروه گلوله باران مناطق نظامي حساس در حين اجراي عمليات» از آن جمله اند. منابع آگاه همچنين از گروه چهارمي ياد مي كنند كه وظيفه اي بسيار خطير بر عهده داشت. اين گروه بايد از مرزها عبور كرده و با كمك ابزار مخصوص، دو سرباز اسير را به ماشين نظامي رسانده و از آنجا به محل نه چندان دوري انتقال ميداد. قدر مسلم آن است كه در چنين شرايطي ، يكي از دو سربازان تمام كرده است.
در اين عمليات، دو خودرو زرهي هدف قرار گرفته و شش سرباز سرنشين آن ها به قتل رسيدند. خودرو زرهي عقبي، به شدت گلوله باران شد كه منجر به كشته و مجروح شدن راكبانش گرديد اما «همر» اولي، به دقت مورد هدف قرار نگرفت چرا كه نيروهاي مقاومت دستور داشتند آن را بدون آتش سوزي كامل مورد اصابت قرار دهند و بايستي به گونه اي با تسليحات سنگين خود به اين خودرو شليك مي كردند كه به مرگ سرنشينانش نينجامد زيرا هدف اصلي همان ماشين « همر» جلويي بوده است و سربازان مورد نظر براي اسارت، درون آن خودرو بودند. نيروهاي مقاومت حتي خود را به ابزاري مجهز كرده بودند كه ميتوانستند دربهاي خودرو نظامي را در صورتي كه از داخل قفل ميشد باز كنند.
نيروهاي مقاومت در ابتدا، سه فروند موشك «آر پي چي» به سوي« همر» جلويي پرتاب كردند كه باعث انفجار سمتي از خودرو گرديد كه «الدد رگو» و«ايهود گلد واسر» در آن نشسته بودند. آن دو زخمي شده و ساير كساني كه در ماشين نشسته بودند نيز مجالي براي تحرك پيدا نكردند. دو نظامي از «همر» بيرون افتاده بودند كه نيروهاي مقاومت نزديك شده و آن دو سرباز را به به اسارت گرفتند.
مطابق برنامه نيروهاي مقاومت، گروه مسوول، آن دو سرباز را به منطقه امني برده و گروهي موسوم به« پاكسازي » نيز به وظيفهاش كه ريختن بنزين بر روي دو خودرو « همر» بود ، عمل نمود زيرا ممكن بود وضعيت صحنه عمليات، دشمن را براي كشف حقيقت ماجرا و ارزيابي سرنوشت دو سربازش ياري كند . از عمليات به صورت كامل تصوير برداري شد . يك منبع آگاه ديگر در مورد فيلم موجود از «عمليات وعده صادق» ميگويد :«اين فيلم نشان دهنده چگونگي موفقيت نيروهاي مقاومت در رسيدن به اهدافشان در زمان مقرر و بدون هيچ تلفاتي است.با اين فيلم مستند ، رهبري مقاومت مي تواند الگوهاي نظامي مختلفي را آموزش بدهد كه ابزارهاي جنگي اسرائيل نميتواند به اندازه آن كارايي داشته باشد.».منابع آگاه اين نكته مهم را يادآور شدند كه در ساعات اوليه پس از عمليات، اسرائيل به قدري درمانده شده بود كه هنگام گلوله باران يكي از ساختمانهاي متعلق به حزب الله ، به دليل ترس از وجود دو اسير صهيونيست در آن، به شدت دچار ترديد و استيصال شده بودند.
