


،15 دي ماه ،سالگرد شهادت مهندس شهادت طلبان فلسطيني و بنيانگذار گردان هاي شهيد عزالدين قسام(شاخه نظامي جنبش مقاومت اسلامي «حماس») است.
14 سال پيش در چنين روزي، دفتر زندگي مردي بسته شد كه 4 سال دشمنان خود و ملتش را خانه به خانه به دنبال خود كشيد و نامش را در تمام جهان پر آوازه ساخت.
براي تقريب به ذهن ايرانيان «يحيى عبداللطيف عياش» را بايد «اندرزگوى فلسطين» لقب داد. اين سرباز بى بديل پيامبر اعظم(صلواتالله عليه) طى مدت كمتر از 5 سال به تنهايى خواب راحت را از ديدگان صهيونيستهاى اشغالگر قدس شريف ربود و تبديل به كابوس دولت مجعول يهودى شد. او مانند ماهى از چنگال دستگاههاى امنيتى عريض و طويل رژيم صهيونيستى مىلغزيد و چون شبحى دست نيافتنى خود يا همرزمانش را به سلامت از زير چشمان ماموران امنيتى اسراييل مىگذراند و به اهداف مورد نظرش مىرساند.
هر روز گريم و پوشش خود را به نحوى تعويض مىكرد كه قابل شناسايى نبود و به راحتى مقادير متنابهى سلاح گرم و مواد منفجره قدرتمند را در سرزمينهاى اشغالى جا به جا مىنمود. ايران اسلامى تنها يك نفر را در سابقه تاريخى خود دارد كه از چنين توانمندى نبوغآميزى برخوردار بود و او كسى نيست جز شهيد «سيد على اندرزگو». البته بايد اذعان كرد كه يك تفاوت عمده ميان «سيد على اندرزگو» و «يحيى عياش» وجود دارد. اندرزگو سالها در كشورى به وسعت ايران و با تنوع جغرافيايى فراوان به تعقيب و گريز از چنگ مزدوران رژيم پهلوى پرداخت؛ ضمن اينكه به هنگامه تنگ شدن عرصه،امكان سفر به كشورهاى همسايه را داشت و از سوى ديگر اكثريت اطرافيان و مردمش نيز با او يك دل و همراه بودند؛ اما «يحيى عياش» در كشورى مبارزه مي كرد و پنهان مىشد كه وسعتش كمتر از استان آذربايجان غربى و تحت اشغال قرار دارد و علاوه بر عوامل دستگاههاى امنيتى رژيم صهيونيستى و دولت خودگردان عرفات، جاسوسان خودفروخته در لباس برادر و همشهرى نيز مثل مور و ملخ در آن مي چرخيدند. او در چنين گستره محدود و چنين فضاي غليظي بود كه طى 4 سال چونان صاعقه بر ستونهاى امنيتى اشغالگران فرود آمد و تبديل به اسطورهاى فراموش نشدنى و سردارى افسانهاى شد. هنوز هم پس از صدها عمليات شهادت طلبانه كه طى انتفاضه دوم انجام گرفته است، براى مجامع بينالمللى و مقامات صهيونيستى هيچ نامى، ترسآورتر از نام يحيى عياش نيست. مردى كه به تنهايى مسوول كشته و مجروح شدن نزديك به 500 اشغالگر صهيونيست بود و سرانجام نيز نه از دشمن كه از خائنين و از پشت خنجر خورد. ياد و خاطر اين سردار شهادتطلبان را گرامى داشته و مطلب زير را به ادامه دهندگان راه او تقديم مىكنيم...
** خبر باور نكردنى پانزدهم دى
در نخستين ساعات روز جمعه پانزدهم دى ماه 1374 خبرى بسيار كوتاه توسط رسانههاى گروهى در سراسر جهان منتشر شد:
«مهندس يحيى عياش، فرمانده گروه ضربت حركت مقاومت اسلامى فلسطين (حماس) و بنيانگذار گردانهاى انتحارى (استشهادى) عزالدين قسام بر اثر انفجار يك بمب كشته شد.»
با وجودى كه شادى و شعف صهيونيستهاى حاكم بر رسانههاى ماهوارهاى خبرى از شهادت يحيى عياش در لابهلاى پخش دقيقه به دقيقه خبر فوق آشكار بود؛ اما در ساعات اوليه هيچكس پاسخ روشنى در مورد چگونگى شهادت وى نمىيافت. كارشناسان سرويسهاى امنيتى جهان با توجه به دادههاى اطلاعاتى «شينبث، شاباك و موساد»، (سازمانهاى اطلاعاتى و تروريستى اسرائيل) و شناختى كه از فرمانده شهادتطلب هستههاى مقاومت عزالدين قسام داشتند، باورشان نمىشد كه عنصر هوشمند و با ذكاوتى كه 4 سال تمام، همه دستگاههاى پرطمطراق امنيتى اسراييل و جلادان آموزش ديده صهيونيسم را با كمترين امكانات، به خاك سياه نشانده بود، به اين سادگى مورد هدف قرار بگيرد.
تنها چند ماه قبل از اين تاريخ ژنرال «شيمون رومح»،از عالىرتبهترين نيروهاى امنيتى صهيونيستها، در برنامهاى تحت عنوان «شناخت شخصيت طراح و مجرى عملياتهاى انتحارى بنيادگرايان فلسطينى» ناگهان با مخاطب قرار دادن يحيى عياش، جملات تكان دهندهاى را بر زبان جارى ساخت كه نفسها را در سينه بينندگان صهيونيست حبس كرده بود:
«... متأسفانه مجبورم به عنوان يك كارشناس امنيتى - نظامى، در مقابل عظمت و دقت عملياتهايت به واماندگى و تحير خودم اعتراف كنم؛ چرا كه جز اين چارهاى ندارم. كارهاى تو نه تنها اعجاب من كه تعجب همه متخصصان امنيتى جهان را برانگيخته است. به راستى كه تو مجرى تواناى مأموريتهايت محوله ات هستي و ابتكار عملت بسيار سريع و دقيق است. هر چند كه تو ناامنترين اكسير مقابله با صهيونيسم و يك شبح هولناك براى جامعه يهوديانى اما بايد اعتراف كنم كه قدرت ترميم ضربات وارد شده به مجموعهات را بىوقفه بالا مىبرى و شكست را از مسير خود دورتر مىسازى...»
«نسيم مشال»، مجرى كهنه كار و مشهور تلويزيون رژيم اشغالگر قدس كه اين برنامه مستقيم و زنده تلويزيونى را اداره مىكرد، در پايان برنامه، نتيجهگيرى بحث فوق را چنين بيان كرد:
«دشمن شماره يك داخلى اسرائيل، شخصى است بهنام «يحيى عياش» كه 29 سال سن دارد. اهل منطقه «طولكرم» است و انجام كليه عملياتهاى نظامى حماس و فرماندهى گردانهاى انتحارى عزالدين قسام را در چهار ساله اخير شخصاً به عهده دارد. او خطرناكترين نوع عملياتها عليه صهيونيستها را طراحى و سازماندهى مىكند. على رغم اينكه از لحاظ شخصيتى يك فرد ساده و روستايى است؛ اما با افكارش كارى كرده كه نامش ترس و نا امنى را در قلبهاى اسرائيلىها جاى مىدهد. نظاميان ما در «تلآويو»، «عفوله»، «خضير»، «غوربيسان»، «قدس»، «حيفا» و ديگر مناطق يهودىنشين اسراييل، خواب را بر چشمان خود حرام مىبينند و هر لحظه منتظر يكى از عملياتهاى انتحارى اطرافيان اين جوان 29 ساله هستند. هرگونه خبر يا اطلاعى از وى و يا اطرافيانش مىتواند مأمورين امنيتى و مسووليتمان را در مهار و دفع عملياتهايش يارى كند.»
مسوولين اطلاعاتى - عملياتى صهيونيست هنوز طعم تلخ سه شكست فضاحتبار خود را كه با وجود شناسايى «يحيى» و به كارگيرى نيروهاى ويژه خود، نتوانسته بودند به وى دست يابند، در كام داشتند:
اول: شانزدهم مرداد 1372؛ مركز ايست و بازرسى روستاى «دير بلوط» واقع در كرانه غربى:
يحيى و دو تن از همراهانش توسط نيروهاى امنيتى شناسايى مىشوند و بلافاصله منطقه به محاصره كامل در مىآيد. پس از ايجاد درگيرى و تبادل آتش يكى از همرزمان يحيى دستگير شده و ديگرى با پوشش مناسب آتش خود را حايل صهيونيستها و يحيى مىكند كه نهايتاً منجر به شهادتش مىشود. يحيى نيز با ذكاوت تمام و پس از به هلاكت رساندن دو نيروى امنيتى از حلقه محاصره رهايى مىيابد.
دوم: چهاردهم فروردين 1373؛ خانه يكى از دوستان يحيى در محله «شيخ رضوان» در نوار اشغالى غزه:
صهيونيستها با شناسايى منزل، اقدام به بمبگذارى در آن كرده و منتظر انفجار بمب زمانى و ترور يحيى مىشوند؛ اما به لطف پروردگار، يحيى دقايقى قبل از انفجار از آنجا مىرود و توطئه صهيونيستها ناكام مىماند.
سوم: سى و يكم تير 1373؛ يكى از خانههاى امن عملياتى هستههاى مقاومت شهيد عزالدين قسام:
عوامل امنيتى اسراييل با شناسايى قبلى خانه امن، يحيى و همرزمانش را محاصره كرده و واحدهاى عمليات، بارانى از گلوله و خمپاره را به سمت خانه شليك مىكنند كه «يحيى» پس از سه ساعت تبادل آتش و با فداكارى 2 تن از شهادتطلبان گروه كه با شهادت خود، آتش فرار وى را پوشش دادند، از مهلكه نجات مىيابد...
خبرهايى كه در سراسر جهان مخابره مىشد، حكايت از اين واقعيت دردناك داشت كه فرمانده رشيد هستههاى مقاومت شهادتطلب فلسطينى در حال مكالمه تلفنى با پدرش بر اثر انفجار مواد منفجره جاسازى شده در دستگاه تلفن همراه به شهادت رسيد.
دستگاه فوق كه توسط يكى از عناصر نفوذى به نام «كمال حماد» در اختيار گروه شهيد قسام، قرار گرفته بود،قبلاً از سوى بخش فنى سازمان امنيت رژيم اشغالگر بمبگذارى شده بود. كمال حماد در ازاى اين خيانت خود بيش از يك ميليون دلار از رژيم صهيونيستى دريافت كرد.
راديو و تلويزيون رژيم صهيونيستى بهعنوان كانون انتشار اين خبر، با قطع برنامههاى عادى و پخش موسيقىهاى شاد، اعلام مىكردند:
«... اسراييلىها بالاخره راحت خواهند خوابيد... يحيى عياش مغز متفكر انفجارات و عملياتهاى انتحارى عليه اسراييل كه به مهندس تفجير و تخريب شهرت داشت، در اين عمليات كشته شده است. وى كه عامل كشته و زخمى شدن بيش از 480 تن از نظاميان يهودى بود، از 4 سال پيش تاكنون، اولين و در عين حال خطرناكترين متهم تحت پيگرد دستگاه قضايى اسراييل بود و بارها پس از عملياتهاى انتحارى صورت گرفته توسط شاگردانش، با لباس مبدل خاخامى در صحنههاى عمليات حاضر شده و پس از بررسى نقاط ضعف و قوت كار و تصويربردارى از عمليات، با اظهار دلجويىهاى تصنعى، نيروهاى امنيتى حاضر را فريب داده و مىگريخته است... مهندس عياش به زبان عبرى تسلط كامل داشته و فارغالتحصيل رشته مهندسى شيمى از دانشگاه بيرزيت بوده است. او در دانشگاه جزو متعصبترين دانشجويان نسبت به انجام مراسم اسلامى از قبيل خواندن متون مذهبى و نماز و روزه به شمار مىرفت... ضمن تبريك به تمام يهوديان اسراييل ، از همه بينندگان و شنوندگان عزيز، تقاضا داريم كه نسبت به عملياتهاى احتمالى انتقامجويانه گردانهاى عزالدين قسام هشيارى و آمادگى خود را حفظ كنند...»
** يحيي عياش كيست؟
«عبداللطيف عياش» كشاورزى مومن از اهالى روستاى «رافات» - از توابع «طولكرم» - بود. او در سال 1342 باز زنى مومنه از فاميل خود به نام «عايشه عياش» ازدواج كرد ثمر كه اين ازدواج سه فرزند بود به نامهاى «يحيى»، «يونس» و «مرعى». يحيى فرزند بزرگ خانواده، مطابق با اطلاعات نوشته شده توسط خودش در فرم مشخصات ثبت نام «مجمع مهندسين اردن»، به تاريخ 16/12/1345به دنيا آمده بود.
پدرش مىگويد: «در حالى كه بيشتر از سه سال نداشت از من مىخواست كه او را به مسجد ببرم تا او هم نماز بخواند. يحيى بسيار اصرار مىكرد و لباس مرا مىگرفت تا اين كه من هم با توجه به علاقه زيادى كه به او داشتم، به مسجد روستا مىبردمش و همه از آمدن اين بچه كوچك تعجب مىكردند.»
يحيى پيش از ورود به دبستان، روخوانى قرآن را فرا گرفت و از 6 سالگى تحصيلات خود را شروع كرد. در همين دوران بود كه جايزه ويژه حفظ و تلاوت قرآن را از «اداره اوقاف اسلامى قدس» دريافت كرد. پس از پايان مقطع ابتدايى، يحيى تحصيلات متوسطه خود را در دبيرستان «الزاويه» پى گرفت.
مادر يحيى از آن دوران خاطرهاى بيان مىكند كه شنيدنش خالى از لطف نيست؛ «در يكى از كلاسهاى هشتم يك دانشآموز نتوانسته بود مساله تدريس شده جلسه قبل را براى معلم رياضى حل كند. معلم با عصبانيت از كلاس خارج مىشود كه يحيى را كه در آن وقت در كلاس هفتم درس مىخواند مىبيند و او را به كلاس هشتم مىآورد تا همان مساله را حل كند و او به سادگى جواب آن را به دست مىآورد. بعد از آن هنگامى كه معلم از يحيى مىخواهد كه دانش كلاس هشتم را براى تنبيه بزند، يحيى در حالى كه به معلم رياضى مىگفت من به كسى كه از من بزرگتر است اهانت نمىكنم، از كلاس بيرون رفت.»
يحيى، مدرك ليسانس خود را در رشته شيمى از دانشگاه «بيرزيت» دريافت كرد و تصميم داشت تحصيلات خود را تا مقطع «دكترا» ادامه دهد كه به دليل ممانعت رژيم صهيونيستى از اعطاى رواديد تحصيلى به وى، از اين كار بازماند.
وى با بكارگيرى تخصص خود در راستاى مبارزه با اشغالگران قدس شريف، در طى مدت كوتاهى به موفقيتهاى چشمگيرى در طراحى و ساخت مواد منفجره دست پيدا كرد و با تشكيل شاخه نظامى جنبش مقاومت اسلاى (حماس) موسوم به يگانهاى شهيد عزالدين قسام نبرد جدى خود را با صهيونيستها آغاز كرد.
وى طى پنج سال خود را تا سطح دشمن شماره يك دولت يهودى بالا كشيد و مسووليت قتل و جرح حدود 500 صهيونيست را عهدهدار شد. وى زمانى كه شربت شهادت را نوشيد يك فرزند دو ساله و يك نوزاد دو روزه از خود بر جاى نهاد.