*چه كسي اسم « وعده صادق» را براي اين جنگ انتخاب كرد
شب روز 12 جولاي ، شهيد «عماد مغنيه»، فرمانده شاخه نظامي حزب الله در ميهماني يكي از شخصيتهاي عملياتي مقاومت حاضر شد اما بر خلاف عادت هميشه گي اش ، خيلي زود مجلس او را ترك كرد. ميزبان از او خواهش كرد كه نزد ش بماند، ولي «حاج رضوان» اظهار كرد كه بايد به كار مهمي برسد و خداحافظي كرد و رفت. وقتي خبر اجراي عمليات اسير گيري منتشر شد، ميزبان شب قبل، خودش را به «حاج رضوان» رسانده و اين پيروزي بزرگ را به او تبريك گفته بود. اين دو نفر درباره نامگذاري عمليات اخير با يكديگر مشورت كردند.
«حاج رضوان» به آن دوست همرزمش گفت:« سيد حسن نصرالله بر ما حق دارد.او كسي است كه به هرچه وعده داده ، وفا كرده است» در اين جا بود كه دوست «حاج رضوان»(ميزبان شب قبل) پيشنهاد كرد كه نام عمليات امروز را «وعده صادق» بگذارند.
پيش از آن كه اين اين شخصيت برجسته عملياتي فرصت پيدا كند تا از «حاج رضوان» درباره سرنوشت دو سرباز اسير چيزي بپرسد، جنگ به شدت آغاز گرديد . درست در همان زمان بود كه واسطه بينالمللي به تنهايي تلاش مي كرد كه درباره سرنوشت اين دو سرباز با حزب الله به گفتگو بپردازد كه البته اين گفتگو بينتيجه بود
بنابر آن چه سازمان صليب سرخ جهاني در فلسطين اشغالي و لبنان اعلام كرده است ، «عمليات تبادل اسرا»، راس ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 16 جولاي 2008(13 رجب 1429) در منطقه مرزي «ناقوره» صورت خواهد گرفت .جسي شاهين، سخنگوي صليب سرخ اعلام كرد كه اين عمليات، ساعت 9 صبح فردا، روز چهارشنبه، در طرف لبناني «ناقوره» و طرف اسرائيلي «روش هاينكرا» صورت ميگيرد. وي افزود كه «در اين تبادل، دو سرباز اسير اسرائيلي با سمير قنطار و چهار اسير لبناني ديگر و اجساد 203 لبناني و فلسطيني (كه اغلب آنان را شهداي رزمندگان فلسطيني تشكيل ميدهند) مبادله خواهند شد. عمليات نقل و انتقال پيكرهاي شهيدان با استفاده از 11 قطار و 11 واگن يدك انجام خواهد شد».
بر اساس اخبار منتشره از منابع صهيونيستي ، در طرف اسراييلي مرز كه منطقه بسته نظامي است خيمه ويژهاي براي روزنامه نگاران و همچنين تيم هاي براي خدمات رساني به آنان در نظر گرفته شده است . از خانواده دو سرباز اسير دعوت شده است تا به پادگان «شراغا» در نزديكي«نهاريا» بروند . در گذرگاه مرزي نيز جمعي از دستگاههاي امنيتي و ارتش و تيم پزشكي ويژه معاينه دو سرباز يا تشخيص هويت اجساد آنان مستقر شده اند. شبكه 10 تلويزيون اسرائيل مدعي شده است كه اين دو سرباز مرده اند. پيش از انتقال دو نظامي اسراييلي به پادگان، ماشينهاي صليب سرخ بينالمللي به سوي 200تابوت شهيد مقاومت لبنان و فلسطين مي روند تا ترتيب انتقال آن ها را بدهند.
از طرف ديگر «سمير قنطار» قديمي ترين اسير لبناني، به همراه چهار اسير ديگر كه در زندان «هداريم» به سر ميبردند، قبل از انتقال به «ناقوره» مورد معاينه پزشكي قرار مي گيرند تا براي بررسي هويت به صليب سرخ تحويل شوند.