** آثار انگشت يحيى
نبرد عجيبى كه بين يحيى عياش و يارانش از يك سو و تمام نيروهاى سياسى، امنيتى و نظامى صهيونيستى از سوى ديگر، طى حدود 4 سال انجام مىپذيرفت دو مشخصه بارز داشت:
اول اينكه جبهه صهيونيسم و در راس همه رييس كابينه و وزير دفاع رژيم اشغالگر قدس در جهت مهار و يا دفع عملياتهاى شهادت طلبانه مهندس عياش اهتمام همه جانبه و گستردهاى به خرج مىدادند. خاطره حملههاى بىسابقهاى كه با حضور صدها نيروى متخصص امنيتى نظامى اشغالگر براى يافتن و يا قتل مهندس به مناطقى كه احتمال وجودش در آنها مىرفت، هنوز در اذهان پير و جوان اراضى اشغالى باقى است. يكى از آن عملياتهاى بى سابقه كه هنوز توسط مردم روستاى «رافات» نقل مىشود، حضور صدها نيروى ويژه امنيتى و دهها اكيپ عملياتى و پشتيبانى اشغالگران در كمتر از يك ساعت در جاى جاى رافات است كه همگى اطلاع كاملى از رفتار، نقشهها، شيوههاى عمل و ساير توجيهات مربوط به سوابق يحيى داشتند.
مشخصه دوم اين نبرد هوشيارى و درايت يحيى و يارانش بود كه در طول اين درگيرىها و عملياتهاى گوناگون شهادت طلبانه، به خنثى كردن تدابير جمعيت كثير صهيونيستها مىپرداختند. نكته جالب در اينجاست كه هر چه اين دو مشخصه روشنتر بروز مىكرد بر حرمت و والايى يحيى عياش و همسنگرانش در قلبهاى مردم مظلوم فلسطين از يك طرف و ترس و اضطراب اشغالگران تروريست از طرف ديگر مىافزود؛ تا آنجا كه ديگر مسوولان صهيونيست اين ترس و اضطراب را بى پرده در اعمال و اقوال خويش منعكس مىساختند.
«بنيامين بن العياد»، وزير مسكن كابينه اسراييلىها در يكى از مصاحبههاى خود اوج سردرگمى كابينه اسراييل را در برخورد با عملياتهاى شهادت طلبانه هستههاى مقاومت عزالدين قسام چنين بيان كرد:
«اين عجيبترين جنگها در طول تاريخ است؛ چرا كه دشمنان ما افرادى هستند كه در آرزوى رسيدن به مرگ لحظه شمارى مىكنند!»
اشاره و مرور مختصرى به چند عمليات انجام شده توسط هستههاى مقاومت استشهادى قسام را كه به تعبير سخنگوى ارتش رژيم اشغالگر قدس، اثر انگشت يحيى عياش بر آنها به شكل غريب و پيچيدهاى هويدا بود به تمام بسيجيان امالقراى انقلاب اسلامى تقديم مىكنيم:
* عمليات «رامات افعال»
نخستين بارى كه صهيونيستها با نام يحيى عياش رو به رو شدند در اثناى شكنجه و بازجويى دو تن از مجاهدان دستگير شده گروه قسام بود. اين دو تن به همراه يكى ديگر از مجاهدين در حال انتقال بيش از 40 كيلوگرم مواد منفجره كار گذاشته شده در يك خودرو - به محل تجمع عدهاى از سران رژيم صهيونيستى در مراسم ويژهاى در منطقه «غوشدان» شهر تلآويو به واسطه يك اشتباه دستگير شدند. اين خودرو از نوع همان فولكس واگنهاى پلاك ويژه زردرنگ يهودى و در عين حال مملو از 40 كيلوگرم مواد منفجره بسيار قوى دستساز و 4 استوانه گاز و يك منبع انفجار بود.
با توجه به سابقه عبور و مرور خودروهاى اينچنين و نيز دارا بودن پلاك صهيونيستى، فولكس بدون مواجه شدن با مشكلى در حوالى ساعت 2 بامداد وارد محوطه مراسم شد، تا در صبح روز بعد منفجر شود؛ اما در هنگام وارد شدن به مسير انجام مراسم، دو دژبان مسوول محوطه متوجه حركت فولكس با چراغهاى خاموش و درست در جهت مخالف حركت معمول خودروهاى ديگر شده و به فولكس شك مىكنند و بلافاصله به ساير مأمورين، مورد مشكوك را اطلاع مىدهند كه كليه راههاى خروجى تلآويو مسدود شده و كار تفتيش همه فولكسها آغاز شد. مجاهدين حماس نيز كه متوجه شك دژبانان شده بودند با ترك منطقه مراسم، سعى در رهايى از دام امنيتى اسراييلىها كردند كه نهايتاً با رسيدن به يك كوچه بنبست در محله «رامات افعال» خودرو را باقى گذاشته و خود اقدام به ترك منطقه كردند. پس از دقايقى نيروهاى ضدتخريب موساد با دور كردن يهوديان ساكن در منطقه از اطراف خودرو، سعى در خنثى كردن بمب نمودند و همزمان با آن «حسن احمد حسان» 23 و «عماد عبدالرحيم على» 26 ساله، دو نفر از سه مجاهد فوق، با به كار گرفته شدن هلىكوپتر، هواپيما و سگهاى تربيت شده پليس در منطقه، دستگير شدند؛ اما مجاهد سوم موفق به مراجعت به گروه شهيد قسام در «نابلس» شد.
از طرف ديگر تلاش نيروهاى متخصص تخريب موساد با توجه به پيچيدگى و ابتكارى بودن نحوه انفجار بمب به جايى نرسيده و انفجار فولكس واگن موجب وارد آمدن خسارتهاى سنگين به ساختمانهاى اطراف و خودروهاى امنيتى شد. دو مجاهد دستگير شده نيز، زير شديدترين شكنجههاى عوامل دژخيم موساد تنها بر اين مطلب تأكيد مىكردند كه به همراه فردى بهنام «مهندس يحيى» سوگند خوردهاند كه اشغالگران را از اراضى وطن اسلامىشان اخراج كنند. اين نخستين مواجهه عوامل صهيونيست با نام لرزهافكن مهندس بود.
* عمليات «مسيرةالاكفان»
هر چند كه نام يحيى در نخستين جايگاه اسامى ليست افراد تحت پيگرد همه مجموعههاى اسراييلى قرار گرفته بود؛ اما او بدون توجه به آن، مشغول طراحى، بررسى و سازماندهى عملياتى شد كه جوى مملو از ترس و ناامنى را براى شخص نخستوزير رژيم صهيونيستى، «اسحاق رابين» و تمام همدستانش به جاى گذاشت. در روز 26/9/1371 مهندس خودرويى،سرشار از مواد منفجره را تحويل جوان رشيدى به نام «ساهر التمام» داد. «ساهر» نيز در ساعت 12:30 دقيقه همان روز در منطقه «ميحولا» - در نزديكى «بيسان» - در حالى كه در كنار يك رستوران نظاميان صهيونيست و درست بين دو خودروى نظامى پارك كرده بود، پيكر خود را آتشى بر جان شياطين محارب ساخت كه مطابق اعتراف نيروهاى اشغالگر دو نفر از افسران صهيونيست به درك واصل شده و 8 تن ديگر نيز زخمى گشتند.
* عمليات «شهداى ششگانه»
در پى اعلام سخنگوى نظامى ارتش صهيونيستى مبنى بر اعدام 6 تن از افراد گروه عزالدين قسام كه در حال عبور از مناطق مرزى با مصر در شهر «رفح» بودند، مهندس عياش طرحى را در ذهنش مدون كرد، كه موجب وارد شدن ضربه سنگين مادى، حيثيتى و انسانى به اسراييلىها شد. در فروردين 1372يحيى و گروه انتخابىش از موانع امنيتى صهيونيستها در منطقه «ضفه» و «قطاع» عبور كردند و رستورانى در طبقه اول برج تجارى «لندن مينى استور» واقع در خيابان اصلى «تلآويو» موسوم به «ابن غفيرول» را با مواد منفجرهاى بسيار قوى، بمبگذارى نمودند و در حوالى ساعت 6:25دقيقه صبح روز 28/1/1372در حالى كه اميدى به خروج خود از كمربند امنيتى عوامل صهيونيست نداشتند، همه بمبها را همزمان با هم منفجر كردند كه در اثر آن، انفجار و آتشسوزى مهيبى صورت گرفت، كه موجب تخريب كلى ساختمان و وارد آمدن خسارت بسيار زياد به ساختمانهاى مجاور شد و حداقل يك نفر كشته و بيش از 35 مجروح در پى داشت.
* عمليات «شير مقاومت»
در ساعات اوليه صبح روز 16/2/1372يكى از مجاهدين به تعبيه 5 بمب ساخته شده توسط مهندس در جاده قديمى منتهى به «موشاف شيكف» در داخل روستاى «بيت عوا الخليل» - كه در سال 1347 به اشغال صهيونيستها درآمده بود - مشغول شد.
دو تا از اين بمبها در حين عبور خودروى جيپ گشتى نظاميان صهيونيست منفجر شد كه موجب زخمى شدن دو صهيونيست گشت. بر اثر انفجار اين دو بمب، دشمن نيروهاى ويژه خود را براى پاكسازى جاده به منطقه گسيل داشت كه بار ديگر با عبور خودروى دوم كه از روى سومين و چهارمين بمب مىگذشت انفجار مهيبى رخ داد كه منجر به كشته و زخمى شدن عده ديگرى از صهيونيستها گشت. انفجار بمب پنجم در حالى كه «يوسيف حايون»، از متخصصين تخريب ارتش اشغالگر، مشغول خنثى كردن آن بود، موجب وارد شدن جراحت شديد به وى شد، كه البته وى بعد از سه روز در بيمارستان به هلاكت رسيد.
* عمليات «محمد عزيز رشدى»
دسته شهيد محمد عزيز رشدى در غرب فلسطين اشغالى وابسته به هستههاى شهادتطلب عزالدين قسام در صبح روز 11/6/1372مينهاى انفجارى دستساز مهندس را در يكى از باغهاى نزديك «رامات راهيل» واقع در جنوب قدس اشغالى، كار گذاشتند كه دقايقى بعد در هنگام عبور 5 تن از نظاميان صهيونيست، منفجر شد كه در اثر شدت جراحات يكى از آنان كشته و ديگران نيز آسيبهاى جدى ديدند.
* عمليات «سليمان زيدان»
در پاسخ به هجوم ددمنشانه ارتش اشغالگر اسراييل به اردوگاه «البريج» (12/6/1372) و در سالگرد هتك حرمت ساحت مسجد الاقصى، مجاهد شهادتطلب «سليمان زيدان»، سوار بر خودرويى مملو از مواد منفجره به دنبال خودروى نظامى صهيونيستها به شماره 178 حركت مىكند. اين خودرو تعدادى از افراد ويژه پادگان نظاميان اسراييلى در حومه قدس را به ستاد فرماندهى ارتش صهيونيست، در منطقه غرب واقع در نزديك «بيت ايل» در شمال شهر «رامالله» منتقل مىكرد.
خودروى قهرمان شهادتطلب گروه قسام نيز كه پلاك صهيونيستى به همراه داشت با عبور از 8 پست ايست و بازرسى اسراييلىها، توانست در ساعت 7:30دقيقه صبح 14/6/1372به كنار خودروى شماره 178 برسد. با فشردن كليد انفجار توسط «سليمان زيدان»، انفجار مهيبى صورت گرفت كه موجب انهدام كامل خودروى صهيونيستها و اصابت تركشهاى انفجار به چند خودروى ديگر شد. پس از اين انفجار، تمامى منطقه به محاصره كامل نيروهاى امنيتى اسراييل درآمد. ناظران و شاهدان در اظهارات خود به خبرگزارىهاى محلى و خارجى تأكيد كردند كه خودروى صهيونيستها به طور كامل منهدم و سرنشينان آن همگى كشته شدند؛ اما رژيم اشغالگر از اعلام تلفات قطعى خود سرباز زد.
* عمليات «عفوله»
در پاسخ به كشتار نمازگزاران حرم امن ابراهيمى شهر الخليل، شهيد عياش با طراحى و اجراى يك عمليات شهادتطلبانه كه در روز چهلم قتل عام نمازگزاران به اجرا درآمد، موجبات به درك واصل شدن 8 نظامى صهيونيست و مجروح شدن بيش از 50 صهيونيست ديگر را فراهم آورد. كيفيت عمليات بدين ترتيب بود كه يك خودروى پر از مواد منفجره توسط مجاهد استشهادى «رائد زكارنه»، به مقابل ايستگاه مركزى حمل و نقل خودروهاى اسراييلى منتقل شده و در ساعت 12:25 دقيقه روز 16/12/1373 توسط اين شهادتطلب منفجر شد.
* عمليات «الخضيره»
در اثناى برگزارى جشن ارتش اشغالگر به مناسبت زنده نگه داشتن ياد افراد هلاك شدهاش در جنگ اعراب با اسراييل، مهندس دومين ضربهاش را در انتقام كشتار نمازگزاران حرم ابراهيمى، بر پيكر صهيونيستها وارد كرد. در ساعت 8:50 دقيقه روز 23/12/1373 مجاهد شهادتطلب «عمار عمارنه»، چاشنى بمب تعبيه شده توسط يحيى عياش در داخل يكى از خودروهاى دشمن در محور معروف به شماره 80 شهر «الخضيره» را فعال كرد و با شهادت خود حداقل 5 نظامى صهيونيست را به جهنم فرستاد و 32 تن ديگر را به شدت مجروح ساخت.
* عمليات «تلآويو»
در يكى از درخشانترين عملياتهاى شهادتطلبانه، قهرمان استشهادى «صالح صوى»، در داخل خيابان «ديزنكوف» در مركز تلآويو چاشنى مواد منفجره كار گذاشته شده توسط مهندس در خودروى حاملش را به كار انداخته و با شهادت خود 22 صهيونيست را به هلاكت رسانده و 47 تن ديگر را مجروح ساخت.
* عمليات «نتساريم»
هنوز گيجى ضربه عمليات تلآويو از وجود دولت اشغالگر قدس برطرف نشده بود كه يكى از شهادتطلبان گروه قسام به نام «هشام حمد»، در منطقه «نتساريم» با رساندن خود به تجمع نظاميان صهيونيست كيف خود را كه حامل بمبى قوى بود منفجر ساخت و 3 درجهدار صهيونيست را به درك واصل كرده و 12 تن ديگر را مجروح ساخت. اين عمليات در انتقام شهادت «هانى عابد»، از راهبران جنبش حماس كه در شهر «خان يونس» به دست عوامل اداره اطلاعات اسراييل شهيد شده بود، صورت پذيرفت.
* عمليات «بخش پرواز»
بعد از هجرت شهيد يحيى عياش به نوار غزه كه به جهت آموزش دادن عدهاى از مجاهدان گروه شهيد قسام براى ساختن مواد منفجره صورت پذيرفت، يحيى توانست تخصص خود را به عده زيادى از شاگردانش منتقل كند. در همان حال در بامداد روز 5/10/1374 يحيى يكى از شهادتطلبان گروه، به نام «ايمن راضى» را به همراه يك ساك پر از مواد منفجره از اردوگاه «خان يونس» به قدس اشغالى فرستاد و هر چند كه «ايمن راضى» نتوانست وارد خودروى حامل درجهداران اسراييلى بخش پرواز بشود؛ اما با منفجر كردن بمبهاى درون ساك در كنار خودرو، موجب كشته و زخمى شدن سرنشينان آن شد.
* عمليات «شهداى زنده»
در تحقق شعارهاى انتقامجويانه مسلمانان مظلوم فلسطين در تشييع جنازه شهيد «كمال كحيل» و همرزمان مجاهدش «حاتم حسان»، «سعيد دعس» و فرزندش «بلال» كه در حمله وحشيانه جلادان امنيتى اسراييل به شهادت رسيدند، دو خودروى حاوى مواد منفجره مهيا شده و در روز 19/12/1373 اولين آنها در حالى كه توسط قهرمان شهادت طلب «خالد خطيب» هدايت مىشد در ساعت 2 بعداظهر در كنار يك خودروى حامل نظاميان صهيونيست منفجر شده كه منجر به قتل 7 صهيونيست و جراحت 22 نفر ديگر شد. دو ساعت بعد از شهادت «خالد خطيب»، مجاهد استشهادى «عماد ابوامونه» خودروى دوم را به وسط ستون مكانيزهاى رسانده و با شهادت خود 6 صهيونيست را به دوزخ فرستاده و دهها تن ديگر را نيز مجروح ساخت.
* عمليات «قوش قطيف»
بعد از شهادت مجاهد «محمود خواجه» - رهبر شاخه نظامى جنبش جهاد اسلامى - توسط رژيم اشغالگر قدس از سوى مهندس عياش عملياتى براى هلاكت يكى از فرماندهان امنيتى اسراييل طراحى شد.
بدين ترتيب كه يك گارى كه مقادير قابل توجهى مواد منفجره در آن جاسازى شده بود با هدايت قهرمان شهادت طلب «معاوى روگه»، به سمت محل عبور خودروى فرمانده صهيونيست حركت كرد. فرمانده فوق با دو مجموعه كامل اسكورت رفت و آمد مىكرد و «معاوى روگه» در تقاطع جاده «نفيه ديكاليم» در نزديكى محله «غوش قطيف» منتظر رسيدن فرمانده صهيونيست شد. دقايقى قبل از رسيدن فرمانده و مجموعه محافظش يك جيب گشتى صهيونيستها به نزديك گارى وى رفت و مدارك وى را طلبيده و علت توقفش در تقاطع را جويا شد و چون گشتىها مشغول وارسى گارى شدند و هر لحظه احتمال كشف مواد منفجره و لو رفتن عمليات مىرفت وى با انفجار مواد منفجره موجبات هلاكت 3 نظامى گشتى صهيونيست را فراهم كرد.
* عمليات «رامات غان»
دشمن صهيونيستى با به كارگيرى امكانات گسترده توانسته بود يكى از خانههاى امن گروه شهادتطلبان قسام را كشف و همه مجاهدان ساكن در آن را به شهادت برساند. در پاسخ به اين تهاجم صهيونيستها، با طراحى دقيق مهندس يكى از شهادتطلبان گروه، موفق به بمب گذارى در يك خودروى حامل فرماندهان صهيونيست مىشود كه در صبح روز 5/4/1374 با انفجار بمب فوق در ميان ستون نظامى صهيونيستها 6 افسر درجهدار اسراييلى و دهها تن ديگر مجروح مىشوند.
* عمليات «رامات اشكول»
اين عمليات در تكميل عمليات «رامات غان» انجام گرفت؛ بدين صورت كه مجاهد شهادت طلب «سفيان جبارين»، در صبح روز 1/7/1374 با انفجار يك خودروى مملو از مواد منفجره به شماره 26 - الف، در كنار يك كاميون حامل صهيونيستها در منطقه «رامات اشكول» به اعتراف خود صهيونيستها 5 درجه دار پليس اسراييل را كشته و بيش از 106 نفر ديگر را مجروح ساخت.
** شرح شهادت يحيى عياش از زبان تنها شاهد
در مورد نحوه خيانتى كه منجر به شهادت فرمانده استشهاديين فلسطينى شد، يگانه شاهدى كه وجود دارد، «اسامه حماد»، همراه و همرزم ديرينهاش مىباشد.
وى طى سخنانى ماجراى شهادت مرشدش را اينگونه بيان مىكند: «در حدود ده سال پيش هنگامى كه در دانشگاه بيروت درس مىخواندم با شهيد يحيى آشنا شدم؛ چرا كه اوهم در منطقه محل سكومت من، زندگى مىكرد. بعد از اتمام تحصيلات، گهگاهى او به ديدنم مىآمد و من هم به او سرى مىزدم تا اينكه حدود 5 ماه قبل نزد من آمد تا براى مدتى او را در منطقه امنى پنهان كنم. دليل اين مراجعه هم دوستى و اعتماد كاملى بود كه به يكديگر داشتيم. تا چند هفته قبل هم به استثناى چند تن از همرزمان مهندس كسى نمىدانست كه او نزد من است. تا اينكه روزى دايى من «كمال حماد» كه در «انجمن نظارت بر ايمنى برج سازى» فعاليت داشت و از تجار معروف نوار اشغالى غزه بود، تصادفاً متوجه يحيى در منزل ما شد. پس از مدتى هم مرا خواست و گفت كه علاقه زيادى به او و فعاليتهايش دارد و مىتواند كمكهاى قابل توجهى به كارهاى مهندس بكند. در همان جلسه هم «كمال حماد» يك موبايل به عنوان هديه به من داد تا از آن براى ارتباطات راحتتر استفاده كنم. در آن موقع حتى به ذهنم هم خطور نمىكرد كه ممكن است دايى من عنصر خودفروختهاى باشد و غرضش از اهداى موبايل و يا امكانات رفاهى خيانت به يحيى است. من بنا بر دلايل حفاظتى اجازه ملاقات را به دايىام ندادم؛ اما موبايل را به مهندس دادم تا در تماسهاى تلفنى راحتتر عمل كند. يحيى هم مدتى از موبايل استفاده كرد تا اينكه روزى به من گفت كه احساس مىكند خط تلفن موبايل ناامن است و احتمال مىدهد كه نيروهاى امنيتى اسراييل خط موبايلش را شناسايى كرده باشند. به همين دليل به من امر كرد كه ديگر از موبايل استفاده نشود و از همان خط عادى تلفن قديمىمان استفاده كنيم.
من هم قبول كردم و موبايل را خاموش كرده و كنار گذاشتم .چند روز بعد دايى كمال آمد و گفت كه براى كارى مجبور به سفر است و دو سه روزى احتياج به موبايل دارد و من هم موبايل را كه ديگر از آن استفاده نمىكرديم به او امانت دادم. البته بايد اضافه كنم كه او يك بار هم قبلا موبايل را قرض گرفته بود و به خاطر همين،من اصلا به امانت گرفتن موبايل مشكوك نبودم. نكته ديگرى هم اينكه بيشترين فردى كه از طريق موبايل با يحيى تماس مىگرفت، پدرش بود كه البته بعد از كنار گذاشتن موبايل، يحيى به پدرش هم سپرده بود كه از آن به بعد با شماره تلفن عادى منزل با او تماس بگيرد و قرار بود كه صبح روز جمعه، پدر مهندس با او تماس رفته و نتيجه كارى را به اطلاع برساند.
در صبح روز جمعه كه يحيى منتظر تماس پدرش بود، حدود ساعت 8، دايى به من تلفن زد و گفت كه خط تلفن موبايل را باز نگهدارم؛ چرا كه ممكن است يكى از رفقاى تاجرش با شماره موبايل تماس گرفته و برايش پيغام بگذارد و اضافه كرد كه اگر آن تاجر پيغام گذاشت، حتى پيغام تلفنى را به او اطلاع بدهم. من هم خط تلفن را روشن گذاشتم. از آن طرف پدر يحيى هر چقدر به تلفن عادى زنگ مىزند متوجه مىشود كه تلفن از طريق مخابرات قطع شده است و بالاجبار حوالى ساعت 9 با اميد روشن بودن موبايل، شماره موبايل را مىگيرد و موبايل زنگ مىزند. من كه با يحيى در اتاق ديگرى بودم برخاستم و ديدم كه همسرم موبايل را به طرف من آورده و مىگويد كه پدر مهندس است و چون نتوانسته شماره تلفن منزل را بگيرد، با موبايل تماس گرفته، من هم موبايل را از همسرم گرفته و به يحيى؛ دادم. چون يحيى از تماس پدرش با خط تلفن موبايل شديداً ناراحت شده بود، بعد از سلام از پدرش خواست كه ديگر با موبايل تماس نگيرد و من در حالى كه به سمت درب اتاق مىرفتم تا مقدمات صبحانه را از همسرم بگيرم احساس كردم كه پشتم داغ شد و انفجارى در اتاق رخ داد. وقتى ناخودآگاه برگشتم، در ميان دود و غبار دست يحيى را ديدم كه جدا شده و خون از آن جارى است. تمام پنجرههاى اتاق هم شكسته شده بودند. فريادهاى همسرم مرا به خود آورد. بعد از فرو نشستن گرد و غبار صورت يحيى را ديدم كه به شدت جراحت ديده بود و متوجه شدم كه شهيد شده است. به سختى به همسرم فهماندم كه يكى از دوستان مهندس در گروه قسام را باخبر كرده و به كمك بياورد.
همرزمان يحيى دقايقى بعد آمدند و پيكر او را با خود بردند و از من هم خواستند كه براى مدتى با خانوادهام مخفى شويم. در حال خروج از منزل يكى از همسايگان به سمت ما آمد و گفت كه در هنگام بروز حادثه براى ما، يك هلىكوپتر كوچك دور منزل ما و همسايگان دور مىزده است...» لازم به ذكر است كه به نوشته روزنامه اسراييلى «معاريو»، «شاسى انفجار موبايل را يكى از سرنشينان هلىكوپتر فوق بعد از اطمينان مامورين مخابراتى از اينكه فرد مكالمهكننده شخص مهندس بوده است فشرده و از منطقه دور شده است. مواد منفجره به كار رفته در موبايل از نوع مواد ويژه و با قدرت بالا بوده است كه وزنش از 50 گرم تجاوز نمىكرد...»
** اظهار نظر برخي از صاحب نظران صهيونيست بعد از ترور شهيد يحيي عياش
«بايد خودمان را از توهم آسايش به دور كنيم و اعتقاد پيدا كنيم كه با كشته شدن عياش زيانهاى بزرگترى خواهيم ديد. قتل عياش سبب وارد شدن ضربه جدى به روند اجراى عمليات صلح خاورميانه شده است. آخر چطور مىشود كه عقاب وحشى صلح با مبارزان از جان گذشته چون عياش باهم كنار بيايند؟»
امنون الون - نويسنده يهودى
«اگر چيزى خطرناكتر از مهندس يحيى وجود داشته باشد، جنازه اوست؛ چرا كه كشته شدگان در راه هدف، خطرناكترين سلاح در دست هر ملت در حال جنگ مىباشند. درك اين حقيقت كه ترور عياش موجب فوران شور و هيجان جوانان فلسطينى است و اين شخص به يك سمبل مبارزه تبديل شده است، احتياج به تفكر زيادى ندارد، آنگونه كه ديديم هزاران نفر در تشييع جنازه او شركت كردند. پس چقدر تعداد مهندسين جديدى كه در اين مراسم، عزم خود را براى تداوم راهش جزم كردند و دير يا زود خود را فداى هدفشان خواهند كرد، زياد بود؟!»
اورى فنيرى - نويسنده صهيونيست
«دليلى كه سبب پيگيرى شديد صهيونيستها براى ترور عياش شد، تنها انتقامجويى از خون كشته و زخمىهاى اسراييلىها نبود و اولين و مهمترين دليل آنها قبل از همه اين بود كه عياش، بنيانگذار نوع جديدى از مبارزه: يعنى انجام عمليات انتحارى در مراتب مختلف بود.»
زئيف شيف - كارشناس بخش عربى مجله هاآرتص
«موزه تاريخى فلسطينىها تاكنون از مبارزان شهيد شده زيادى همچون يحيى عياش محافظت مىكند. پرونده اين شخصيتها از عزالدين قسام شروع مىشود كه در دهه 30 توسط انگليسىها ترور شد و حالا شخصيت نمونه و الگوى مبارزان حماسه آفرين آنها؛ يعنى مهندس يحيى عياش جاى دارد.»
يوسى نوربشتاين - نويسنده صهيونيست
«از ابتداى شروع جنگ بين ما و فلسطينيان هيچ شخصى مانند يحيى عياش دستش را آغشته به خون صهونيستها نشان نداد.»
ايهودى يهارى - تحليلگر سياسى تلويزيون رژيم صهيونيستى
«از اينكه ديگر عياش در دنيا نيست، جداً احساس شادمانى مىكنم.»
افرايم سينه - وزير كابينه رژيم اشغالگر قدس
«مهندس مستحق اين كيفر بود؛ چرا كه دستانش به خون بسيارى از صهيونيستها آغشته بود و امروز با ترور او، روز عيد و شادى ماست؛ هر چند كه در اين شادى با وجود همرزمان و شاگردانش نبايد افراط كرد.»
ايلى دايان - جانشين وزير خارجه كابينه رژيم اشغالگر قدس
«ديدن صحنههاى تشييع جنازه عياش كه دهها هزار فلسطينى در آن شركت داشتند بشارت دهنده خيرى نيستند براى افرادى كه اعتقاد دارند كينه صد ساله فلسطينيان مسلمان نسبت به صهيونيستها با ترور اين مبارز از بين خواهد رفت و ما وارد مرحله تازهاى از صلح و ثبات خواهيم شد؛ چرا كه عياش، قهرمان ملتى است كه ميزان شجاعت و برترى قهرمانانش را باتعداد قبرهايى اندازه مىگيرند كه از دشمنانشان ايجاد كردهاند. هر چند كه در نظر ما عياش دشمن خونريزى بود كه استحقاق اعدام را داشت و عمليات ترورش در جهت اجراى اين نظر بود؛ اما اين شخص در نظر ملتش نه تنها قهرمانى مردمى در دنيا بلكه شهيدى بلندمرتبه در آخرت است! در تشييع جنازه او فقط همرزمانش در در حماس حضور نيافتند؛ بلكه همه اقشار مختلف مردم فلسطين شعار انتقام انتقام سر دادند و مردم غزه در تاريخ معاصر خود تاكنون جنازهاى را از نظر كثرت شركت همه گروهها و بروز احساسات چنين عميق بر دوش كشور خود نديدند.»
شموئيل شينتسرل - نويسنده و ايدئولوگ صهيونيست
پایگاه خبری النشره نوشت: «منابع اسراييلی اعلام کردند که گروهی از فلسطینیان نوار غزه موفق شدند تا بر رادیو ارتش اسراییل مسلط شوند و جنوب سرزمینهای اشغالی را تحت پوشش خود درآورند. این گروه از طریق رادیو ارتش اسراییل بیانیههایی را به زبان عربی پخش کردند».
خبرنگار رادیو ارتش اسراییل گفت: «یک جریان ناشناخته موفق شد امواج ارسالی رادیو را در اختیار خود گرفته و برای مدتی پخش رادیو را متوقف کند. این جریان اندکی بعد شروع به پخش بیانیههایی به زبان عربی برای ساکنان منطقه جنوبی سرزمینهای اشغالی کرد».
این در حالیست که گروههای فلسطینی موفق شدند ظرف روزهای اخیر برخی از رادیوهای دیگر را نیز در اختیار خود بگیرند به گونهای که «رادیو جنوب» و «رادیو داروم» را نیز تصرف کرده و برنامههای خود را متوجه مخاطبان اسراییلی کردهاند.
این در حالیست که اسراییل برای پنجمین روز متوالی به بمباران هوایی خود در نوار غزه ادامه داده و صبح امروز (چهارشنبه) نیروگاه برق غزه را هدف حملات خود قرار داد.
در همین حال کابینه اسراییل نیز صبح امروز برای بررسی پیشنهاد فرانسه به منظور برقراری 48 ساعت آتشبس با غزه تشکیل جلسه داد. دولت اسراییل در پایان این جلسه با پیشنهاد فرانسه مخالفت کرده و آن را غیرواقعی خواند چرا که «هیچ تضمینی به اسراییل در مورد توقف شلیک موشکها از نوار غزه نمیدهد».

معاریو نوشت: «حماس اکنون قدرت زیادی برای پاسخگویی به حملات اسراییل ندارد و عملیات خود را منحصر به شلیک چند موشک کرده است که قابل مقایسه با حجم حملات اسراییل نیست».