مطابق برنامه دو عضو حزب الله در معيت اعضايي از صليب سرخ، مجاهدان اسير را تحويل مي گيرند و در مرحله بعد ، آزادگان به اتاقي كه قبلا آماده شده برده مي شوند تا لباس هاي عادي خود را با يونيفرم نظامي تعويض كنند واحتمالا اسلحه هاي نيز به آن ها داده خواهد شد تا علامتي باشد از پيوستن مجدد آنان به صفوف مقاومت باشد. بر طبق قرار قبلي هلي كوپتر مخصوص رئيس جمهوري به همراه هلي كوپتر هاي ديگري از سازمان ملل و ارتش ، دو اسير آزاد شده را به فرودگاه بينالمللي بيروت انتقال ميدهند. در آن جا پس از رسيدن كاروان شهدا به بيروت، رئيس جمهور لبنان وجمع كثيري از وزرا و نمايندگان مجلس مراسم استقبال بزرگي را برگزار مي كنند.علي رغم تمايل حزب الله به حضور سيد حسن نصر الله در اين مراسم ، گفته مي شود كه ايشان به احتمال قوي در اين جمع حاضر نخواهد شد. پس از پايان تمامي مراحل تبادل در فرودگاه، كاروان شهدا وارد بيروت مي شود و مردم براي برگزاري جشن بزرگ پيروزي به ورزشگاه«رايه» واقه در ضاحيه بيروت مي روند. به احتمال قوي اين جشن در ساعت 9 شب به وقت بيروت آغاز خواهد شد.
*تجهيزات و تداركات در مسیر جنوب لبنان
در شهر «صيدا»، فعاليتهاي مردمي به دنبال اعلام اين موضوع كه آزادگان از شهر ها عبور نكرده و مستقيما به فرودگاه بيروت منتقل خواهند شد كاسته شده است.به همين دليل شهرداري صيدا به نمايندگي از مردم با برافراشتن پرچم و پلاكاردهايي نارضايتي خود را در اين باره اعلام كرده است.
در بيروت، شيخ «محمد رشيد قباني» طي سخناني اعلام كرد: «ما به همراه هيات دار الفتوي در استقبال اسيران زندانهاي اسرائيلي كه نماد مبارزه و مقاومت و سيادت لبنان هستند، مشاركت خواهيم كرد . ما اين مناسبت را تجلي ثبات و پايداري و مقاومت ملت لبنان ميدانيم».
در حالي كه ساير گروه هاي مردمي براي برگزاري هرچه باشكوه تر جشا آزادي تلاش مي كنند ارتش اسرائيل مقرر كرده است براي بازگشت دو سرباز اسرائيلي ، جشني برپا نشود. نخستوزير اسرائيل با رضايت خانواده دو اسير و با هماهنگي آنها اين تصميم را اتخاذ كرده است.
همچنين طبق اعلام روزنامه اسرائيلي «يد يعوت احرو نوت» عمليات بازگشت دو سرباز اسير مستقيما از تلويزيون و راديو پخش نميگردد و هيچ سخنراني اي ايراد نخواهد شد و برخي اخبار و تصاوير نيز سانسور خواهد شد.
از سوي ديگر «ايهود باراك»، وزير جنگ رژيم صهيونيستي در رابطه با گزارشي كه اين رژيم از حزبالله درباره سرنوشت «رون اراد» دريافت كرده است گفت: «اين گزارش كه از سوي حزبالله ارائه شده، پاسخ صريح و واضحي را درباره سرنوشت رون اراد به دست نميدهد» ولي وي تاكيد كرد، با اين وجود اسرائيل، لايحه بازگرداندن دو سرباز اسير را مجددا تصويب تصويب خواهد كرد.» وي در همين گفتگو تصريح كرد
«قطعنامه 1701 به ضرر اسرائيل تمام شد و اسراييل در قطعنامه 1701 ضرر كرده و شكست خورده است.» باراك افزود:« اين قطعنامه براي ما تاثيرات مفيد و سازندهاي را نداشته و نخواهد داشت ، در حالي است كه حزبالله توان نظامياش را به كمك سوريه به شما نشان داده است».
+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1 مهر1387 و ساعت
|