معاریو افزود: «یکی از مهمترین مشکلاتی که ارتش اسراییل در حمله زمینی با آن مواجه است، برخورد با گروههای مسلح وابسته به حماس است. احمد الجعیری فرمانده نیروهای نظامی حماس تلاش دارد تا گروه کوچکی را با تجهیزات پیشرفته آماده کند تا با ارتش اسراییل مقابله کنند. وی نوار غزه را به چند بخش عملیاتی تقسیم کرده که میان آنها ارتباط تنگاتنگی وجود دارد».
این روزنامه اسراییلی افزود: «حماس دویست عنصر دریایی دارد که میتوانند نیروی دریایی اسراییل را به شدت تهدید کنند و به همین دلیل است که نیروی دریایی اسراییل سطح آمادهباش خود را بالاتر برده است».
معاریو نوشت: «ارتش اسراییل خود را آماده مبارزه با 20 هزار سرباز حماس کرده که به شکل نظامی و بسیار خوبی آموزش دیده و در سراسر نوار غزه منتشر شدهاند».
به نوشته معاریو، ارتش اسراییل در پاسخ به این گونه گزارشها اعلام کرده که چنین مسایلی باعث ترس آن نشده ولی در هر حال باعث شده تا ارتش خود را به شکل دقیقتری آماده کند، زیرا ارتش اطلاعات دقیقی در مورد تحرکات حماس ظرف سالهای اخیر دارد و از حجم قدرت نظامی آن به خوبی آگاه است».
معاریو در پایان نوشت: «حماس خود را آماده چنین شرایطی کرده بود و به همین دلیل دست به حفر تونلهایی زده و این تونلها را با مواد منفجره پر کرده است و در عین حال پناهگاههایی سری برای رهبران خود تدارک دیده است».
در پي فراخوان بزرگ سيد حسن نصرالله از نظاميان مصري براي كمك به ساكنان غزه، منابع خبري از افزايش بازداشت افسران بلندپايه ارتش مصر و نيز اعلام حالت آمادهباش كامل در قاهره خبر ميدهند.
به گزارش خبرگزاري فارس، منابع آگاه ديپلماتيك همزمان با اعلام خبر سكته خفيف قلبي حسني مبارك، رئيسجمهور اعلام كردند، نيروهاي امنيتي نظامي مصر امروز شمار محدودي از فرماندهان بلندپايه ارتش دستگير كردند.
اين منابع همچنين از اعلام حالت آمادهباش كامل در داخل تشكيلات ارتش مصر خبر ميدهند كه از موضع سياسي حسني مبارك، رئيس جمهور اين كشور به ستوه آمدهاند.
اين منابع تأكيد كردند كه افسران مصري به تشكيل سازمانهاي سري در داخل نيروهاي مسلح متهم شده و همچنين متهم شدهاند كه با نيروهاي سياسي خارجي مخالف نظام رسمي مصر در ارتباط بودهاند.
اين منابع به شمار افراد دستگير شده و نيز اسامي آنها اشارهاي نكرد ولي اين منابع به پايگاه خبري "دنيا نيوز" گفتند: طي دو روز آتي شاهد تحولات علني آشكار در موضع سياسي مصر خواهيم بود و صحنه سياسي مصر نيز به طور اساسي تغيير خواهد كرد و رهبران مصري بر اين باور رسيدهاند كه از سوي آمريكا و اسرائيل به باز گرفته شده و در حمله اسرائيل به حماس، قرباني شدهاند.
منابع ديپلماتيك ميگويند كه قاهره ديشب شاهد بزرگترين حضور امنيتي در مناطق حساس قاهره و در نزديكي منازل فرماندهان رده بالاي حزب حاكم بوده است و ديدارها و برنامههاي رئيس جمهور به كمترين حد ممكن رسيد و هيچ خبري از اين موضوع در رسانههاي اين كشور درز نكرده است.
سيد حسن نصرالله، دبيركل حزبالله لبنان شامگاه دوشنبه در جمع هزاران تن از لبنانيهاي معترض به نسلكشي صهيونيستها در غزه گفته بود: ما چيزهايي درباره افسران و سربازان مصري شنيدهايم كه حاكي است آنها با اصالت و داراي غيرت عربي هستند و با صهيونيستها دشمنند.
وي افزود: من به دنبال كودتا در مصر نيستم اما بايد افسران مصري به نزد سران خود بروند و به آنها بگويند كه از نگهباني و مرزها در زماني كه مردم فلسطين در غزه كشته ميشوند امتناع ميكنند زيرا اگر اين گذرگاهها باز شود بار ديگر حماسهاي كه در لبنان به وجود آمد تكرار خواهد شد و ما به اين موضوع ايمان داريم.




در اولین روز از سال میلادی، موشک گراد قسام با برخورد به یک ساختمان هشت طبقه در شهرک صهیونیستی آشدود ۶ اشغالگر را راهی بیمارستان کردا
در پي حملات وحشيانه و ددمنشانه صهيونيست غاصب به مردم مظلوم و بيپناه غزه و نياز شديد آن ملت رنجديده به حمايت و كمكهاي انسان دوستانه، به اطلاع عموم مردم شريف ايران اسلامي ميرساند، مساجد سراسر كشور آماده جمعآوري كمكهاي اهدايي نقدي و غيرنقدي عزاداران حضرت اباعبدالله الحسن(ع) به مردم تحت ستم فلسطين اشغالي هستند.
هموطنان ميتوانند كمكهاي نقدي خود را به شماره حساب 1600 بانك ملي ايران شعبه بلوار كشاورز واريز كنند.

حمله موشکهای گردانهای قسام به شهرک صهیونیستی اسداد
برد جدید :۳۰کیلومتری عمق سرزمینهای اشغالی



بسم الله الرحمن الرحیم "
من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم " رسول اکرم صلوات الله علیه
امروز غزه در خون می غلطد . در آتش می سوزد و از پژواک نعره های ددمنشانه تندیس ازادی به خود می پیچد .
امروز این غزه است که از دستان خونبار این پدرخوانده دموکراسی هدیه سال نوی خود را می گیرد .
امروز این غزه است که در زیر چکمه های مدعیان تمدن خرد می شود و می شکند .
امروز این غزه است که در سرما و سوزی سردتر از همیشه نه از سرمای زمستان که از مجسمه های سربی تکیه زده بر صندلی های سازمان ملل و از ماده های یخ زده منشور حقوق بشر می لرزد .
خاک غزه امروز گلگون و خونبار زهر سکوت حکام خائن و دولت های عافیت طلب عرب را نظاره گر است .
باریکه غزه نه در محاصره آب و غذا و دارو ست که در محاصره مثلثی از شرارت آمریکایی ، توحشی صهیونیستی و خیانتی عربی است و امروز این غزه است که در ماتم صورت های سوخته و دستان بریده ، چشمان پر اشک و آه کودکان مظلوم و زنان بی دفاع خود به سوگ نشسته است . اما نه آرام که خروشان و توفنده .
غزه سال هاست که آموخته است پیام امام راحل را که سال ها پیش فرمود : "ابتلای اسلام امروز این است که گوشهایی که باید به مسایل و مشکلات مسلمین گوش بدهند کر شدهاند و زبانهایی که باید برای مصالح مسلمین به کار بیفتد لال شدهاند و چشمهایی که باید مصیبتهایی که بر مسلمین وارد میشود ملاحظه کنند کور شدهاند.
" غزه سال هاست که باور کرده است که در مقابل جشن آمریکایی – صهیونیستی – عربی تنها راه حفظ هویت و کرامتش مقاومت و ایستادگی است .
مقاومتی هرچند با دست های خالی لکن با چنگ و دندان ، سربلند و سرافراز و با عزت و کرامت .
غزه امروز مقاومت خواهد کرد تا روزی که از قلمه پای شهیدان سروی بروید و ریشه های آن ، بنیاد حکومت های سلطه طلب و جنایتکار منطقه را برکند و گیسوان یتیمان ریسمانی شود بر گردن آنان که حنجره هاشان به درد سکوتی ننگین مبتلا شده است .
جهانیان بدانند که ما فرزندان کربلا و عاشوراییم . ما شاگردان مکتب حسینیم و آن جا که سخن از عزت ، شرف و آزادگی مان در میان باشد مال و جان بی بها خواهد بود .
ما هرگز ننگ ذلت را برنمی تابیم و از میراث بی بدیل بیت المقدس تا پای جان حمایت خواهیم کرد و در برابر رفتار گستاخانه رژیم غاصب صهیونیستی سکوت نخواهیم کرد کشورهای عربی باید به دولت مصر فشار بیاورند تا گذرگاه رفح را باز نماید شاید بتواند لکه ننگ رفتارهای بی شرمانه ای را که تا کنون داشته است از دامن خود پاک کند .
توقف این وضعیت اسفبار کمترین چیزی است که ما قاطعانه آن را از تمامی سازمان های حقوق بشر و مجامع بین المللی ، سازمان کنفرانس اسلامی و دولت های منطقه خواستاریم .
ما خواهان محاکمه و مجازات جدی و فوری مسوولان این جنایت و قتل عام بی رحمانه ایم ، مسوولان خائن کشورهای عربی ، هم پیمانان آمریکایی و غربی رژیم غاصب و تک تک آنانی که در جنگ امروز علیه غزه حضور مستقیم و یا غیر مستقیم داشته اند .



هفتهنامه فلسطيني "المنار" به نقل از منابع ويژه خود نوشت: اسرائيل حمايتهاي لازم منطقهاي و بينالمللي را براي آغاز تجاوزات گسترده به نوار غزه بدست آورده است و اين پوشش شامل زمينههاي سياسي ،رسانهاي و اطلاعاتي است.
به نوشته المنار، هيأتهاي نظامي و سياسي اسرائيل براي اين مسأله به چند پايتخت كشورهاي عربي سفر كردهاند و همچنين واشنگتن به اسرائيل در صورتي كه ميانجيگرها به توافقي براي آتشبس طي 24ساعت دست نيابند، براي حمله به نوار غزه چراغ سبز نشان داد.
اين منابع به هفته المنار گفتند كه كابينه ايهود اولمرت طي ساعتهاي آينده منتظر تضمينهايي از سوي احزاب مخالف اسرائيل و حمايت علني آنها از اين تجاوز نظامي است و در آن صورت ارتش اسرائيل با واحدها و يگانهاي مختلف خود در چارچوب طرح از پيش آماده شده به نوار غزه يورش خواهد برد.
به گفته اين منابع، اين حمله با موافقت سطوح سياسي اين رژيم نيز برخوردار است و در چند مراحل اجرا ميشود كه مرحله اول آن با اشغال مناطق مرزي و نزديك به ديوار مرزي آغاز ميشود و سپس به تدريج وارد اطراف مناطق غير مسكوني خواهند شد و اين مناطق به سه بخش جدا از هم تبديل خواهد شد.
اين منابع افزودند كه تدابير نظامي لازم براي واحدهاي ارتش در صورت حمله در شهرهاي اسرائيلي نزديك به نوار غزه اتخاذ شده است و اين امر نيازمند اجراي طرح نظامي با استقرا نيروي هوايي به طور مستمر است. و به همين دليل نيروهاي هوايي اسرائيل از اوايل ماه جاري آموزشهاي لازم را فرا گرفتهاند و عمليات نظامي آتي نيازمند هواپيماهاي جنگنده است زيرا ماموريتها مهمتر و بزرگتر از ماموريتهاي بالگردهاي ويژه اسرائيل است و اين هواپيماها همچنين قدرت مانور و رهايي از اشتباهات لازم را دارند.
اين منابع افزوند كه اسرائيل به چندين كشور منطقه و بين المللي اعلام كرده است كه عمليات نظامي به نوار غزه به 15روز زمان براي رسيدن به بيشتر اهداف مورد نظر نيازمند است و آمادگي كامل از سوي ارتش اسرائيل كه در حالت فوق العاده اعلام نشده بسر مي برد، وجود دارد كما اينكه سران جبهه داخلي نيز در آمادگي كامل بسر ميبرند و همچنين بيمارستانها و كادر پزشكي نيز در حالت آماده باش هستند و فرماندهان ارتش سربازاني را كه در منطقه جنوب خدمت كردند، فرا خواندند و از آنها خواسته شده است كه به خدمت بازگردند و اين به معناي آن است كه فراخواندن سربازان ذخيره نيز وجود دارد.
اين منابع تاكيد كردند كه اسرائيل به چند كشور عربي اعلام كرده است كه مسائل به همين شكل در ابهام و پيچيدگي خود باقي نخواهد ماند به ويژه در سطح نظامي و راهبردي با حماس و بايد اين مسائل نهايي شود و نخواهد پذيرفت كه سناريوي لبنان و آنچه كه حزب الله قواعد بازي را در لبنان تحميل كرد در نوار غزه پياده شود .
اين منابع افزودند: موشكهايي كه در چند ساعت اخير به شهر عسقلان شليك شده است بعد از بررسيها و تحقيقات لازم ثابت شد كه اين موشكها قابل دسترسي به شهر اشدود و ديگر مناطق دورتر از عسقلان در شمال اين رژيم را دارند و آنچه كه نيروي هوايي اسرائيل را از درگيريهاي آتي نگران كرده، استفاده سازمانهاي فلسطيني از موشكهاي ضد هواپيماست كه ممكن است اين سازمانها موفق به وارد كردن آنها به نوار غزه شده باشند و عناصر حماس و جهاد اسلامي از مدتها پيش براي استفاده از آن آموزشهاي لازم را فرا گرفتهاند.
اين منابع در پايان تاكيد كردند كه نيروهاي اسرائيلي در صورت اجراي حمله، تمامي موسسات و مراكزي را كه از سوي حماس اداره مي شود مورد هدف قرار خواهند داد و آنها را نابود خواهند كرد و سران سياسي و نظامي سازمانهاي فلسطيني را تحت پيگرد قرار خواهند داد.
اين منابع همچنين فاش كردند كه برخي كشورهاي عربي تدابير و اقدامات امنيتي لازم براي رويارويي با پيامدهاي حمله گسترده اسرائيل به نوار غزه را به اجرا گذاشتهاند تا هرگونه تظاهرات و تحرك و برخوردهاي مردمي در واكنش به اين حمله را خنثي كنند.
جنگندههاي "اف16 "رژيم صهيونيستي به صورت همزمان ، پايگاههاي نظامي و غيرنظامي حماس از شمال غزه تا جنوب را هدف قرار دادند و طي آن بيش از صدها نفر شهيد و مجروح شدند.
هنوز آمار رسمي درباره شمار شهداي اين حمله در دست نيست، ولي پايگاه خبري فلسطيني عرب 48، شمار شهداي اين حمله را بيش از 180 شهيد و بيش از 200 مجروح اعلام كرد.
اين در حالي است كه خبرگزاري فرانسه شمار شهداي اين حمله را دست كم 70 شهيد و بيش از يكصد مجروح اعلام كرد.
هنوز مشخص نيست كه رژيم صهيونيستي در اين حمله به چند مركز حمله كرده است.
بنابر اين گزارش، پيكرهاي دهها شهيد و مجروح نيز زير آوار به جاي مانده است.
آمبولانسها براي انتقال مجروحان اين حمله به بيمارستان در محل انفجارها حاضر شدند. اين گزارش حاكي است كه شعلههاي آتش نيز از مراكز و منازلي كه هدف اين حمله قرار گرفته، زبانه ميكشد.
شبكههاي تلويزيوني عربي تصاويري را از اين جنايت پخش كردند كه پيكرهاي شهدا در خيابانها افتاده بود.

*مقدمه:
بي شك اثرات عميقي كه امروزه پرتاب موشكهاي مقاومت فلسطيني به بار مي آورند در بعد مادي و قدرت تخريب آن ها نيست ، بلكه عمده تاثير گذاري اين موشك ها در بعد معنوي است و فراتر از آن جبهه داخلي رژيم صهيونيستي كه به مثابه"پاشنه آشيل" صهيونيسم و نقطه عطف آن - به اعتراف بعضي از تحليلگران نظامي رژيم صهيونيستي - است از اين موشك ها صدمه مي بينند.
در وضعيتي كه ساكنان شهرك هاي اشغالي در داخل اراضي اشغالي 1948 م. (مرزهاي موسوم به خط سبز) دائما در ترس و وحشت و نا اميدي و افسردگي شبانه روزي به سر مي برند و در وضعيتي كه جامعه صهيونيستي يقين دارد كه تمام اين زرادخانه نظامي اش نمي تواند كمترين مانعي در مسير يك موشك ساده و ابتدايي ايجاد كند يا حتي زمان و مكان سقوط آن را تعيين نمايد و در شرايطي كه سيستم نظامي رژيم صهيونيستي به اين باور رسيد كه عمليات نظامي اخيرش در نوار غزه با انواع نام هايي كه داشته و با وجود ويراني هاي فراواني كه بر جاي گذاشته است ، در راستاي تامين امنيت داخلي اين رژيم در برابر موشك هاي مقاومت فلسطيني هيچ توفيقي نداشته است و حتي در تامين حداقل آرامش رواني براي شهرك نشينان صهيونيست ناكام توفيقي نداشته است و در شرايطي كه تمام تلاش هاي " اسراييل" براي محاصره زميني و هوايي و دريايي نوار غزه جهت كاهش تعداد موشك هاي "قسامي" شليك شده بي نتيجه مانده است، جاي ترديد باقي نمي ماند كه سران تل آويو ديگر به خوبي تهديد راهبردي را كه اين رژيم با آن رو به رو است ، لمس كرده و آن را جدي گرفته اند.
در گزارشي كه پيش رو داريد به بررسي ويژگي هاي مختلف موشكها يا به عبارت صحيح تر ،راكت هاي فلسطيني و تحليل تاثير توانمندي اين نوع سلاح مقاومت در امنيت داخلي رژيم صهيونيستي مي پردازيم.
**1-آغاز ساخت و پيشرفت تدريجي
مقاومت فلسطين با استفاده از موشك هاي قسام فعلي مي تواند در هر لحظه اي كه اراده كند امنيت سربازان و شهروندان رژيم صهيونيستي را به خطر بياندازد. مقاومت تنها با كشتن چند نفر از طريق پرتاب اين موشك ها به شهرك ها و پايگاه هاي نظامي اين رژيم و ناكام گذاشتن تمامي تلاش هاي ارتش آن در جلو گيري از پرتاب اين موشك ها وارد مرحله جديدي از در گيري شده است.
به اذعان منابع نظامي صهيونيستي موشك هاي قسام كه توسط شاخه نظامي حماس طراحي و ساخته مي شود يك پيشرفت اساسي در عملكرد و راهكار هاي مقاومت به شمار مي رود كه در عين سادگي و علي رغم بحران بي سابقه در قضيه فلسطين بر عرصه نظامي و عملياتي تاثير گذاشته است.
نيرو هاي مقاومت اولين نمونه توليد موشك هاي دست ساز محلي براي تهديد شهرك هاي يهودي نشين داخل نوار غزه را در سال اول آغاز انتفاضه و بطور دقيق تر در اواخر سال 2001 تجربه و طراحان آن ميل شديدي به توسعه مستمر آن داستند و چندين نمونه از آنها را توليد كردند.
مرحله اول اين طرح با يافتن دستگاه ها و مواد منفجره لازم براي اين كار آغاز شد و با موانع و مشكلات فراواني روبرو شد ؛ چرا كه مواد مورد نياز در داخل سر زمين هاي اشغالي يافت نمي شد. اين مساله باعث شد كه گروه هاي مهندسي و توسعه تابع شاخه هاي نظامي با اتكا به خود تمامي مواد لازم براي اين موشك ها را خود توليد كنند.
بر اساس بيانيه هاي گردان هاي قسام طول اولين موشك ساخت مهندسان اين گردان ها در حدود 70 سانتي متر و قطر آن در حدود 8 سانتي متر و برد آن در حدود 2 - 3 كيلو متر بود و در سر خود يك كلاهك انفجاري داراي 600 گرم ماده انفجاري تي ان تي حمل مي كرد و به وسيله موشك انداز پرتاب مي شد.
در نمونه هاي اوليه پرتاب، هدف گيري اين موشك چندان دقيق نبود و اين مساله طراحان آنرا بر اين داشت كه بطور مداوم در پيشرفته تر كردن و رفع نواقص آن بكوشند و طولي نكشيد كه پيشرفت در طراحي و بويژه افزايش برد آن تا حد رسيدن به داخل مجتمع هاي يهودي نشين و توليد نوع جديدي از آن با نام " قسام 2" اعلام شد.
طول اين موشك جديد به 180 سانتي متر و برد آن به 9 تا 12 كيلومتر مي رسد و مقدار مواد منفجره موجود در سر آن به 6 كيلو گرم تي ان تي و قطر آن به 12 سانتي متر افزايش يافت.
اين پيشرفت مقاومت باعث شد بيشتر از پيش مورد توجه قرار گيرد و تحليل هاي نظامي بر روي ماهيت و قدرت نظامي آن افزايش يابد و به گفته " شلومو گازيت" رييس سابق اطلاعات نظامي رژيم صهيونيستي اين موشك در عين ابتدايي بودن هزينه بسيار كمي در بر دارد و توليد آن آسان است.
اصلاحات صورت گرفته در اين موشك تا حدي بود كه با توان موشك انداز تناسب داشته باشد اما امكان كنترل آن از راه دور را نداشت و برخي از رسانه هاي گروهي طريقه نصب و پرتاب آن را نمايش دادند.
بر اساس اعلام ارتش رژيم صهيونيستي جنبش مقاومت اسلامي "حماس" از آغاز عقب نشيني ارتش اين رژيم از نوار غزه در سال 2005 تاكنون تقريبا 1000 فروند موشك پرتاب كرده است.
لازم به ذكر است كه بيش تر حملات موشكي گردان هاي قسام به شهرك هاي اسديروت، كيبوتس يئيري، كفار سعد، كفار عزه،نحال عوز،عليت، كيسوفيم، نتيف عسرا، گذرگاه كارني، فيكيم، نير عام، كيريم شالوم و نتيفوت متمركز است.
در گذشته در يك مورد يكي از اين موشك ها به شهر ساحلي عسقلان اصابت كرده يود كه هر چند خسارت هاي چنداني به جاي نگذاشت، ولي هشداري جدي براي دستگاه هاي امنيتي رژيم صهيونيستي به شمار مي رفت ؛ به اين علت كه اين شهر به دليل قرار گرفتن بزرگترين نيروگاه برق وابسته به شركت برق در آن و ايستگاه " كتسا" ويژه ذخيره سوخت و گاز، شهري استراتژيك براي رژيم صهيونيستي به شمار مي رود. (1)
**2 ) دلايل استفاده از راكت به عنوان سلاح مقاومت:
*الف) تأثير زياد:
راكت يكي از ساده ترين سلاح هاي دور پرتاب موجود در عصر حاضر است، چرا كه اكثر انواع اين سلاح، فرق چنداني با راكت هاي مدل و آتش بازي(2) كه در فروشگاههاي برخي كشورها به فروش مي رسند ندارند و ارزش آنها بيشتر در ايجاد ترس و آشفتگي ميان شهروندان است تا وارد كردن صدمه به تأسيسات خاص و اهداف نظامي. راكت به خاطر قيمت ارزان، سهولت ساخت و پرتاب بدون فاش شدن محل دقيق شليك آن و دشواري مقابله با آن، از سال 2000 تاكنون يكي از متداول ترين شيوه هاي حمله به اسراييل بوده است. در سال 2006 حملات راكتي فلسطيني ها از غزه اوج گرفته است. به طوري كه از دسامبر 2005 تا جولاي2006 جنبش حماس و ديگر گروههاي فلسطيني بيش از 800 راكت شليك كردند كه در نهايت منجر به تجاوزات انتقام جويانه ژوئن و جولاي 2006 اسراييل به نوارغزه شد. طبق اعلام منابع اسراييلي اين تجاوزات براي از بين بردن هسته هاي مقاومت كه به توليد و شليك راكت مي پردازند صورت گرفته است.(3)
به خوبي مي توان مزيت استفاده از راكت و اثر بخشي آن نسبت به ديگر شيوه هاي حمله به مناطق مختلف فلسطين اشغالي را مشاهده كرد. همان طور كه در اين جدول مشاهده مي شود، حملات وارده بر رژيم صهيونيستي بر اثر پرتاب راكت هاي فلسطيني با فاصلة زياد، در رأس عوامل وارد كردن خسارت به اسراييل است.
*ب) نبود راهكار فني براي مقابله با راكت ها: بايد اذعان داشت يكي از عمده ترين دلايل موفقيت به كارگيري راكت عليه رژيم صهيونيستي، نبود راهكاري فني براي مقابله با راكت ها است. در واقع، رژيم صهيونيستي با وجود در اختيار داشتن سيستم ضدموشكي پاتريوت، فاقد فن آوري خاص انهدام راكت ها در آسمان قبل از اصابت آن به خاك اسراييل است، چرا كه تاكنون امكانات فني براي اين امر ايجاد نشده است. دلايل نبود راه حل فني براي مقابله با راكت هاي فلسطيني، به طور ساده عبارتند از:
- تعدد پرتاب راكت از مناطق بسيار متنوع، باعث عدم توانايي ارتش اسراييل در رهگيري به موقع و انهدام مبدأ پرتاب اين سلاح است.
- فاصله كوتاه زماني بين زمان شليك و برخورد، مانع رهگيري راكتها و اعلام وضعيت قرمز در مكان مورد هدف در زمان مناسب مي شود.
- مواد مورد نياز براي ساخت راكت تا حد زيادي استفاده دوگانه داشته و با تركيب كردن مواد ديگر با هم به دست مي آيند، بنابراين قابليت ساختن راكت در نوارغزه براي سطح گسترده اي از گروهها و هسته هاي مقاومت وجود دارد.
*ج) سهولت ساخت: توليد راكت به نام گروههاي مبارز فلسطيني به صورت يكي از ويژگي هاي اين گروهها در آمده است، به طوري كه هر جناح فلسطيني، طرح خاص خود براي ساخت راكت به نام خود را دارد. برخي از اين راكت ها مثل قسام، بردي بيش از 10 كيلومتر دارند، اكثر راكت هاي دست ساز، وزني كمتر از 10 كيلوگرم داشته و 2 الي 3 كيلومتر برد دارند، بدنه اين راكت ها متشكل از يك قطعه لوله است كه در بازار محلي خريداري و براي انجام كارهاي ماشيني (فلزكاري و خم كاري)، به مكانهاي مخفي برده مي شود. اين مكان ها را حتي اعضاي عادي گروههاي مبارز هم نمي شناسند. لوله خريداري شده به 3 قسمت بريده مي شود. قسمت اول براي ساخت و قرار دادن 4 بالچه در انتهاي راكت به كار مي رود. قسمت دوم در وسط قرار گرفته و به موتور راكت اختصاص مي يابد و قسمت سوم به شكل مخروطي در مي آيدكه در انتهاي آن سوراخي كوچك براي ريختن مواد منفجره با قاشق به داخل آن تعبيه مي شود.(4)
با اين اوصاف مي توان درك كرد كه تداوم آتش بس از سوي فلسطين به دليل سهولت در توليد راكت و تهيه ديگر سلاح ها به ويژه در نوارغزه، توسط گروههاي مختلف و پراكندگي توزيع سلاح در ميان اين گروهها با در نظر گرفتن خط مشي متفاوت آنها چه مشكلاتي را بدنبال دارد.
(3 )
**3) تفاوت بين راكت و موشك
در رسانه ها، غالباً در مورد ابعاد مختلف سلاحهاي به كار گرفته شده توسط فلسطيني ها عليه اسراييل، اغراق وجود دارد. اين امر هنگام سخن گفتن از سلاحهاي دوربرد فلسطيني مثل راكتها و موشكها برجسته تر مي شود. واقعيت اين است كه خاك اسراييل مورد هدف راكت هاي فلسطيني ها قرار مي گيرد و نه موشك، چرا كه موشك داراي ساز و كار هدايت كننده از قبيل ليزري، راديويي، تلويزيوني و... است ولي راكت اين طور نيست. بلكه راكت عمدتاً لوله اي استوانه اي شكل است كه يك سر جنگي انفجاري حمل مي كند و توسط نوعي سيستم رانش كه با موتور سوخت جامد كار مي كند قوه محركه خود را به دست مي آورد.
بنابراين با توجه به سلاحهاي دوربرد فلسطيني بامشخصاتي چون عدم دقت، كم بودن تلفات و خسارات ناشي از اصابت آنها، كاربرد واژة موشك (Missile) كه سلاحي مؤثرتر و پيشرفته تر از راكت است به جاي راكت (rocket) در مورد اين سلاحها، ترفندي تبليغاتي عليه مقاومت فلسطين براي برانگيختن افكار عمومي داخل و خارج رژيم صهيونيستي برضد فلسطينيان و توجيه حملات ارتش اسراييل به نوارغزه است. البته اين واقعيت به معناي عدم تلاش فلسطيني ها براي توسعه سلاحهاي خود و تبديل آنها به موشك هاي هدايت شونده نيست و گروههاي مقاومت به طور مداوم در جهت بهينه سازي سلاحهاي خود تلاش مي كنند.
**4) انواع موشكهاي گروههاي مقاومت فلسطين
1-4) راكت قسام (گردانهاي عزالدين قسام)
*الف) تاريخچه:
راكتهاي قسام كه برگرفته از نام گردانهاي عزالدين قسام، شاخه نظامي جنبش حماس است، اولين بار توسط "نضال فتحي" و به دستور "عدنان الغول" ساخته شد. عدنان الغول كه پدر قسام ناميده مي شود در اكتبر 2004 توسط ارتش اسراييل به شهادت رسيد.
تعداد كل راكت هاي قسام شليك شده تا ژوئن 2006 بالغ بر هزار عدد شد. بيشترين تعداد اين راكت ها از مارس تا ژوئن 2006 در غرب صحراي نقب فرود آمدند. در برخي مناطق مثل شهر سدروت اصابت راكت قسام به تناوب روي داده است كه غالباٌ در زمينها و فضا هاي باز فرود آمده اند. همچنين اولين راكت قسام كه به شهري اسراييلي در شمال نوارغزه اصابت كرد، در آگوست 2003 پس از پيمودن 5 مايل در نزديكي اين شهر فرود آمد. مناطق ديگر اسراييل كه در نقب مورد هدف راكتهاي قسام قرار گرفته اند عبارتند از: اور هأنر (Or Haner)، نيريم (Nirim) و ناهال اوز (Nahal Oz).(6)
*ب) ويژگي هاي فني راكت قسام:
اين سلاح كه از سوي مقامات اسراييلي به عنوان موشك معرفي مي شود در واقع راكتي دست ساز است كه توسط گردانهاي عزالدين قسام شاخه نظامي جنبش حماس توليد مي شود. سوخت آن تركيبي از نيترات پتاسيم و پودر شكر است (سوخت جامد) موشك هاي قسام عمدتاً در نوارغزه توليد و به كار برده مي شوند، با اين وجود، ارتش اسراييل موشك هاي قسام را در مناطق فلسطيني كرانه باختري نيز كشف كرده است.(7) "قسام يك" اولين بار در اكتبر 2001 شليك شد ولي بيشتر راكت هاي شليك شده، در خود نوارغزه فرود آمدند. اولين مورد اصابت راكت قسام به اسراييل در 5 مارس سال 2002 روي داد. طي اين واقعه 2 فروند از اين راكت ها به شهر سدروت واقع در فاصله كمي از شمال نوارغزه برخورد كردند. ولي حدود 2 سال طول كشيد تا فلسطيني ها بتوانند با اين راكت ها در ژوئن 2004، 2 اسراييلي را از پاي درآورند. خطر ناشي از راكت هاي قسام با توسعه انواع پيشرفته تر آن فزوني يافته است. "قسام 2"، توسط قطعات قاچاق شده از مصر به نوارغزه ساخته شد و هم اكنون پيشرفته ترين نوع اين راكت، "قسام 3" نام دارد. پيش بيني مي شود با اصلاح اين سلاح، برد "قسام 4" به 17 كيلومتر برسد. در جولاي 2006 راكت هاي قسام قادر به هدف قرار دادن مركز شهر بندري عسقلان در نزديكي نوارغزه شدند. اين راكت ها معمولاً خسارت كمي بر جاي مي گذارند و باعث كشته و زخمي شدن تعداد انگشت شماري از اسراييلي ها شده اند.(8)
از نظر فني، راكت قسام، استوانه اي بزرگ همراه با يك سر جنگي كوچك در سر خود است. درانتهاي راكت، خروجي گاز و 4 بالچه تعادل دهنده قرار دارد. قسمت مياني راكت در برگيرنده موتور است. اين موتور چيزي جز مواد احتراقي جامد براي تأمين نيروي پيشران راكت نيست. قسمت جلويي يعني سرجنگي، با يك فيوز الكتريكي كه جرقه توليد مي كند به مواد منفجره فشرده متصل مي شود. جدارة راكت قسام با ضخامتي به عرض 5/2 الي 3 ميلي متر از آهن ساخته مي شود.(9) جدول شماره 1 نشان دهنده اطلاعات آماري انواع راكت قسام است.
*مشخصات موشك قسام 1:
طول:79 سانتي متر
قطر: 60 ميلي متر
وزن:5/5 كيلوگرم
وزن مواد منفجره فشرده:نيم كيلوگرم
برد نهايي: 3 كيلومتر
*مشخصات موشك قسام 2:
طول:180 سانتي متر
قطر: 150 ميلي متر
وزن:32 كيلوگرم
وزن مواد منفجره فشرده:7-5 كيلوگرم
برد نهايي: 8 كيلومتر
*مشخصات موشك قسام 3:
طول:بيش از 200 سانتي متر
قطر: 170 ميلي متر
وزن:90 كيلوگرم
وزن مواد منفجره فشرده:20- 10- كيلوگرم
برد نهايي:10 كيلومتر
لازم به ذكر است كه در مجموع، راكت قسام، راكتي ساده و فولادي بوده كه با مواد منفجره و سوخت پر شده و فاقد هر گونه سيستم هدايت شونده است. همچنين 20درصد اين راكتها هنگام برخورد با زمين عمل نمي كنند و منفجر نمي شوند.(10)
فن آوري مورد نياز ساخت راكت از راههاي مختلف و عمدتاً از طريق تلفن، اينترنت و زندانيان آزاد شده از زندانهاي اسراييل كه در زندان، نحوة ساخت راكتها را فرا مي گيرند منتقل مي شود.(11)
*ج) ويژگي هاي تاكتيكي:
از آنجا كه راكتهاي فلسطيني از لحاظ نحوه ساخت، كاربرد و اثرگذاري، به يكديگر شباهت دارند، در اين بخش به ويژگي هاي تاكتيكي راكت قسام اشاره خواهيم كرد كه در مورد راكتهاي ديگر فلسطيني كمابيش صدق مي كنند. اين ويژگي ها باعث استفاده گسترده از راكت قسام و امثال آن به عنوان ابزاري مؤثر در دست مقاومت فلسطين مي شود.
*الف- دشواري نابودي منبع توليد راكت ها: بمبارانهاي كارگاههاي توليد راكت توسط ارتش رژيم صهيونيستي عمدتاً موفقيت آميز نبوده چرا كه توليد اين راكتها نه تنها متوقف نشده بلكه پيشرفت هم داشته است.
*ب- به لحاظ فني، ارتش اسراييل هيچ سلاحي براي ممانعت از حمله هوايي راكتها ندارد و تنها راه ممكن مقابله با پرتاب راكت ها، حمله هوايي به هسته هاي عملياتي يا خود راكت ها، لحظاتي قبل از پرتاب آنها است.
*ج- حمله پيشگيرانه عليه هسته هايي كه به پرتاب موشك مي پردازند، پيچيده و تقريباًً ناممكن است. طبق برآوردهاي ارتش اسراييل، اعضاي گروههاي مقاومت، راكت ها را به وسيله خودروهاي "van" حمل كرده و در پوشش فعاليت هاي كشاورزي، آنها را تخليه مي كنند. همچنين زمان در دسترس براي نيروهاي اسراييلي در جهت اقدام عليه فعالان فلسطيني درگير با عمليات پرتاب موشك، حداكثر 15 دقيقه است و اين دقيقاً همان زماني است كه اعضاي مقاومت، براي هدف گيري راكت ها عليه مواضع اسراييلي و فعال ساختن آنها از راه دور توسط تايمر الكتريكي نياز دارند. بنابراين، براي جلوگيري از پرتاب راكت ها، ارتش اسراييل بايد 24 ساعته بالگردهاي نظامي خود را در حال پرواز نگاه دارد.(12)
در آخرين تحولات صورت گرفته درمورد راكت هاي قسام، سخنگوي گردان هاي عز الدين قسام اشاره كرده است كه اين گردانها پيوسته در حال توسعه راكت هاي خود بوده و اين راكت ها از زمان آغاز به كارگيري آنها دست ساز بوده اند نه وارداتي. گردانهاي عزالدين قسام تأكيد دارند كه از موشك هاي قاچاق شده به نوارغزه استفاده نمي كنند و راكت هاي قسام، توسط مهندسان قسامي ساخته مي شوند. همچنين مواد منفجره به كار رفته در راكت هاي قسام TNT نيست. بلكه ساخت فلسطيني ها است. بايد اشاره كرد كه شاخه نظامي جنبش حماس برعكس شاخة نظامي جنبش جهاد اسلامي از موشكهاي كاتيوشاي "گراد" ساخت روسيه استفاده نمي كند بلكه گردانهاي قسام مدعي اند، راكت هايشان از دقت و هدف گيري بالايي برخوردارند.(13)
*2-4)راكت القدس (گروهانهاي القدس)
راكت القدس كه نوعي راكت كاتيوشا است در اصل كپي كاتيوشاي روسي نوع "Grad" است. به ادعاي مقامات گروهانهاي القدس شاخه نظامي جنبش جهاد اسلامي، اين گروهانها بر خلاف جنبش حماس و شاخه نظامي آن كه راكت هاي كوتاه برد قسام و دست ساز را در اختيار دارد، از راكت هاي كاتيوشاي ساخت روسيه استفاده مي كند، اين سلاح 2 مترو 80 سانت طول، 66 كيلوگرم وزن و كاليبر 122 ميلي متري دارد. راكت نوع "Grad" قادر به حمل سر جنگي 17 كيلوگرمي است و به ادعاي آنان بين 18 تا 30 كيلومتر برد دارد.(14)
راكت "قدس 2" كه بر اساس فن آوري راكت هاي كاتيوشاي روسي ساخته شده 12 كيلومتر برد دارد. در فوريه 2006، جهاد اسلامي مدعي توسعه راكتي دوربرد شد كه قادر به مورد هدف قرار دادن مركز شهر عسقلان بود. طبق اطلاعات واصله از منابع جهاد اسلامي راكت هاي مذكور 13 تا 16 كيلومتر برد داشته و حاوي مادة منفجره TNT است. مقامات جهاد اسلامي اعلام داشته اند كه واحد مهندسي شاخه نظامي اين جنبش قادر به توليد نسل جديد راكت هاي قدس شده كه نسخة بهينه شده نوع وارداتي راكت قدس است كه از قبل مورد استفاده جهاد اسلامي قرار مي گرفته است. اين راكت 2 متر و 30 سانتي متر طول دارد. خبري كه نگراني زياد مقامات اسراييلي را در پي داشت ساخت راكت "قدس 3" همراه با ساخت پرتاب گري بود كه قادر به شليك چند راكت به طور همزمان است.
به زعم مقامات اسراييلي، اين راكت ها با كمك تشكيلات خود گردان و مساعدت فني ايران، در نوارغزه ساخته شده اند. سكوي پرتاب گر 122 ميلي متري راكت هاي قدس كه در هر دفعه توان شليك 10 راكت را به طور همزمان دارد، قادر به پرتاب 40 راكت در عرض 20 ثانيه است و 13 تن وزن دارد. بدين ترتيب فلسطيني ها از نوارغزه توانايي هدف قرار دادن عسقلان، اشدود، نتيووت و افاكيم را پيدا كرده اند. سيستم اين راكت، توسط خدمه اي كه در فاصله 60 متري آن قرار مي گيرد، با كشيدن يك كابل عمل مي كند. با اين اوصاف، فلسطيني ها تخصص و تجهيزات كافي براي ساخت راكت را در اختيار داشته و طي فرآيند سعي و خطا، هر از چند گاهي نمونه هاي پيشرفته تر و مؤثرتري از راكت را به سمت اسراييل هدف مي گيرند.(15)
به ادعاي اسراييلي ها، بعضي از راكت هاي كاتيوشاي جنبش جهاد اسلامي كه 18 تا 30 كيلومتر برد دارند، ساخت روسيه بوده و از مصر به نوار غزه قاچاق شده اند. اين راكت ها تا به حال عليه اهداف اسراييلي شليك نشده اند. به نظر مي رسد جهاد اسلامي با الهام گرفتن از حملات راكتي حزب الله به شمال اسراييل كه موجب خروج اسراييل از جنوب لبنان شد، قصد دارد اسراييل را با حملات كاتيوشا مجبور به تخليه سرزمين هاي مجاور نوار غزه كند. جهاد اسلامي اعلام كرده است، هرگونه حمله انتقام گيرانه اسراييل با پاسخ سريع اين جنبش رو به رو خواهد شد و مهندسان فلسطيني مشغول كار روي راكت هاي وارداتي براي ساخت انواع فلسطيني آنند.(16)
مشخصات:
*3- 4) راكت هاي متعلق به گردانهاي شهداي الاقصي و جنبش فتح:
*الف) راكت ياسر عرفات: به ادعاي مقامات رژيم صهيونيستي، اين راكت كه ساخت گردانهاي شهداي الاقصي است قادر به هدف قرار دادن شهر قدس و تل آويو از كرانه باختري است و بيش بيني مي شود اين راكت ها در صورت بحراني شدن اوضاع، با شدت بيشتري از سمت كرانه باختري به سمت اسراييل شليك شوند. مقامات اسراييل، شليك راكت از سوي شهر جنين در شمال كرانه باختري را تأييد كرده اند. بنابر ادعاي برخي مقامات فتح، راكت ياسر عرفات، پيشرفته ترين راكت فلسطيني است كه تا به حال ساخته شده و براي استفاده در هنگام ضرورت در كرانه باختري نگهداشته مي شود.(17) درباره ويژگي هاي فني اين راكت اطلاعاتي در دست نيست زيرا مقامات اسراييلي هيچ گونه اصابت آن و در نتيجه تحقيقات در مورد ويژگي هاي آن را گزارش نكرده اند.
*ب) راكت كفاح (مبارزه): جنبش فتح مدعي داشتن و پرتاب راكتي به نام تفاح است كه براي اولين مرتبه در اكتبر 2004 آن را از نوار غزه به سوي نتساريم شليك كرده است.
* ج) اقصي 3: در اكتبر 2005 گردانهاي شهداي الاقصي اعلام داشتند كه راكتي به نام اقصي 3 توليد كرده اند كه 17 كيلومتر برد دارد.
*د) در ژانويه 2006 رسانه هاي اسراييلي اعلام كردند مبارزان جنبش فتح در كرانه باختري، راكت "جنين يك" را توليد كرده و به كار برده اند. مقامات رژيم صهيونيستي شليك اين راكت را اولين شليك راكت از سوي كرانه باختري دانستند. گفتني است كه "جنين يك"، راكتي با برد حدود يك مايل است كه در مقايسه با راكت قسام از كيفيت پايين تري برخوردار است.(18)
*4-4) راكت هاي ديگر متعلق به گروههاي مقاومت فلسطين
الف) ناصر 3: به ادعاي منابع اسراييلي اين راكت 30 كيلوگرمي نسخه پيشرفته راكت كوتاه برد "قسام يك" بوده و توسط كميته هاي مقاومت مردمي ساخته شده و برد آن 9-6 كيلومتر است. سر جنگي 5 كيلوگرمي اين راكت، در بردارنده يك فيوز انفجاري و مواد انفجاري، تيغ هاي كوچك فلزي و براده هاي فلز براي افزايش قدرت صدمه رساني آن به افراد است. طبق منابع ارتش اسراييل، سر جنگي ناصر-3 از قسام -2 قوي تر و سوخت آن عبارت از 20 كيلوگرم تركيب نيترات پتاسيم و پودر شكر است. اين راكت از يك سكوي پرتاب ريلي كوچك كه 2 پايه دارد پرتاب مي شود و 4 بالچه براي برقراري تعادل در پرواز راكت به آن وصل شده است. قابل توجه ترين مورد استفاده از راكت ناصر-3 در ژوئن 2004 روي داد كه طي آن 2 شهروند اسراييلي در سدروت كشته شدند. با توجه به اينكه اخبار زيادي پيرامون اصابت راكت ناصر به اسراييل ملاحظه نمي شود. ولي به نظر مي رسد مهندسان فلسطيني توسعه برنامه هاي خود را روي راكت هاي كارآمدتر متمركز كرده اند و طرح توسعه انواع ديگر راكت بويژه توسط حماس به خاطر كارايي و موقعيت نسبتاً خوب راكت قسام هم اكنون مورد توجه نيست.(19)
مشخصات:
*ب) سريه-2: راكت "سريه 2" توسط جنبش جهاد اسلامي توسعه داده شده و عملياتي شدن آن در آوريل 2005 اعلام شد. سريه 2 كه به شكل 12 تايي شليك مي شود 3 كيلومتر برد دارد و تركش هاي آن تا شعاع 13 متري پخش مي شوند. در نوامبر 2004 مقامات جهاد اسلامي اعلام داشتند كه نوع بهينه شده اين راكت با برد 18 كيلومتر را توليد كرده اند. بايد توجه داشت كه راكت سريه در حاشيه فعاليتهاي توسعه سلاح هاي دور پرتاب جهاد اسلامي قرار داشته و اكثر حملات اين جنبش به اسراييل با استفاده از راكتهاي القدس صورت مي گيرد.(20)
*ج)- موشك هاي ضد تانك:موشك ضد تانك"البنا" كه 500 متر برد داردوموشك ضد تانك"البطر" با كلاهك 3/5كيلوگرمي كه برد نهايي آن به سه كيلومتر مي رسد و محصول بومي فلسطين است و موشك پيشرفته هدايت شونده ضد تانك "ساغر" (Sagger) كه ساخت روسيه است و در ارتش سوريه و حزب الله لبنان نيز وجود دارد همچنين گردان هاي القسام توانست موشك ضد تانك "ياسين"را بسازد كه شبيه موشك آر پي جي 7 است و روي شانه حمل مي شود و مي تواند تا بيش از 15 سانتي متر در فولاد نفوذ كند.
*د) موشك هاي ضد هوايي: طبق ادعاي مقامات حماس، اين جنبش اولين موشك ضدهوايي فلسطيني را در نوامبر سال 2004 توليد كرده است كه براي هدف قرار دادن بالگرد هاي اسراييلي، هواپيماهاي بدون سر نشين و ديگر اشياء پروازي اسراييل كه برفراز آسمان نوارغزه پرواز مي كنند ساخته شده است. منابع غربي باور دارند كه طرح توليد موشك هاي ضد هوايي مبتني بر آموزش و فناوري ايران و حزب الله است. همچنين حماس براي ساخت نوعي از موشك ضد هوايي SA-7 كه در اختيار حزب الله است، تلاش كرده است.(21)
موشك SA-7، سلاحي قابل حمل و دوش پرتاب، با كلاهك انفجاري قوي و سيستم هدايت مادون قرمز است. اين موشك اولين نسل موشكهاي سطح به هواي انفرادي شوروي سابق است.(22)
سلاح ضدهوايي ديگري كه به گفته مقامات اسراييلي در اختيار برخي گروههاي مقاومت در نوارغزه است، موشك پيشرفته ضد هوايي "استينگر" است. اين موشك كه ساخت آمريكا است، قابليت پرتاب به تمام اطراف خود را داشته و ويژه دفاع ضد هوايي كوتاه برد است و توانايي هدف قرار دادن هواپيما ، بالگرد، موشك هاي كروز و هواپيما هاي بدون سرنشين كه در ارتفاع پايين پرواز مي كنند را دارا است.(23)
موشك هاي ضد هوايي SA-7 و استينگر از طريق تونل هاي قاچاق اسلحه در رفح، از سال 2000 به نوار غزه وارد شده اند، ولي بايد گفت در مورد وجودموشك هاي استينگر در نوار غزه اطمينان كامل وجود ندارد و اين امر در حد ادعاي قوي مقامات اسراييلي است.(24)
*ه )خمپاره اندازه ها: اولين خمپاره هاي به كار گرفته شده توسط فلسطيني ها، در طول انتفاضه دوم در ژانويه 2001 به شهرك صهيونيست نشين نتساريم واقع در نوارغزه شليك شد و علاوه بر آن، در كرانه باختري هم خمپاره كشف شده است. فلسطيني ها معتقدند مزيت خمپاره در اين است كه دشمن هيچ وقت نمي تواند از خود در مقابل آن محافظت كند. اگرچه اين سلاح دقيق نيست و اغلب به هدف برخورد نمي كندولي قابليت ايجاد سر درگمي و وحشت آن در اسراييل، استفاده از آن توسط گروههاي مقاومت را توجيه مي كند.(25)
بايد توجه داشت مثل برخي سلاحهاي ديگر، فلسطيني ها ابتدا خمپاره هاي مورد نياز خود را از طريق تونل هاي رفح قاچاق مي كردند ولي هم اكنون خبرهايي مبني برتوليد اين سلاح در داخل فلسطين وجود دارد. انواع خمپاره اندازه هايي كه در اختيار گروههاي فلسطيني است عبارتند از خمپاره هاي120، 81، 52 و 60 ميلي متري. سلاحهاي مذكور عمدتاً از سال 2000 وارد نوارغزه شده است.(26)
**5 ) حوزه عمليات موشكي:
با نگاهي به نقشة فلسطين و دقت در نحوة استقرار شهرك هاي صهيونيست نشين و با توجه به چتر امنيتي گستردة رژيم صهيونيستي در كرانه باختري و برد كوتاه راكت هاي فلسطيني كاملاً روشن مي شود كه استقرار و پنهان كردن راكت هاي نظامي در كرانه باختري بسيار دشوار است عمدة پرتاب موشك به سوي اراضي تحت اشغال از نوارغزه و نقاط مرزي آن صورت مي گيرد.
با وجود تمام محدوديت هاييكه رژيم صهيونيستي براي نيروهاي مقاومت فلسطين ايجاد كرده است پرتاب موشك هاي فلسطيني تنها مكانيسمي است كه دشمن صهيونيستي تاكنون نتوانسته است راه مقابله با آن را بيايد. از سوي ديگر با تلاشي كه اين رژيم براي ناكام گذاشتن عمليات استشهادي و چريكي مبذول مي دارد و سرويس هاي اطلاعاتي و امنيتي اين رژيم شديدا براي مقابله با انجام چنين عملياتي آماده اند، به نظر مي رسد، در آينده، تنها راه مقابله با تهاجمات اشغالگران صهيونيست و كاهش قدرت تخريب و نابودي اراضي فلسطين، پرتاب موشك و ايجاد نا امني در اراضي تحت اشغال باشد.
موشك هاي نيروهاي مقاومت به راحتي حمل و نقل مي شوند و از آنجا كه برد موشك ها كوتاه است لذا مبارزان فلسطيني با انتقال اين موشك ها به نقاط مرزي، شهرهاي محل سكونت اشغالگران را مورد هدف قرار مي دهند. نيروهاي مقاومت تاكنون شهرها و شهرك هاي مهمي مثل سدروت، عسقلان، نتساريم، مفتاحيم، مجدل، نتانيا، نقب غربي، بندر اشدود، كيبوتص سعد، نفيه دكاليم، گوش قطيف، كفر داروم، موراگ، خانيونس، نيسانيت، كيسوفيم، عتصمونا، ناحال عوز، كريات ملاخي، شرق البريج، ايزر، بيت لاهيا و ... را توسط راكت و كاتيوشا هدف قرار داده اند.
با وجود برد كوتاه و قدرت تخريب راكت هاي فلسطيني، نيروهاي مقاومت سعي مي كنند با افزايش ميزان پرتاب موشك ها و هدف قرار دادن شهرها و شهرك هاي مهم تر و در دسترس تر، ضعف را تا حدودي جبران كنند لذا تا پيش از تخليه شهركهاي صهيونيست نشين در نوار غزه، عمده حملات موشكي در اين بخش متمركز بود اما با تخليه اين شهركها در دوره شارون، نيروهاي مقاومت با انتقال موشكها به مكانهاي نزديك به اراضي تحت اشغال، عسقلان، سديروت و منطقه نقب غربي را بيشتر از مكانهاي ديگر هدف قرار ميدهند.
به نظر مي رسد، نيروهاي مقاومت فلظطين توانايي هدف قرار دادن مناطق ديگري مانند عفوله و نتانيا را نيز داشته باشند، اما از اين اقدام خودداري مي كنند. شايد يكي از مهمترين دلايل بازدارنده نيروهاي مقاومت فلسطين، نحوه واكنش رژيم صهيونيستي نسبت به پرتاب اين موشك ها باشد زيرا اين مكان وجود دارد كه نيروهاي هوايي رژيم صهيونيستي با اين بهانه، اقدام به قتل عام شهروندان فلسطيني و به راه انداختن حمام خون كنو و توجيه مناسبي نبز براي اين اقدام در برابر افكار عمومي و جهان سياست بيابد.
*6) تسري توليد راكتها به كرانه باختري و شليك آنها از اين منطقه:
نگراني عمده اسراييل در رابطه با راكت هاي فلسطيني، گسترش ساخت اين سلاح در كرانه باختري است، زيرا اكثر تمركز جمعيتي اسراييل در مناطق اطراف تل آويو است و حتي راكت هاي قسام كوتاه برد جنبش حماس و موشك هاي كاتيوشايي كه در اختيار جنبش جهاد اسلامي است، در صورت شليك از كرانه باختري، قسمت عمده جمعيت و صنايع اسراييل را تهديد مي كنند. بنابر اعلام اسراييلي ها تاكنون هيچ راكتي از اين منطقه شليك نشده است . ولي اين امر برخلاف ادعاي فلسطيني ها است كه مدعي شليك موشك جنين با برد يك مايل از شهر جنين واقع در شمال كرانه باختري شده اند. با اين وجود بنابر شواهدي كه از سوي ارتش رژيم صهيونيستي ارائه شده، اين ارتش در دسامبر 2005 در شهر نابلس يك آزمايشگاه ساخت مواد منفجره كه در آن راكت هاي قسام توليد مي شد را كشف كرد.(27)
اگرچه راكتهاي فلسطيني سلاحهايي ابتدايي محسوب مي شوند ولي شهرك هاي صهيونيست نشين كرانه باختري با بيش از 200 هزار نفر جمعيت و اراضي اشغالي 1948 در تيررس راكت هايي كه احتمالاً در آينده از كرانه باختري شليك خواهند شد، قرار دارند.
در طول سال 2006، نگراني اسراييل از احتمال شليك قسام از كرانه باختري افزايش يافت، در اين سال، گروههاي فلسطيني تلاش هايي را براي انتقال مواد مورد نياز براي ساخت سلاحهايي كه بتوانند از فراز موانع امنيتي كرانه باختري عبور كنند، صورت داده اند.(28)
ساخت سلاح در يك كارگاه مخفي نابلس در شمال كرانه باختري در 25 نوامبر، توجه زيادي را به خود جلب كرد. در اين كارگاه، كمربندهاي انفجاري، چاشني انفجاري، اسباب بازي هاي حاوي مواد منفجره و مواد شيميايي مورد نياز براي ساخت مواد منفجره كشف شد. از سوي ديگر فلسطيني ها و در رأس آنها گردانهاي عزالدين قسام، راكتهاي خود را سلاح مؤثري براي ايجاد بازدارندگي در كرانه باختري در آينده مي دانند و كاربرد راكتها در اين منطقه، به اعتقاد گروههاي مبارز موجب توازن وحشت مي شود. فلسطيني ها اين حالت را جواب مناسبي به ساخت ديوار حائل توسط اسراييل مي دانند، چرا كه راكتها به آساني از فراز ديوار مي گذرند و هيچ سيستم دفاعي در اسراييل براي مقابله با آنها وجود ندارد. بايد دانست رژيم صهيونيستي در صورت شيوعاستفاده از راكت در كرانه باختري توسط فلسطيني ها با معضلي حل ناشدني روبه رو مي شودزيرا علي رغم بازداشتهاي گسترده براي ممانعت از شكل گيري صنعت ساخت راكت در كرانه باختري، تنها راه ممكن، انتقام شديد براي شليك هر راكت است تا به فلسطيني ها قبولانده شود قبل از انجام هر حمله به عواقب اين كار فكر كنند. برخي صهيونيست ها معتقدند در صورت اصابت راكت به شهرهايي مثل نتانيا و عفوله، نيروي هوايي اسراييل بايد بدون برنامه ريزي قبلي انتقام گيرد تا منجر به قتل عام گسترده فلسطيني ها شود، ولي اين امر در عمل نمي تواند تداوم داشته باشد و مقاومت فلسطين با اتخاذ روش هاي جديد تر براي مبارزه و افزايش پيچيدگي اين روش ها، به حملات احتمالي پاسخ مي دهد.(29)
*7ـ) عوامل تأثيرگذار بر حملات موشكي فلسطينيان:
با تأكيد نيروهاي مقاومت فلسطين بويژه گردانهاي عزالدين قسام و گروهان هاي القدس بر تداوم عمليات موشكي عليه رژيم صهيونيستي و بهينه سازي موشك ها، تقريباً همواره اين عمليات صورت مي گيرد اما برخي عوامل در افزايش و كاهش ميزان پرتاب اين موشك ها تأثيرگذارند كه عبارتند از:
1) عوامل فزاينده:
- تشديد نظامي گري از سوي رژيم صهيونيستي: بررسي حوادث فلسطين بيانگر اين حقيقت است كه با تشديد نظامي گري و افزايش اقدامات تجاوزكارانه و ايجاد محدوديت براي انجام عمليات چريكي و استشهادي توسط رژيم صهيونيستي، مبارزان فلسطيني به عمليات موشكي عليه رژيم صهيونيستي شدت بخشيده و امنيت شهرهاي صهيونيستي را بيشتر تهديد مي كنند. به عنوان مثال به دنبال به اسارت گرفته شدن گيلاد شاليت و تشديد نظامي گري عليه فلسطينيان و شروع عمليات ابرهاي پاييزي توسط رژيم صهونيستي، نيروهاي مقاومت تنها 119 موشك به سوي نقب غربي پرتاب كردند.(30)
- نقض تعهدات از سوي رژيم صهيونيستي: از آنجا كه رژيم صهيونيستي اغلب به تعهدات خود پايبند نمي ماند، مبارزان فلسطيني تنها واكنش مناسبي كه مي توانند پس از نقض تعهدات از سوي اين رژيم از خود نشان دهند، پرتاب ميزان بيشتري موشك و كاتيوشا به سمت اراضي تحت اشغال است، لذا به دنبال كارشكني از سوي رژيم صهيونيستي، گروههاي مقاومت ضمن صدور بيانيه اي، مسئوليت حملات موشكي به اراضي اسراييل را برعهده مي گيرند.
2) عوامل كاهنده:
- آتش بس: با وجود اينكه نيروهاي مقاومت فلسطين در واكنش به موارد متعدد نقض آتش بس از سوي رژيم صهيونيستي، چندين موشك به سوي اراضي تحت اشغال پرتاب و حتي تهديد به انجام عملياتي موسوم به گل سرخ كه پرتاب 100 فروند موشك به سوي اراضي صهيونيست نشين بود، كردند، اما بايد اذعان داشت كه به طور كلي، اراضي اشغالي شاهد كاهش ميزان پرتاب موشك بوده و آتش بس يك عامل اصلي كاهندة پرتاب موشك محسوب مي شود.
- درگيري هاي داخلي فلسطين: درگيري هاي داخلي در عرصة فلسطين موجب مي شود كه از ميزان تمركز نيروهاي مقاومت بر عامل خارجي يعني دشمن صهيونيستي كاسته شود، در نتيجه، در ساية اختلافات داخلي 2 جنبش فتح و حماس، از حجم موشك هاي شليكي به اسراييل كاسته مي شود.
- پرونده اسرا: پس از به اسارت گرفته شدن گيلاد شاليت و تدوين سندهاي مختلف تبادل اسرا، عمدتاً نيروهاي مقاومت به منظور ثمر دادن عمليات اوهام بر باد رفته ميزان پرتاب موشك به سوي اراضي اشغالي را كاهش دادند.(31)
*8) ميزان پرتاب موشك:
همين سلاح هاي ابتدايي كه در كارگاه ها و زير پلهها ساخته مي شود ، بيشترين امكانات را در اختيار مقاومت فلسطين قرار داد تا بتواند عمق اين رژيم را مورد هدف قرار دهد.
بنا به آمار رژيم صهيونيستي تعداد موشك ها هر سال چندين برابر شده است و از سال 2002 تا 2003 به چهار برابر يعني از 225 فروند به 861 فروند رسيد و در سال 2006 به بيش از 3000 فروند افزايش يافت.
پرتاب موشك هاي مقاومت ، ارتش صهيونيست ها را به خصوص پس از گزارش كميته وينوگراد كه كاهش توان اين ارتش را آشكار كرد ، بيشتر تهديد مي كند و ضعف بيشتر اين رژيم را در مواجهه با جنبش هاي مقاومت و به دنبال شكست در جنگ اخير لبنان و مقابله با حماس در نوار غزه نمايان مي سازد.
تحقيقات به عمل آمده در آمريكا نشان مي دهد كه ميانگين شليك موشك هاي حماس به سوي شهرها و شهرك هاي صهيونيستي از زمان بيرون راندن اشغالگران رو به افزايش نهاده است و از آغاز سال جديد تاكنون ميانگين ماهانه پرتاب اين موشك ها به 200 فروند رسيده است.
*9) اقدامات اسراييل در برابر شليك راكت:
-تاثير موشك ها بر وضعيت داخلي "اسرائيل"
بعد از اصلاحات صورت گرفته در ساخت و نحوه پرتاب اين موشك ها، ديگر در پرتاب اين موشك ها اشتباهي رخ نمي دهد بلكه به ندرت موردي پيش مي آمد كه اصابت اين موشك ها به شهرك هاي يهودي نشين خسارتي بر جاي نگذارد. در حالي كه در قبل از پيشرفته كردن اين موشك ها رسانه هاي صهيونيستي خسارت هاي آنها را جزئي و منحصر به وارد آمدن مقداري خسارت به يك منزل يا خودروي شهرك نشينان و يا خسارت هاي جزئي به ارتش اعلام مي كردند، اما با اصلاحات صورت گرفته در آنها ديگر رسانه هاي صهيونيستي به وارد آمدن خسارت هاي سنگين منازل و ساختمان ها و خودروها و تلفات جاني صهيونيست ها اذعان مي كردند.
با وجود اينكه پرتاب اين موشك ها بدليل پرواز دائمي هواپيما هاي شناسايي و بالگرد هاي رژيم صهيونيستي به سختي صورت مي گيرد، ولي شليك آنها باعث زخمي شدن دهها تن از صهيونيست ها و نظاميان اين رژيم و تخريب دهها منزل و كارخانه در شهرك ها و مجتمع هاي يهودي نشين و نيز وارد آمدن خسارت به پايگاه هاي نظامي مي شود.
در يك نگاه كلي به آمار پرتاب اين موشك ها در 6 سال گذشته مشخص مي شود كه روند پرتاب آنها از يك سير صعودي 200 درصدي در سال برخوردار بوده است. با وجود ابتدايي و دست ساز بودن اين موشك ها، تاثيرات آنها بر جامعه صهيونيستي كاملا قابل مشاهده است ؛ بطوري كه در اظهارات مداوم خود به صراحت تاثيرات آنها را ذكر مي كنند. در اين زمينه حتي كار به جايي رسيد كه رسانه هاي غربي با اعلام اينكه يك موشك ابتدايي باعث تحول در خاورميانه شده است به آن جنبه استراتژيكي داده و آن را در موازنه قدرت موثر بدانند و شبكه خبري CNN آن را يك عامل تنش زا در منطقه خواند. اين اعتراف حاميان صهيونيسم اين نكته را نشان مي دهد كه چگونه يك موشك ابتدايي مي تواند در توازن قدرت ميان رژيم صهيونيستي و فلسطين موثر باشد و نيروي نظامي پيشرفته اين رژيم در مقابله با آن ناتوان باشد. شبكه خبري BBC نيز ساخت اين موشك را پيشرفتي راهبردي براي حماس دانست كه موجب نگراني نيروي نظامي پيشرفته رژيم اشغالگر قدس شده است.
تقريبا تمامي صاحب نظران سياسي و نظامي رژيم صهيونيستي بر اين امر اذعان دارند كه بايد خطر فزاينده موشك هاي قسام عليه نظاميان اشغالگر و شهرك هاي يهودي نشين را جدي گرفت.
اين موشك ها كه اغلب به سوي شهرك اسديروت شليك مي شوند در عين اينكه ضعيف و ابتدايي هستند نكات قوت و امتيازاتي نيز دارند. از جمله اينكه قابل شناسايي و رهگيري با دستگاه هاي پيشرفته ارتش رژيم صهيونيستي نيستند ؛ بطوريكه صهيونيست ها مجبور شدند به ناتواني خود در جلو گيري از پرتاب آنها اذعان كنند.
در همين راستا "آفي ديختر " رييس سابق دستگاه امنيتي رژيم صهيونيستي و وزير امنيت داخلي فعلي اين رژيم در گزارشي امنيتي كه به دولت ارائه داده بود اعلام كرده بود كه طريقه پرتاب موشك هاي قسام واقعا شگفت انگيز است.
اين روند تدريجي پيشرفت در ساخت اجزاي موشك و طراحي و سپس تقسيم وظائف عملياتي و پرتاب موشك با اطمينان از اين كه حضور ارتش در نوار غزه نخواهد توانست مانع پرتاب اين موشك ها شود، ادامه يافت.
در همين حال "يوسي كوبر فاسر " رييس بخش پژوهش هاي كميته اطلاعات نظامي رژيم صهيونيستي مي گويد: حماس از طريق اين موشك ها خواهد توانست تلاش هاي خود براي انجام حملات استراتژيك به رژيم صهيونيستي را ادامه دهد و مبارزان اين جنبش بطور مداوم اقدام به توليد تجهيزات جنگي و بويژه راكت مي كنند.
كارشناسان نظامي رژيم صهيونيستي نسبت به نحوه مقابله با اين موشك هاي دست ساز در آينده بويژه بعد از شكست نظريه " حمايت (از صهيونيست ها) از طريق ديوار حايل" ابراز نگراني كردند.
اين موشك ها باعث شدند كه بدليل ناتواني ديوار حايل در تامين امنيت صهيونيست ها و عدم تناسب آن با وضعيت موجود از اهميت اين ديوار كاسته شود. برخي از گزارش هاي امنيتي حتي از نگراني " آريل شارون" نخست وزير رژيم صهيونيستي تا حدي خبر مي دادند كه ديگر شب ها خواب راحت هم نداشت.
"يسرائيل حسون " يكي از نمايندگان كنيست مي گويد: رژيم صهيونيستي اسير موشك هاي حماس شده است! " عمير ربابورت"خبرنگار نظامي صهيونيستي درباره امتيازات اين موشك مي گويد: با وجود اينكه ميان تسليحات دقيق ارتش رژيم صهيونيستي و موشك ابتدايي حماس فاصله از لحاظ تكنولوژي زياد است، اما اين موشك ترس و وحشت زيادي در ميان ده ها هزار صهيونيست ايجاد كرده است!.
اين موشك همچنين تاثيرات مستقيمي بر روي صهيونيست ها داشته است از جمله:
1- ورود مداوم به پناهگاه هاي زير زميني
2- تعطيلي كلاس هاي درس در همه مدارس و مراكز آموزشي شهرك هاي مجاور نوار غزه
3- خالي بودن پياده روها از عابران و بر قراري قانون منع آمد و شد در شهرك هاي يهودي نشين
4- افزايش آمار فرار از شهرك ها و مجتمع هاي يهودي نشين
5- ارسال تعداد بيشتري از روانپزشكان براي معالجه ساكنان وحشت زده و آسيب ديده
افزايش حملات موشكي نيروهاي مقاومت به روي شهرك هاي صهيونيست نشين در اطراف غزه و برخي مجتمع هاي يهودي نشين داخل خط سبز، باعث بوجود آمدن يك بحران سياسي و نظامي در داخل رژيم صهيونيستي شده است و اعتراض جامعه صهيونيستي به عملكرد دولت صهيونيستي متوقف كردن اين حملات را به دنبال داشته است و حتي در برخي موارد اقدام به برگزاري تظاهرات بزرگي در برخي از شهر ها مي كنند.
تأثير راكت هاي فلسطيني به ويژه راكت قسام بر شهرهاي اسراييل جدي است. طبق اقرار مقامات اسراييل، فلسطيني ها حتي نيازي ندارند كه براي تغيير روند عادي زندگي در اسراييل، راكتهاي زيادي شليك كنند و تنها كافي است هر 2 هفته يك بار راكتي را به سوي مناطقي مثل كفرسابا و هر چند هفته يك بار به بيت المقدس شليك كنند تا زندگي را براي صهيونيست ها غير قابل تحمل سازند.(32)
افزايش تناوب حملات راكتي به اسراييل موجب حملات اين رژيم به مناطق مختلف نوارغزه براي نابودي وسايل و امكانات ساخت و شليك راكت شده است. حملات اسراييل شامل حمله به فعالان مقاومت، ترور هدفمند افراد دخيل در توليد و شليك راكت، تخريب آهنگري هاي مظنون به توليد راكت و تخريب باغها و مزارع مورد استفاده براي شليك راكت بوده است.(33)
علي رغم عدم دقت راكت هاي قسام و محدود بودن قدرت تخريب آنها، اين راكتها به خاطر دشواري مقابله با آنها مورد توجه خاص بوده ا ند. اسراييل براي مقابله با راكت هاي فلسطيني سيستمي تحت عنوان "غروب سرخ" به كار گرفته كه با استفاده از يك رادار، راكت هاي در حال پرتاب را رديابي مي كند. همچنين اين رژيم بلندگو هايي را براي اعلام پرتاب موشك در 20 ثانيه قبل از اصابت آنها نصب كرده است(34) و درصدد خريد يك سيستم دفاع ضد هوايي از سوئيس است كه با شليك پياپي خود راكت هاي فلسطيني را قبل از رسيدن به مناطق جمعيتي اسراييل ساقط مي كند.(35)
واقعيت اين است كه هزينه هنگفتي در اسراييل صرف توليد توپ ليزري كه قادر به هدف قرار دادن راكت هاي كاتيوشا و قسام باشد، شده است ولي همة اين طرح ها متوقف شده اند زيرا موفقيت آميز نبوده اند زيرا موانع فني، عملياتي و اطلاعاتي زيادي بر سر راه مقابله با راكت هاي قسام وجود دارند. به دنبال عدم موفقيت ارتش اسراييل در رويارويي با راكتهاي فلسطيني، علي رغم در اختيار داشتن رادارهاي پيشرفته، سيستم هاي ديد الكترونيكي و سلاحهاي رهگيري، اين ارتش در اقدامي منفعلانه دست به عمليات زميني و تشديد ترورها زده است.(36)
*10)ارزيابي اقدامات ارتش رژيم صهيونيستي براي جلوگيري از پرتاب اين موشك ها
پيشرفت مداوم در ساخت موشك ها از يك سو و و تاثيرات مهم امنيتي و نظامي از سوي ديگر، ارتش را بر اين داشت كه بزرگترين و گسترده ترين حمله نظامي خود را به نوار غزه انجام دهد.
عمليات هايي مانند روزهاي ندامت، ميدان خار، جهنم غلطان، سپر دفاعي، سفر رنگارنگ، سرنوشت محتوم، سوار شبگرد، رنگين كمان، پيكان جنوبي، راه قطعي، باران اول و بالاخره حمله كنوني همگي تلاش هايي براي جلو گيري از پرتاب موشك هاي قسام بود. ارتش براي اين منظور از شيوه هاي گوناگوني استفاده مي كرد از جمله:
1- بمباران كارگاه هاي صنعتي و تراشگري ها و آهنگري ها
2- به راه اندازي سيستم هاي هشدار امنيتي در داخل شهرك هاي يهودي نشين اطراف نوار غزه
3- در خواست استقرار نيرو هاي امنيتي تشكيلات خودگردان در شمال نوار غزه براي جلوگيري از پرتاب موشك ها
4- اختصاص بيش از 20 ميليون دلار براي تجهيز دستگاه هاي هشدار دهنده و سيستم هاي صوتي، مقاوم سازي ساختمان هاي شهرك هاي يهودي نشين اطراف نوار غزه، مقاوم سازي فوري موسسات و ساختمان هايي كه در تير رس موشك هاي قسام هستند، تجهيز آژير هاي هشدار دهنده و پخش كننده صدا از طريق سيستم هاي هشدار دهنده معروف به "فجر أحمر " (صبح سرخ).
5- ايجاد كمربند امنيتي در شمال و شرق نوار غزه براي جلوگيري از حملات مبارزان فلسطيني
6- راه اندازي آزمايشي " سامانه گنبد پولادين" براي مقابله با موشك هاي قسام توسط عمير پرز وزير جنگ سابق رژيم صهيونيستي
7- قطع آب و برق نوار غزه براي تحت فشار قرار دادن مقاومت
8- ايجاد توسعه سيستم بند راكتهاي كاتيوشا ( نوتيلوس) با استفاده از اشعه ليزر با حمايت مشترك مالي آمريكا و اسراييل
9- طرح ايهود باراك وزير جنگ اسراييل موسوم به ( كلاهخود ) براي مقابله با موشكهاي قسام و تخصيص بودجه اي معادل 811 ميليون شيكل
با اين همه ارتش رژيم صهيونيستي در مقابله با اقدامات ابتكاري مقاومت در زمينه توسعه موشك ها ناتوان ماند و با اظهار عجز از جامعه بين المللي براي توقف پرتاب اين موشك ها از راه ديپلماتيك استمداد كرد.
بسياري از گزارش هاي امنيتي "اسرائيل" حاكي از ناتواني آن در مقابله با موشك هاي قسام است. از جمله اين گزارش ها اظهارات "بن كاسيت" تحليلگر سياسي است كه مي گويد: "بايد با شجاعت واقعيت را پذيرفت. ارتش در حال حاضر نمي تواند براي حل مشكل موشك هاي قسام راه حلي پيدا كند و تنها كاري كه مي تواند انجام دهد اين است كه نوار غزه را اشغال كند."
پروفسور " ميشال فروند"مي گويد: "هزاران صهيونيست در خانه هاي خود منتظر اصابت موشك هاي قسام بر سقف ضعيف خانه هايشان هستند. افسران رژيم درحاليكه موشك هاي قسام منازل و خودشان را هدف قرار مي دهد، مي گويند اين موشك ها دقيق نيستند."
بعد از شكست تمامي تلاش هاي ارتش صهيونيستي براي جلوگيري از پرتاب اين موشك ها، اكنون رژيم صهيونيستي راهكارهاي اقتصادي از قبيل وعده سرمايه گذاري هاي هنگفت در شهرك ها و بويژه شهرك اسديروت، بسته هاي حمايتي ويژه و امتيازات ويژه در زمينه هاي رفاه،تعليم،صنعت، بهداشت و كارگري ارائه مي دهد.
در اقدامي در راستاي منصرف كردن صهيونيست ها از كوچ و مهاجرت، كنست رژيم صهيونيستي به اتفاق آراء پيش نويس طرح اعطاي تسهيلات مالياتي 13 درصدي به ساكنان شهرك هاي اطراف نوار غزه را تصويب كرد. وزارت دفاع اين رژيم نيز 50 ميليون دلار براي مقاوم سازي ساختمان هاي شهرك هاي واقع در اطراف نوار غزه اختصاص داد. اما با همه اين وعده ها نتوانست آنها را به ماندن در آنجا راضي كند.
يكي از ساكنان شهرك "اسديروت" وضعيت اين شهرك را اين چنين بيان مي كند:"زندگي ما در اينجا تبديل به يك جهنم غير قابل تحمل شده است و ادامه زندگي بدين طريق فايده اي ندارد، ما كل شب را نمي توانيم چشم بر هم بگذاريم و از ترس موشك هاي قسام چشم به آسمان مي دوزيم!"(37)
*نتيجه گيري:
به دليل گسترده تر شدن كمربند امنيتي رژيم صهيونيستي، عدم استقبال مقامات فلسطيني از انجام عملياتيها? چر?ك?، عدم سازماندهي مناسب و هماهنگي هاي لازم ميان عاملان چنين عملياتي، عدم آموزش كافي مبارزان فلسطيني، موقعيت جغرافيايي نامناسب فلسطين براي انجام چنين عملياتي، عمليات چريكي چنداني در فلسطين صورت نمي گيرد لذا پس از انتفاضه الاقصي تاكنون غير از 2 عمليات تأثيرگذار، عمدة تمركز نيروهاي مقاومت، متوجه عمليات موشكي و استشهادي بوده است.لذا نيروهاي مقاومت فلسطين كه از تسليحات نظامي مجهز برخوردار نيستند سعي مي كنند با همان موشك هاي كوتاه برد خود كه در واقع راكت محسوب مي شوند، امنيت اراضي اشغالي را تهديد و با ايجاد رعب و وحشت در جامعة صهيونيستي، روحية مقاومت در جبهه فلسطين را تقويت كنند. نيروهاي مقاومت به خوبي مي دانند كه در ساية محدوديت ها و كنترل هاي رژيم صهيونيستي، پرتاب موشك تنها مكانيسم دفاعي فلسطين محسوب مي شود و در آينده تنها راه مقابله با تهاجمات اشغالگران صهونيست خواهد بود.
با توجه به برد كوتاه موشك هاي فلسطين، نيروهاي مقاومت تاكنون صرفاً شهرها و شهرك هاي صهيونيست نشين نزديك نوارغزه را مورد هدف قرار داده اند. به هر حال تقريباً روزي نيست كه به سوي شهرك هاي صهيونيست نشين بويژه سدروت و منطقة نقب موشكي پرتاب نشودباتوجه به اينكه رژيم صهيونيستي به دنبال راهكار مناسبي براي مقابله با موشك هاي فلسطيني و امن تر كردن اراضي اشغالي براي جامعة صهيونيستي است اما نتوانسته موشك ها و راكت هاي فلسطيني را قبل از برخورد با هدف در هوا منفجر يا منحرف كند از اين رو نيروهاي مقاومت بايد تلاش كنند به موشك هاي پيشرفته تر و داراي برد و سرعت بيشتر دست يابند و براي مقابله با اين رژيم از روشهاي نويني بهره گيرند.
